آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارزانی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 

مهمترین اعمال این ماه

شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)

سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.

1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیع‏الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روزه، كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید

روز هشتم:

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)

در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

و البته ببسیاری معتقدند روز نهم ربیع ،آغاز امامت آقا امام زمان (عج) می باشد بین روز هشتم و نهم ربیع بین محدثان اختلاف است. ما قول مشهور را آورده ایم ، و اینگونه نیست که فردای روز شهادت امام یازدهم آغاز امامت امام دوازدهم باسد بلکه توأم با شهادت یک امام آغاز امامت امام بعدی است چرا که  امامت ایشان از قبل مشخص بوده است.

 

روز دهم :

روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(4)

روز دوازدهم:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(5)

همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.(7)

اعمال مستحب در این روز به شكرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو ركعت نماز مستحبی كه در ركعت اول بعد از حمد، سه بار سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.


روز چهاردهم:

در سال 64 در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)

وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(9)

شب هفدهم:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است شب بسیار مبارکى است.(10)

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه 61 )

2) روزه: كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه 603 )

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال كردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )

4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر كس بعد از وفات من، قبرم را زیارت كند مانند كسى است كه به هنگام حیاتم به سوى من هجرت كرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیك زیارت كنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (كه به من مى رسد).(همان ص 604)

5) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى كه امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى كنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت كرد.(همان مدرک، صفحه 608 ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).

6) تكریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تكریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار كرده است.

بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم"

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشكیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره كامل گیرند. 

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(11)

روز هفدهم:

همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(12) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).

همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد  در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند. 




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: برکات و اعمال ماه ربیع الاول , مهمترین اعمال ماه ربیع الاول , حضرت محمد , امام زمان , برکات روز اول تا هفتم ماه ربیع الاول , ام ابیها , امام عصر ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


در قیامت از زمان و مکان خبری نیست...به عبارتی احکام اجسام با یکدیگر مغایر است..

حضرت امیر در مورد ویژگیهای قیامت در نهج البلاغه می فرمایند:

(همانا پس از نابودی جهان تنها خدای سبحان باقی می‏ماند، تنهای تنها که چیزی با او نیست، آنگونه که قبل از آفرینش جهان چیزی با او نبود، بی وقت و زمان، نه روزگاری و نه مکان، در آن هنگام مهلت‏ها به‏سرآید، سالها و ساعتها سپری شود و چیزی جز خدای یگانه قهار باقی نمی‏ماند)

-خلاصه اینکه جواهر جسمانی مادی ؛حرکت ،ذاتی انهاست ،به عبارتی حرکت را نمی توان از ان گرفت ؛و همه اجسام مادی ای که شما مشاهده می کنید ؛خود جوهر متحرک نیستند بلکه هر چه شما می بینید عوارض ان جوهر هستند؛مثلا یک میز که داری شکل خاص و رنگ و جرم و انچه محسوس است و شما انرا می بینید همه اعراض ان جوهر هستند ؛نه خود جوهر متحرک که همه این اعراض به ان قائم است ؛به عبارتی این جوهر متحرک با عقل درک می شود نه با حس ؛ولی عوارض ان همان نمودهایی هستند که ما به شکل کمیت و کیفیت و غیره از ان حقیقت اصلی می بینینم...


با توجه به اینکه اصل حرکت جوهری که مرحوم صدرا انرا مناطی برای پذیرش چونین نگرشی قرار داده اند ؛منطبق بر جواهر مادی است یا حداقل جواهری که حظی از ماده داشته باشند هر چند در فعل ؛نه غیر مادی مستقلا ؛نتیجتا ان وجودی قابل حرکت جوهری است که اصل سیالیت در ان مندک باشد و چونین وجودی مختص در مراتب استعدادی است این در حالی است که عالم اخرت دار استقرار و قرار و فعلیت است نتیجتا چونین امری خارج از نظام ان عالم است نتیجتا انجایی که بویی از ماده و متعلقات ان نباشد حرکت جوهری بی معنا می گردد؛پس ان صور دومی که در قران بدان اشاره شده است در اصل در حد فاصله متعارف نیست که همانند صور اول احکام انرا نیز داشته باشد چون صور اول در لحظه دار جهان مادی زده می شود ولی صور دوم در مرتبه ای دیگر زده می شود که فارغ از احکام مادی و افعال مادی می باشد نتیجتا بر اساس گفته معصومین از جمله نهج البلاغه و خود قران ان مرتبه فارغ از زمان و مکان می باشد تا شرایط تدریج نیز در ان صدق نماید نتیجتا اصل تدریج دیگر بی معنا میشود چون احکام هر مرتبه از وجود مختص همان مرتبه می باشد...

این در حالی است که خداوند می فرماید:

فانما هى زجره واحده ..
فاذا هم بالساهره ..


ارى این بازگشت تنها با یك صیحه عظیم واقع مى شود ...
كه ناگهان همه مردگان ، روى زمین قرار مى گیرند ...

نتیجتا ایه مورد نظر معنای ایه:

و ما امر الساعه الا كلمح البصر او هو اقرب ..

ظاهر می کند...

البته حدیث مورد نظر (در گفتگوی امام صادق با زندیق) و همچونین ایه بالا ناظر به الحاق ابدان به ارواح است ...

از طرفی اگر شما اصل مسئله را هم روی غایت فعل (استوای بدن!) ببرید باز با توجه به توضیح بالا اصل قضیه منتفی نمی شود البته توجه دارید که وقتی مکان و زمانی در کار نباشد دیگر فاصله ای بین افاضات جوهری و ان وجود سیال دنیوی (وجود سیال بدن در دنیا) باقی نمیماند چون انچه بین مقاطع وجود و یا به عبارتی انات وجودی بدن فاصله انداخته است همبن احکام مادی است ولی وقتی ان احکام از بین رفته باشند ابتدا وانتهای این سیال برای هم جمع می گردند و یا به عبارتی حضور می یابند و این برداشته شدن ویژگیهای مادی از قبیل زمان و مکان وغیره خود بهترین دلیل بر جمع شدن انی ذرات است چون این ذرات مندک در نظام واحکام ان می باشند نتیجتا دیگر نیازی به تدریج واین حرفها نیست..
اما در مورد رابطه بین جسم و روح باید این مطلب را در نظر داشت که رابطه انها در نفس خود رابطه همان انسانیت است به عبارتی نفخ روح در جسد ان است که جسد را به عینه انسان کند نه اینکه چیزی به چیزی اضافه گردد نتیجتا اصل این رابطه عینیت در انسانیت دارد ؛علهذا اتحاد بین ان دو اتحادی حقیقی است ..
از جهتی دیگر تشخص بدن به نفس متکی است نه به جرم ان از این روست که وجود و تشخص بدن به بقای نفس باقی است هر چند عوارض و لوازم واجزای ان دگرگون شود بنابراین انچه یک شخص را بعد از هشتاد سال تغییر در بدن باز هم او باقی نگه می دارد ؛وحدت نفس اوست .نتیجتا این تشخص بر اساس بقای روح پابرجاست .البته جناب صدرالمتالهین صور خیالی را مجرد می دانند چون این صور در عالم نفس واقعند و نتیجتا همراه با نفس از بدن رخت می بندند ؛بر اساس چونین نظره ای بعد از فراق نفس از بدن دیگر قوه حسی زایل شده و قوه خیال کامل می گردد نتیجتا قوه خیال صورت های حسی را در خود دارد که همین صور خیالی ارتباط بین نفس و جسد را منتج می کند ؛پس نفس در ذات خود گوش و چشم و چشایی و بویایی دارد که به وسیله ان محسوساتی که از این جهان غایبند ادراکی جزئی می کند نتیجتا نفس ذات خود را در حالی که از دنیا جدا شده است تصور می کند و خود را عین همان شخصی که در میان قبر نهفته است توهم می کند و لی خود را مدفون می یابد و رنجها و دردها را درک می کند..که این امر را بر اساس حدیث معروف (عجب الذنب) تشریح نمودهاند..البته بر اساس این دید قوه خیال نمی تواند به جای بدن اصلی جایگزین گردد که صدرا این امر را گوشزد نموده است...
در هر حال بر اساس همین تشخص نفس و بقای بدن به بقای او و همچونین ارجاع هر امری به اصل خود در ان روز که نفس و ابزار او که بدن باشد از این قاعده مثتثنی نیست می توان این ارتباط بین ابدان وارواح را رقم زد..
البته یک نظریه دیگر نیز وجود دارد وان اینکه چون بدن انسان با عقل عملی و یا اعمال تکامل پیدا می کند که این تکامل یعنی اینکه وجود این بدن در طول عمر شخص سیلان دارد نتیجتا اعمال شخص منطبق می شوند بر جهات وجودی او در این سیلان وجود ؛و تاثیر این عمل در ان مقطع بر نفس شخص ؛این یعنی همان حمل شعور به وسیله جسم و شهادت اعضا بر انسان در قیامت نتیجتا تکامل جسم همراه با تکامل روح و نفس می باشد و در ان موقف (قیامت) وقتی زمان و لوازم مادی کنار رود تمام این مقاطع منطبق بر وجود جسم مادی برای یکدیگر حضور پیدا نموده و چونین چیزی شهادت رابه دنبال می اورد چون شهات همان حضور عینی عمل است ..
پس این بدن با این شرایط غیر از نفس متاثر از ان کمالات با چیزی دیگری اتحاد پیدا نمی کند ..



:: برچسب‌ها: * * * معاد , جسمانی مثالی است یا جسمانی مادی ؟؟ * * * , قیامت امام زمان , امام عصر , امام منجی , معاد , معاد جسمانی , معاد مادی , معاد مثالی , قیلمت کبری , قیامت صغری , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

راهکارهای عضویت در بیت الولایه امام زمان (ع):

از آنجا که مهمترین خانه ی الهی در عصر امروز، خانه ی امام زمان (ع) است و ورود به آن شرط عضویت در بیوت انبیاء به شمار می رود، به برخی از مهمترین راهکارهای عضویت در خانه ی آن حضرت اشاره می کنیم:

1. عشق و محبت اهل بیت(ع)

امام باقر (ع) فرمودند:
(مَن أحَبَّنا فَهُو منّا أهل البَیتِ)
«هر کس ما را دوست بدارد او از ما اهل بیت است.»

2. تقوی و اصلاح طلبی

امام صادق (ع) فرمودند:
(مَن اتَّقی مِنکُم و أصلَحَ فَهُو مِنّا أهل البیتِ.
« هر یک از شما که پرهیزگار و اصلاح گر باشد، از ما اهل بیت است.»
رسول خدا (ص) فرمودند: (آلُ محمد کلُّ تقیٍّ)
«هر پرهیزگاری، از خاندان محمد است.»

3. اطاعت و پیروی از خدا

امام رضا (ع) فرمودند:
(إذا أطَعتَ اللهَ فَأنتَ منّا أهل البیتِ)
«اگر از خداوند فرمان بری، از ما اهل بیت هستی.»

4. قبول و دخول در ولایت اهل بیت (ولاء سیاسی)

امام صادق (ع) فرمودند:
(... مَن دَخل فیها (ولایَتَهُم) دخل فیِ بیت النبی(ص)
«هر کس در ولایت ائمه اطهار (ع) داخل شود در خانه پیغمبر (ص) وارد شده است.»

5. شیعه ی خاص و خالص

رسول خدا (ص) فرمودند:
(انَّ الشیعه الخاصَّه الخالِصَه مِنّا أهل البَیتِ)
«شیعیان خاص و ناب، از ما اهل بیت هستند.»



:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: امام زمان , امام عصر , امام متقیان , راهکار ارتباط با امام زمان , راهکار های عضویت در بیت الولایه امام زمانفبیت الولایه امام زمان , بیت الولایه , امام زمان(عج) , ام ابیها , عشق و محبت اهل بیت , تقوی واصلاح طلبی , اطاعت و پیروی از خدا , قبول دخول در ولایت اهل بیت , ولاء صیاصی , شیعه ی خاص وخالص , امام صادق فرمود ,
تاریخ انتشار : جمعه 8 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر




قربانعلی دری نجف‌آبادی

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، كسی را نرسد كه بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.

ادامه مطلب

:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: حضرت مسیح , مسیح (ع) , عیسی مسیح , عیسی بن مریم , ابن مریم , حضرت مهدی , امام عصر , امام زمان(ع) , حضرت مسیح وامام زمان , حضرت عیسی وامام زمان , حضرت مسیح در رکاب امام زمان , حضرت مسیح در خرمت امام زمان , ام ابیها , نجف ابادی , قربانعلی دری نجف ابادی ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 4 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


نماز اول وقت از ویژگی منتظران

زُهَری می گوید :

سال ها آرزوی ملاقات صاحب الزمان را داشتم و در این راه زحمت فراوان کشیدم و پول زیادی خرج کردم ، اما موفق نشدم . تا اینکه به محضر محمد بن عثمان ، نایب دوم امام زمان (ع) رفتم و مشغول خدمت شدم . روزی از ایشان پرسیدم :

آیا می توان امام (ع) را ملاقات کنم ؟

او گفت :

صبح اول وقت بیا !

فردا صبح ، اول وقت ، به خدمت ایشان مشرف شدم .

او به استقبال من آمد . در همان حال جوانی را دیدم که چهره ای به زیبایی او ندیده و عطری به خوشبوتر از رایحه وجودش به مشامم نرسیده بود . لباسی مانند تجّار به تن کرده و چیزی در آستین نهاده بود ؛ چنانکه تجّار معمولا اشیاء گران بهای خود را در آستین می نهند .

وقتی نظرم به او افتاد ، به طرف محمد بن عثمان برگشتم ، او با یک اشاره تمام وجود مرا به آتش کشید و به من فهماند کسی را که می جستی اکنون در مقابلت نشسته است .

از امام زمان (ع) سوالاتی نمودم و ایشان پاسخ فرمود ، و بسیاری از آنچه را که می خواستم بپرسم ، نپرسیده جواب فرمود . آنگاه برخاستند تا وارد اتاقی دیگر شوند که من تا آن مدت اصلا متوجه آن اتاق نشده بودم ، در این حال ، محمد بن عثمان گفت :

اگر می خواهی چیز دیگری بپرسی ، بپرس که بعد از این دیگر امام (ع) را مشاهده نخواهی کرد . به طرف حضرت (ع) شتافتم تا سوالاتی دیگر را مطرح کنم . اما امام (ع) توجه

نکرد و داخل اتاق شد و آخرین جمله ای که فرمود ، این بود : ملعون است ، ملعون است کسی که نماز مغرب را آنقدر به تأخیر اندازد که ستارگان در آسمان آشکار شوند . ملعون است ، ملعون است کسی که نماز صبح را آنقدر به تأخیر اندازد که ستارگان در آسمان ناپدید شوند . ۱

 




:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: نماز اول وقت از ویژگی منتظران , نماز , منتظران , ویژگی منتظران , نماز اول وقت , امام زمان , امام عصر , اول وقت , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر



مکان زندگی

امام ششم علیه‌السلام می‌فرماید:

در غیبت کبری به جز نزدیکترین دوستان، کسی از جایگاه او اطلاع نخواهد داشت. 6

نیز وارده شده که در غیبت کبری کسی از اقامتگاه او اطلاع ندارد، جز خدمتکاری که متصّدی امور آن سرور است. 7

مرحوم شیخ مفید می‌فرماید:

اخبار فراوانی از پیشوایان معصوم علیهم‌‌السلام به ما رسیده که برای قائم عجل‌الله تعالی‌فرجه دو غیبت است که یکی طولانی‌تر از دیگری است. در غیبت کوتاه، خواصّ شیعه از جایگاه او آگاهند، ولی در غیبت طولانی او، مردم از اقامت‌گاه او بی‌خبر خواهند بود، به جز دوستان مورد اعتماد که متصدّی خدمت‌گزاری آن حضرت هستند. 8

آنچه مسلّم و تردیدناپذیر است این که آن حضرت همه ساله در مراسم حجّ شرکت می‌کند و خانه خدا را زیارت می‌کند، ولی انبوه حج‌گزاران او را نمی‌بینند 9 و اگر بینند نمی‌شناسند. 10

از این رهگذر در طول غیبت آن خورشید جهان تاب، دلباخت‌گان کوی او به حج خانه خدا روی آورده، در مراسم حج به جستجوی او می‌پردازند، و چه بسیار نیک بختانی که توفیق تشرّف و به پیشگاه آن کعبه مقصود و قلبه موعود را در کنار خانه خدا یافته‌اند. 11 ¬لیکن در غیر ایام حج، دلیل قاطعی بر اقامت آن بزرگوار در مکان معیّنی نداریم. فقط اشارات و کنایاتی در برخی از احادیث وارد شده که بخشی از آنها را یاد‌آور می‌شویم.


1- سرزمین‌های دور دست:

در توقیع شریفی که در سال410هجری از ناحیه مقدسه برای شیخ مفید صادر شده است؛ حضرت بقیة‌الله عجل‌الله تعالی فرجه چنین مرقوم فرموده‌‌اند:

اگر چه ما در سرزمین دوردستی سکنی گزیده‌ایم که از جایگاه ستمگران بدوریم – زیرا خداوند مصلحت ما و شیعیان مؤمن ما را در این دیده که تا حکومت دنیا در دست تبهکاران است در این نقطه دور دست مسکن نمائیم- ولی از اخبار شما آگاهیم و هرگز چیزی از شما بر ما پوشیده نمی‌ماند و می‌دانیم که چه گرفتاری و پریشانی به شمار رسیده است... 12


2- مدینه طیّبه:

هنگامی‌که از امام حسن عسگری علیه‌السلام پرسیدند: اگر حادثه‌ای بر شما روی داد از فرزند بزرگوار شما کجا سراغ بگریم؛ حضرت فرمود: در مدینه‌. 13

امام صادق‌علیه‌السلام نیز به‌هنگام بحث از غیبت کبری می‌فرماید: وه چه جایگاه خوبی است مدینه. ‌14


3- دشت حجاز:

توضیح آن در تشرف ابراهیم‌بن مهزیار به اختصار گذشت. 15


4- کوه رضوی:

امام صادق‌علیه‌السلام از کوه رضوی یاد می‌کند و می‌فرماید:

از هر درخت میوه در آن هست و چه پناهگاه خوبی است برای شخص خائف. وه چه پناهگاه خوبی!... صاحب این امر را در آن دو غیبت است: یکی کوتاه و دیگری طولانی. 16


5- جابلقا و جابلسا:

مرحوم نوری می‌نویسد:

اخبار بسیاری هست که از نظر معنی متواترند، و دلالت دارند بر اینکه در شرق و غرب جهان دو شهر به‌نام‌های جابلقا و جابلسا وجود دارند که اهل آنها از انصار حضرت‌ ولی‌عصر عجل‌الله ‌‌‌تعالی‌فرحه هستند و در محضر آن حضرت خروج می‌کنند. 17


6- شهر مهدی

عجل‌الله تعالی‌فرجه: علامه مجلسی در جلد السماء العالم بحارالانوار از کتاب قسمت اقالیم ارض و بلاد آن که تألیف یکی از علمای اهل سنّت است، نقل می‌کند که:

بلد مهدی‌ علیه‌السلام شهری است نیکو و محکم که آن‌را مهدی فاطمی بنا کرده و برای آن قلعه‌ای قرار داده است. 18 [البته هیچ ربطی به مکان زندگی حضرت مهدی‌علیه‌السلام ندارد.]


7- بیت‌الحمد:

امام صادق‌ علیه‌السلام می‌فرماید:

برای صاحب این امر خانه‌ای است که به آن بیت الحمد گفته می‌شود. در آن خانه چراغی است که از روز ولادت آن حضرت روشن است و این چراغ تا روزی که آن حضرت با شمشیر قیام کند خاموش نمی‌شود. 19


8- جزایر مبارکه:

داستان مفصّل و معروف انباری حکایت از آن دارد که شخص محترمی در مجلسی عون‌الدین وزیر اظهار داشت که من به سال 622 هجری از زادگاه خود همراه یک کاروان تجارتی به سرزمین بربر رفتیم و از آنجا سفر دریائی خود را آغاز کردیم. سرانجام به جزیره‌هائی رسیدیم که همسفران و حتی ناخدای کشتی برای نخستین بار به آن جزیره‌ها رسیده بودند. اسامی آن جزایر عبارت بود از: مبارکه، زاهره، صافیه، ظلوم و عناطیس که ساکنان آنها همگی از شیعیان بودند و بر آنها 5 نفر از اولاد حضرت صاحب‌الزمان‌عجل‌الله تعالی‌فرجه به نام‌های طاهر، قاسم، ابراهیم، عبدالرحمن و هاشم حکومت می‌کردند.

آنگاه بطور مفصّل از اخلاق و رفتار نیکوی آنها و از صفا و زیبائی بی‌نظیر آنجا سخن گفته است. پس از پایان یافتن سخنان وی، وزیر ناصبی از یکایک حاضران تعهدّ گرفته که این داستان را هرگز نقل نکنند، و آنها تا روزی که آن وزیر زنده بود آنرا مخفی نگه داشته‌اند.

این داستان در منابع فراوانی به تفصیل آمده است. از جمله:

1- الصراط المستقیم تألیف زین‌الدین علی‌بن یوسف عاملی.

2- السطان المفرج من اهل‌الایمان تألیف علی‌بن عبدالحمید نیلی.

3- حدیقةالشیعه تألیف مقدس اردبیلی (ص756- 770).

4- الانوارالنعانیه تألیف سید نعمة‌الله جزایری (ج2، ص 58- 65).

5- جنةالماوی تألیف مرحوم نوری طبرسی. 20

6- نجم الثاقب نوری (ص217- 228).

7- العبقری‌الحسان تألیف نهاوندی (ج 2، ص 123- 126).

و خلاصه آنرا مرحوم شیخ حرّ عاملی صاحب وسائل الشیعه در کتاب اثبات الهداة نقل کرده است. 21

9- جزیره خضراء: فضل بن یحیی نویسنده معروف قرن هفتم- به تاریخ 11 شوال 699 هجری- مشروح سرگذشت علی‌بن فاضل مازندرانی را در شهر حلّه از زبان شخص ایشان شنیده و آن را در کتابی بنام الجزیرة الخضراء گرد آورده است. تحقیق و تقضیل این رویداد را، پژوهشگر معاصر استاد علی‌اکبر مهدی‌پور در کتاب جزیره خضراء تبیین نموده است.


همسر و فرزند

در مورد اینکه آیا حضرت بقیة‌الله عجل‌الله تعالی‌فرجه در دوران غیبت کبری همسر و فرزندانی دارد یا نه؛ دلیل قطعی بر وجود یا عدم آن در دست نیست. لیکن به استناد سه گروه شواهد و قرائن؛ داشتن همسر و فرزند برای آن حضرت قابل اثبات است:



ادامه مطلب

:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: زندگی امام زمان‌ علیه‌السلام در غیبت , غیبت , غیبت امام زمان , امام زمان , امام عصر , زندگی در غیبت , زندگی امام عصردر غیبت , امام زمان(عج) , امام عصر(عج) , ام ابیها , غیبت امام ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
این جمعه هم گذشت

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که اب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف انچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ،جرعه ی ابی که خورده ام

ازراه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از یر شعر گفتن ،حتی قلم گذشت

تاکی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای ارام میشوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت





:: مرتبط با: امام زمان (عج) , اشعار مذهبی ,
:: برچسب‌ها: امام زمانف شعر مذهبی , این جمعه هم گذشت , شعر مهدوی , شعر درباره ی امام مان , ام ابیها , اشعار مذهبی , شعر امام زمان , اشعار ائمه , شعر درباره ی حضرت مهدی , قائم ال محمد , امام عصر , اشعار مذهبی و مهدوی , غروب جمعه ,
تاریخ انتشار : جمعه 24 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : پنجشنبه 23 آذر 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : پنجشنبه 23 آذر 1391 | نظرات ()

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic