آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر

ammar-nehzat-karbala.jpg

هدف عالی قیام حسین (ع) از زبان خود امام

قیام مقدس و پرشكوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حكومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان كشمكش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2). 

و بـا یك حـركت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كلیدى دسـت یافتند و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حكومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید كه اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظیفه مى كرد كه در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت كند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى كه از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است كه از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد كه امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود كه عناصر فاسد و غیر لایق, تكیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاكمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود. 
چـند نمونه از تـاكیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود: 
 

ویژگى هاى پیشواى مسلمانان

1 - در نخستین روزهایى كه امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود, در پاسخ ولید كه پیشنهاد 
بیعت بـا یزید را مطرح كرد, فـرمود: اینك كه مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند, باید فاتحه اسلام را خواند(4). 
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفیان نوشت: 
... امام و پیشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى كرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5). 
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام «بیضه» خطاب به «حر» خطبه اى ایراد كرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد: 
«مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شكند, بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد, ولى او در مقابـل چنین حكومتى, بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند, بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد. 
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترك و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین كه دین جدم را تغییر داده اند, از دیگران شایسته ترم ...» (6). 
حاكمیت بـنى امیه كه امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود: 

محو سنتها و رواج بدعتها

آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت: 
«...اینك پیك خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به كتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى كنم, زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم كه سنت پیامبر به كلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنوید, شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم كرد...» (7). دیگر به حق عمل نمى شود. 
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام «ذى حـسم» در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود: 
«پـیشامدها همین است كه مى بـینید, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشكار و نیكیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و كم علف, به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است. 
آیا نمى بینید كه دیگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد كه شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...» (8). 
 

مسخ هویت دینى مردم

حاكمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هویت دینى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود: 
((...مردم بندگان دنیایند, دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى كه معاش و زندگى مادیشان رونق دارد, در اطراف دین گـرد مىآیند, اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند, دینداران در اقلیت هستند. 
 

پیام جاوید قیام امام حسین(ع)

پیام قیام با شكوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست, بلكه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است, هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا كه احكام خدا تغییر و تحریف یابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند, در هر جـامعـه اى كه ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى یزیدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, كارى حـسینى خواهد بود.

 




:: مرتبط با: محرم , امام حسین (ع) ,
:: برچسب‌ها: هدف عالی قیام حسین (ع) از زبان خود امام , امام حسین , امام زمان , ام ابیها , محرم , نهضت عاشورایی ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 آبان 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

50.jpg


یکی از سرکرده‏های دشمن که در کربلا برای کشتن امام حسین علیه‏السلام و اصحابش حاضر بود «اخنس بن زید» نام داشت. او فردی خودخواه و بی‏رحم بود و از بی‏رحمی به همراه ده نفر با اسب بر جنازه‏ی امام حسین علیه‏السلام تاختند و استخوان‏های او را شکستند. این مرد بی‏رحم، از دست انتقام مختار در امان ماند و تا سن نود سالگی عمر کرد و در یک شب به عنوان فردی ناشناس، مهمان یکی از مسلمانان و علاقه‏مندان اهل بیت علیهم‏السلام به نام «سُدی» شد. سُدی می‏گوید: یک شب مردی نزد من آمد، خیلی دوست داشتم که با مهمان انس بگیرم و به او علاقه پیدا کنم. او «اخنس بن زید» بود؛ ولی من او را نمی‏شناختم، با هم باب سخن را باز کردیم، تا این که قصه‏ی کربلا به میان آمد، با سوز فراوان آهی از دل کشیدم. او گفت: چه شد؟ چرا نگران شدی؟ گفتم: به یاد  مصیبت‏هایی افتادم که هر مصیبتی نزد آن آسان است. آن مرد گفت: این سپاس تو برای چیست؟ گفتم: به خاطر این که در انتقام خون امام حسین علیه‏السلام شرکت نکردم، مگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نشنیده‏ای که فرمودند: هر کس در انتقام خون حسین علیه‏السلام شرکت کند در قیامت ترازوی اعمالش سبک می‏گردد. اخنس گفت: این حرف‏هایی را که می‏زنی درست نیست، همه آن‏ها دروغ است. 

گفتم: چطور درست نیست با توجه به این که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «نه دروغ گفته‏ام و نه به من دروغ گفته شد». اخنس گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده. قاتل حسین علیه‏السلام عمر طولانی نمی‏کند؛ ولی قسم به جان تو! من بیش از نود سال عمر کرده‏ام، مگر مرا نمی‏شناسی؟ سدی گفت: نه! سپس گفت: من اخنس بن زید هستم که به فرمان عمر سعد بر بدن حسین علیه‏السلام اسب تاختم و استخوان او را درهم شکستم. سدی گفت: خیلی نگران شدم و قلبم از شدت درد، آتش گرفت. با خود گفتم: باید او را به هلاکت برسانم، در این فکر بودم که فتیله چراغ خراب شد، خواستم درست کنم، اخنس گفت: من خودم آن را درست می‏کنم. آن گاه برخاست تا فتیله چراغ را درست کند، سپس آتش فتیله به دست او رسید و دستش را سوزاند، هر چه دست خود را به خاک مالید خاموش نشد، آن گاه با عجز فراوان از من خواست تا کمکش کنم. سدی گفت: هر چند با او دشمن بودم، ولی آب آوردم و  بر دستش ریختم؛ ولی اثری نکرد و شعله‏ی آتش آن زیادتر شد و از جا برخاست و خود را داخل نهر آب انداخت؛ ولی هم چنان در آتش می‏سوخت. سدی می‏گوید: سوگند به خدا! هر چه آن مرد خود را در آب می‏انداخت شعله‏ی آتش بیشتر می‏شد و بدن او مانند ذغال می‏سوخت و من به او نگاه می‏کردم. ( همان، ج 45، ص 322. )

 




:: مرتبط با: محرم ,
:: برچسب‌ها: داستان امام حسین , داستان های محرم , محرم , امام حسین , ام ابیها , امام زمان ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 آبان 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 مهر 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

بی تفاوت بودن ممنوع!

آیا بین تولی و تبری واسطه‌ای است‌؟ یعنی آیا می‌توان نسبت به برخی از انسان‌ها دوست و دشمن نبود؟

پاسخ:

"تولی‌" و "تبری‌" از مهم‌ترین فروعات دین هستند که در آیات و روایات به آن‌ها اهمیت زیادی داده شده است‌، به حدی که در برخی روایات ایمان‌، مساوی با دوستی و دشمنی دانسته شده است‌.( ر.ک‌:میزان الحکمه همراه با ترجمه فارسی‌، ری شهری‌، حدیث شماره 3095 ـ 3098. )

"تولی‌" عبارت است از دوستی با دوستان خدا، و پذیرش "ولایت امر" و رهبری راهبران پاک خدا و "تبری‌" عبارت است از بیزاری از دشمنان اولیای الهی و سرباز زدن از اطاعت و قبول راهبران آنان‌.

در ایات متعددی به هر یک ازاین دو امر اشاره شده است‌. برای نمونه درباره "تولی‌" آمده است‌:


"إِن کُنتُم‌ْ تُحِبُّون‌َ اللَّه‌َ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُم‌ُ اللَّه‌؛(آل‌عمران‌،31) و "وَالْمُۆْمِنُون‌َ وَالْمُۆْمِنَـَت‌ُ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِیَآءُ بَعْض‌؛(توبه‌،71)


همچنین درباره "تبرّی‌" آمده است‌:


"یَـََّأَیُّهَا الَّذِین‌َ ءَامَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُم‌ْ أَوْلِیَآء...؛(ممتحنه‌،1) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان

 را به دوستی بر مگیرید...".


از این تعریف معلوم می‌شود که در تولّی و تبری صرف دوستی و دشمنی مطرح نیست‌، بلکه افزون بر آن‌، سرپرست قرار

 دادن اولیای الهی و دوری از حاکمیت و تسلط دشمان خدا در خارج نیز، در تعریف نهفته است‌.


بدیهی است که هر انسانی یا ولایت الهی و اولیای او را در دل پذیرفته و در عمل مسیری را که آنان مشخص کرده‌اند سیر می‌کند و یا این که ولایت و محبت آنان را نپذیرفته و در عمل مجری برنامه‌های آنان نیست‌، که در این صورت مجری برنامه‌های دشمنان خدا و شیطان خواهد بود؛


"اللَّه‌ُ وَلِی‌ُّ الَّذِین‌َ ءَامَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّن‌َ الظُّـلُمَـَت‌ِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِین‌َ کَفَرُوَّاْ أَوْلِیَآۆُهُم‌ُ الطَّـَغُوت‌ُ یُخْرِجُونَهُم مِّن‌َ النُّورِ إِلَی الظُّـلُمَـَت‌ِ أُوْلَئکَ أَصْحَـَب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِیهَا خَـَـلِدُون‌َ ؛(بقره‌،257) خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده‌اند، آنان را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی به در می‌برد و]لی‌[ کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان ]همان عصیان‌گران‌=[ طاغوتند، که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند."


گاهی ناخودآگاه از کسانی که دشمنان خدا هستند، به خاطر کار خیری که انجام می‌دهند، محبتی در دل جای می‌گیرد. این محبت اگر به خاطر نوع کار وی باشد اشکال ندارد، اما اگر به خاطر عقیده کفر او باشد دچار اشکال است‌

بنابراین‌، در این بین گروه سومی به نام بی تفاوت‌ها وجود ندارند تا ما نسبت به آنان حب‌ّ و بغض نداشته باشیم‌؛

"مَّا جَعَل‌َ اللَّه‌ُ لِرَجُل‌ٍ مِّن قَلْبَیْن‌ِ فِی جَوْفِه‌؛(احزاب‌،4) خداوند برای هیچ مردی در درونش دو دل ننهاده است‌."


شاید این نکته به ذهن خطور کند که رفتار ما نسبت به برخی در دنیا مانند:جاهلان‌، قاصران و افرادی که به هیچ وجه دشمنی یا دوستی با اولیای خدا ندارند، باید نه دوستانه باشد و نه دشمنانه‌.

امّا با توجه به اینکه این افراد در آخرت یا در جرگه خوبان و یا بدان قرار می‌گیرند، بنابراین‌، این افراد نیز یا جزء کسانیند که ما باید آنان را دوست بداریم یا جزء کسانیند که با آنان دشمن باشیم‌.

وظیفه ما در برابر این افراد، با توجه به پوشیده بودن واقع بر ما، رفتار مسالمت‌آمیز و مدارا به خاطر خداوند، با آنان است تا هنگامی که واقع بر ما آشکار شود.

در پایان دو نکته شایان توجه است‌:

1. گاهی ناخودآگاه از کسانی که دشمنان خدا هستند، به خاطر کار خیری که انجام می‌دهند، محبتی در دل جای می‌گیرد. این محبت اگر به خاطر نوع  کار وی باشد اشکال ندارد، اما اگر به خاطر عقیده کفر او باشد دچار اشکال است‌.

2. گرچه مفهوم تبری‌، سرپرست قرار ندادن و بیزاری جستن از دشمنان خدا است‌، اما این به معنای ارتباط نداشتن با آنان نیست‌، به آنچه در این ارتباط مهم است تأثیر بر آنان از سوی ما و عدم تسلط آنان بر ما است‌؛ "]امّا[ خدا شما را از کسانی که در ]کار[ دین با شما نجنگیده و شمارا از دیارتان بیرون نکرده‌اند، باز نمی‌دارد، که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست می‌دارد.(ممتحنه‌،8) ( ر.ک‌:تولی و تبری‌، مۆسسه در راه حق‌، ص 33ـ53. ) 




:: مرتبط با: احکام ,
:: برچسب‌ها: تولی و تبری در دین اسلام , تولی , تبری , امام زمان , دشمنان خدا , دشمنان دین , تولی در دین ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 27 مرداد 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : شنبه 12 مرداد 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : سه شنبه 3 بهمن 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


زندگی نامه امام حسن عسکری(علیه السلام)

امام حسن عسکری یازدهمین پیشوای شیعیان، در سال 232 هجری قمری مصادف با آوریل 847 میلادی چشم به جهان گشودند پدر ایشان امام دهم حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حَدَیث است که برخی او را بنام سوسن و برخی به نام سلیل می نامند.

این بانوی گرامی از زنان نیکوکار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت او همین بس که از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) پناهگاه و نقطه اتکای شیعیان در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پراضطراب بود.

امام حسن عسکری علیه السلام به همراه پدر گرامیشان در سال 233 هجری قمری به سامرا آمدند و در همان جا به زندگی پرافتخار خود ادامه دادند اگرچه ایشان در مدت 6 سال امامت خود دایماً تحت مراقبت بودند و مدتی نیز به دستور معتمد زندانی شدند.

نقش خاتم آن بزرگوار به روایتی سبحان مَن له مقالید السماوات و الارض و به روایتی معتبرتر انالله شهید بوده است.

از آنجا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند به همین جهت عسگری نامیده شدند.

از مشهورترین القاب دیگر آن حضرت نقی و ذکی و کنیه اش ابومحمد است. 22 سال از عمر شریفشان می گذشت که بعد از شهادت پدر ارجمندشان به امامت رسیدند.




:: مرتبط با: امام حسن عسگری (ع) , زندگی نامه ائمه ,
:: برچسب‌ها: زندگی نامه امام حسن عسکری(علیه السلام) , امام حسن عسگری , امام زمان , امام حسن , پدر امام زمانفامام زمان و پدرفامام زمان و امام حسن عسگری , ام ابیها , زندگینامه ی بسیا ر مختصر از امام حسن عسگری ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 1 بهمن 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

دنیای قبر و سرانجام و سرنوشت حیات انسانی همیشه مورد توجه آحاد بشریت در طول حیاتش بوده است که از آن جمله می‌توان به اهمیت سرنوشت وی پس از مرگ زمینی اشاره کرد که همواره انسان‌ها با مراجعه به منابع مختلف در پی آگاهی از آن بوده‌اند.


منظور از قبر، برزخی است که برای انسان بعد از مردن آغاز می‌شود و تا قیامت ادامه دارد. "حماد" یکی از یاران امام صادق(علیه السلام) می‌گوید "از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم برزخ انسان چیست؟

ایشان فرمودند:

«اَلْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَام»

"برزخ همان قبر از زمان مرگ تا قیامت است."

روح انسان پس از مرگ و بریدن از بدن مادی، خود را با بدن برزخی و یا «قالب مثالی» می‏‌یابد و می‏‌بیند. در واقع، روح آدمی با رفتن از حیات دنیوی به حیات برزخی، بدن مادی خود را رها کرده و با بدن مثالی خود متحد می‏‌گردد؛ بدنی که متناسب با نظام برزخی بوده، اتحادش با روح، قوی‏‌تر از اتحاد آن با بدن مادی در زندگی دنیوی است.

از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرموده‌اند:

"إِذَا فَارَقَتْ أَرْوَاحُ الْمُۆْمِنِینَ أَجْسَادَهُمْ أَسْکَنَهَا اللَّهُ تَعَالَی فِی مِثْلِ أَجْسَادِهِمُ الَّتِی فَارَقُوهَا فَیُنَعِّمُهُمْ فِی جَنَّة"

"ارواح مومنین وقتی از دنیا می‌روند در جسدهایی مثل جسدهای دنیوی هستند و متنعم به نعمت‌های بهشت(برزخی) می‌شوند."

و با جدا شدن روح از کالبد بدن مادی بلافاصله وارد برزخ می‌گردد و با بدن مثالی ادامه حیات خواهد داد و اینگونه نیست که اگر کسی قبر خاکی نداشته باشد، مثل این که طعمه حیوانات درنده شده و یا در دریا غرق شده باشد، قبری نداشته و اگر انسان بدی است که مستحق عذاب و فشار قبر است عذاب از او منتفی شود.

حقایق برزخ مانند بسیاری از حقایق هستی خصوصا حقایق ماورایی نامعلوم است منتهی با مراجعه به قرآن و روایات می‌توان برخی از این حقایق را به دست آورد. آیات و روایات بسیاری درباره برزخ و تبیین آن وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

اگر نگاه عمیقی به عذاب‌های برزخی و فشار قبر داشته باشیم، باطن این عذاب‌ها برای بسیاری از مومنین نعمت است، چرا که باعث تصفیه و پاک شدن آنها و به تعبیر برخی روایات کفاره گناهان آنان گردیده و موجبات ورود آنها به بهشت را فراهم می‌کند

قرآن کریم درباره برزخ می‌فرماید:

«و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون؛

"و پشت سر آنان برزخی است تا روز قیامت که برانگیخته می‏‌شوند"

و همچنین درباره آل فرعون می‏‌فرماید:

«النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا»

"(اینک هر) صبح و شام بر آتش عرضه می‏‌شوند و روزی که رستاخیز برپا شود (فریاد می‏‌رسد که:) «فرعونیان را در سخت‏‌ترین‏(انواع‏) عذاب درآورید."

در حدیث نورانی دیگری آمده است:

«هنگامی که یکی از شما از دنیا برود، جایگاه او (درقیامت) صبح و شام به او عرضه می‏‌شود. اگر از اهل بهشت باشد، جایگاهش در بهشت و اگر از اهل دوزخ باشد، جایگاهش در دوزخ است. به او گفته می‏‌شود:

"این جایگاه تو است. هنگامی که خداوند تو را در قیامت مبعوث می‏‌کند.

در حدیث دیگری آمده است:

"وَ الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار"

"قبر باغی از باغ‏‌های بهشت یا حفره‏‌ای از حفره‏‌های دوزخ است."

یکی از ویژگی‏‌های عالم برزخ، سوال و جواب در قبر است. از امام زین العابدین(علیه السلام) نقل شده است:

"پیامبر(صلی الله علیه واله) در هر جمعه در مسجد به مردم نصیحت می‏‌کرد و می‏‌فرمود:

«. . . و دو فرشته به نام نکیر و منکر برای سوال بر تو وارد می‌شوند بدان اولین چیزی که از تو می‏‌پرسند از خدایی است که می‏‌پرستی و از پیامبری است که به سوی تو فرستاده شده و از دینی که به آن معتقدی. . . »

روح انسان پس از مرگ و بریدن از بدن مادی، خود را با بدن برزخی و یا «قالب مثالی» می‏‌یابد و می‏‌بیند. در واقع، روح آدمی با رفتن از حیات دنیوی به حیات برزخی، بدن مادی خود را رها کرده و با بدن مثالی خود متحد می‏‌گردد؛ بدنی که متناسب با نظام برزخی بوده، اتحادش با روح، قوی‏‌تر از اتحاد آن با بدن مادی در زندگی دنیوی است

فشار قبر و برخی عوامل آن

نعمت و عذاب، متوجه به روح ما در قالب بدن برزخی است، نه به بدن مادی و خاکی ما که در عالم مادی در زیر خاک مدفون است. بدن مادی، پس از مرگ نه حرکتی دارد و نه احوالی؛ اما روح با قالب مثالی در همان حال، در عالم برزخ یا در عذاب وحشتناکی به سر می‏‌برد و فریادش بلند است و یا در نعمت و شادی به سر می‏‌برد. البته برخی انسان‌ها هم در حالت خواب برزخی خواهند بود.

در روایات، عواملی برای عذاب قبر ذکر کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1- گذشتن از کنار مظلوم و یاری نکردن او

2 - سخن چینی

3 - نافرمانی و کناره‌گیری از خانواده و دوری از همسر خود و پاسخ مثبت ندادن به خواسته‌های طبیعی او

4 - بد اخلاقی با خانواده.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که اگر نگاه عمیقی به عذاب‌های برزخی و فشار قبر داشته باشیم، باطن این عذاب‌ها برای بسیاری از مومنین نعمت است، چرا که باعث تصفیه و پاک شدن آنها و به تعبیر برخی روایات کفاره گناهان آنان گردیده و موجبات ورود آنها به بهشت را فراهم می‌کند.

امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) نقل می‌کنند:

«ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُۆْمِنِ کَفَّارَةٌ لِمَا کَانَ مِنْهُ مِنْ تَضْیِیعِ النِّعَمِ.»

"فشار قبر برای مومن کفاره تضییع نعمت‏‌هایی است که در دنیا مرتکب شده است.




:: مرتبط با: قیامت ,
:: برچسب‌ها: قبر و عذاب قبر چیست , بد اخلاقی با خانواده. نافرمانی و کناره‌گیری از خانواده و دوری از همسر خود و پاسخ مثبت ندادن به خواسته‌های طبیعی او , گذشتن از کنار مظلوم و یاری نکردن اوشار قبر و برخی عوامل آن , امام علی , سخن چینی , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : جمعه 29 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارزانی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 

مهمترین اعمال این ماه

شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)

سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.

1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیع‏الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روزه، كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید

روز هشتم:

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)

در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

و البته ببسیاری معتقدند روز نهم ربیع ،آغاز امامت آقا امام زمان (عج) می باشد بین روز هشتم و نهم ربیع بین محدثان اختلاف است. ما قول مشهور را آورده ایم ، و اینگونه نیست که فردای روز شهادت امام یازدهم آغاز امامت امام دوازدهم باسد بلکه توأم با شهادت یک امام آغاز امامت امام بعدی است چرا که  امامت ایشان از قبل مشخص بوده است.

 

روز دهم :

روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(4)

روز دوازدهم:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(5)

همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.(7)

اعمال مستحب در این روز به شكرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو ركعت نماز مستحبی كه در ركعت اول بعد از حمد، سه بار سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.


روز چهاردهم:

در سال 64 در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)

وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(9)

شب هفدهم:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است شب بسیار مبارکى است.(10)

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه 61 )

2) روزه: كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه 603 )

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال كردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )

4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر كس بعد از وفات من، قبرم را زیارت كند مانند كسى است كه به هنگام حیاتم به سوى من هجرت كرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیك زیارت كنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (كه به من مى رسد).(همان ص 604)

5) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى كه امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى كنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت كرد.(همان مدرک، صفحه 608 ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).

6) تكریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تكریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار كرده است.

بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم"

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشكیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره كامل گیرند. 

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(11)

روز هفدهم:

همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(12) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).

همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد  در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند. 




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: برکات و اعمال ماه ربیع الاول , مهمترین اعمال ماه ربیع الاول , حضرت محمد , امام زمان , برکات روز اول تا هفتم ماه ربیع الاول , ام ابیها , امام عصر ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

راهکارهای عضویت در بیت الولایه امام زمان (ع):

از آنجا که مهمترین خانه ی الهی در عصر امروز، خانه ی امام زمان (ع) است و ورود به آن شرط عضویت در بیوت انبیاء به شمار می رود، به برخی از مهمترین راهکارهای عضویت در خانه ی آن حضرت اشاره می کنیم:

1. عشق و محبت اهل بیت(ع)

امام باقر (ع) فرمودند:
(مَن أحَبَّنا فَهُو منّا أهل البَیتِ)
«هر کس ما را دوست بدارد او از ما اهل بیت است.»

2. تقوی و اصلاح طلبی

امام صادق (ع) فرمودند:
(مَن اتَّقی مِنکُم و أصلَحَ فَهُو مِنّا أهل البیتِ.
« هر یک از شما که پرهیزگار و اصلاح گر باشد، از ما اهل بیت است.»
رسول خدا (ص) فرمودند: (آلُ محمد کلُّ تقیٍّ)
«هر پرهیزگاری، از خاندان محمد است.»

3. اطاعت و پیروی از خدا

امام رضا (ع) فرمودند:
(إذا أطَعتَ اللهَ فَأنتَ منّا أهل البیتِ)
«اگر از خداوند فرمان بری، از ما اهل بیت هستی.»

4. قبول و دخول در ولایت اهل بیت (ولاء سیاسی)

امام صادق (ع) فرمودند:
(... مَن دَخل فیها (ولایَتَهُم) دخل فیِ بیت النبی(ص)
«هر کس در ولایت ائمه اطهار (ع) داخل شود در خانه پیغمبر (ص) وارد شده است.»

5. شیعه ی خاص و خالص

رسول خدا (ص) فرمودند:
(انَّ الشیعه الخاصَّه الخالِصَه مِنّا أهل البَیتِ)
«شیعیان خاص و ناب، از ما اهل بیت هستند.»



:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: امام زمان , امام عصر , امام متقیان , راهکار ارتباط با امام زمان , راهکار های عضویت در بیت الولایه امام زمانفبیت الولایه امام زمان , بیت الولایه , امام زمان(عج) , ام ابیها , عشق و محبت اهل بیت , تقوی واصلاح طلبی , اطاعت و پیروی از خدا , قبول دخول در ولایت اهل بیت , ولاء صیاصی , شیعه ی خاص وخالص , امام صادق فرمود ,
تاریخ انتشار : جمعه 8 دی 1391 | نظرات ()



قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات