آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : سه شنبه 10 بهمن 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارزانی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 

مهمترین اعمال این ماه

شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)

سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.

1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیع‏الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روزه، كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید

روز هشتم:

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)

در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

و البته ببسیاری معتقدند روز نهم ربیع ،آغاز امامت آقا امام زمان (عج) می باشد بین روز هشتم و نهم ربیع بین محدثان اختلاف است. ما قول مشهور را آورده ایم ، و اینگونه نیست که فردای روز شهادت امام یازدهم آغاز امامت امام دوازدهم باسد بلکه توأم با شهادت یک امام آغاز امامت امام بعدی است چرا که  امامت ایشان از قبل مشخص بوده است.

 

روز دهم :

روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(4)

روز دوازدهم:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(5)

همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.(7)

اعمال مستحب در این روز به شكرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو ركعت نماز مستحبی كه در ركعت اول بعد از حمد، سه بار سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.


روز چهاردهم:

در سال 64 در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)

وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(9)

شب هفدهم:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است شب بسیار مبارکى است.(10)

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه 61 )

2) روزه: كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه 603 )

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال كردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )

4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر كس بعد از وفات من، قبرم را زیارت كند مانند كسى است كه به هنگام حیاتم به سوى من هجرت كرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیك زیارت كنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (كه به من مى رسد).(همان ص 604)

5) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى كه امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى كنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت كرد.(همان مدرک، صفحه 608 ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).

6) تكریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تكریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار كرده است.

بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم"

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشكیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره كامل گیرند. 

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(11)

روز هفدهم:

همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(12) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).

همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد  در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند. 




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: برکات و اعمال ماه ربیع الاول , مهمترین اعمال ماه ربیع الاول , حضرت محمد , امام زمان , برکات روز اول تا هفتم ماه ربیع الاول , ام ابیها , امام عصر ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


نام آن حضرت :
احمد ،محمد
نام پدر :عبدالله
نام مادر :آمنه
شهرت :خاتم پیامبران ،رسول خدا، امین
كنیه:ابوالقاسم
محل تولد: مكه
زمان تولد : به قول مشهور 17ربیع الاول سال 571میلادی
روز مبعث :27رجب
مدت نبوت: بیست وسه سال
مدت عمر: شصت وسه سال
تاریخ فوت :28ماه صفر یازدهم هجری
محل فوت:مدینه منوره
محل دفن: جنب مسجد پیامبر
دوران حیات : قبل از نبوت تا جهل سالگی زندگی عادی از چهل سادگی مبعوث به پیامبری

ادامه مطلب

:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , زندگی نامه ائمه ,
:: برچسب‌ها: زندگینامه ی حضرت محمد(ص) , پیامبر(ص) , حضرت محمد (ص) , زندگینامه پیامبر , زندگینامه ی ائمه , ائمه , نبرد با یهود , ازدواج حضرت محمد , ازدواج پیامبر , حجرت مسلمانان به حبشه , حبشه , حجرت مسلمانان , مسلمانان و پیامبر , امام زمان و پیامبرفامام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


                                            

خصوصیات امام زمان:

- از القاب ایشان "قائم " است که خداوند ایشا را به این نام در شب معراج به پیا مبر معرفی نمودند،

- نام ایشان هم نام با نام پیامبر و نام کنیه ایشان هم نام با کنیه پیامبر است،

-نام اصلی ایشان "احمد" است که بردن نام ایشان با این عنوان در محافل عمومی "حرام " است وتا در زمان ظهور می توان با این نام ایشان را صدا زد؛

- در شب نیمه شعبان هیچ مولودی متولد نمی شود،مگر آنکه که مومن باشد ؛

- صاحب الامر دارای کاشانه ای است که "بیت الحمد " نام دارد که در ان چراغی هست که از روز ولادت تا زمانی که با شمشیر خود به پا خیزد خاموش نمی شود؛

- بر پشت ایشان دو علامت است :یکی: علامتی که همرنگ پوست ایشان است و دیگری مانند نشانه پیامبر .

پیامبر بر پشت خود علامتی داشت که حکایت از ختم نبوت و وجود پاک ان پیامبر بود که نشانه ای مشابه بر پشت صاحب الامر نیز هست.

- ایشان در هنگام ظهور به صورت جوانی چهل ساله یا کمتر ظاهر می شوند؛

- در هنگام ظهور جوانمردان کهف ،اصحابی از پشت کوفه که شمار انها بالغ بر 27 نفر است و 15 نفر انها از پیروان موسی هستند ،حضرت یوشع و خضر،سلمان ،ابوذر ،مقداد،مالک اشتر و جابرانصاری به یاری ایشان خواهند امد؛

-در هنگام ظهور برای ایشان پرچمی باشد که متعلق به پیامبر بوده که در روز جنگ بدر جبرییل ان را برای پیامبر اوردند و ان حضرت ان را به حضرت علی دادند و ایشان در فتح بصره ان را گشودند و دست به دست گشت تا به امام زمان رسیده .تار وپود این پرچم از جنس درختان بهشتی ست وموقعی که پرچم گشوده شود به اندازه یک ماه راه از جلو،عقب؛راست وچپ رعب و وحشت همه جا را می گیرد؛

شمشیر ذوالفقار نیز نزد ایشان باشد؛

ایشان هنگام ظهور تابوت حضرت آدم را از دریاچه طبریه بیرون خواهد آورد به طوری که نه پوسیده شده باشد و نه متغیر گشته باشد؛

عصای حضرت موسی نیز نزد ایشان می باشد که ان را از دریاچه طبریه و در روایتی از غار انطاکیه واقع در ترکیه بیرون خواهد اورد و کاری با ان می کند که موسی کرد؛

حضرت موسی سنگی داشت که به اندازه بار یک شتر بود ان حضرت ان را از مکه حرکت کند ان ار به همراه خواهد داشت و تا کوفه به هر جا برسند بر او زند به طوری که از ان اب بیرون اید واصحاب از ان بنوشند به طوری که سیراب شوند و هر کس گرسنه باشد سیر می شود؛

ایشان به هنگام ظهور الواح حضرت موسی را از زیر سنگ بزرگی بیرون خواهد اورد ؛

پیراهن حضرت یوسف نیز به همراه ایشان است پیراهنی که جبرییل در تن حضرت ابراهیم کرد هنگامی که می خواستند ایشان را درون اتش بیندازند سپس ابراهیم ان را به صورت بازوبندی در اورد و به بازوی اسحق بست و اسحق به یعقوب ویعقوب به یوسف




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 17 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام


امیرالمومنین علی ابن ابیطالب وحضرت فاطمه الزهرا (س) دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خداو بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا.

آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می‏شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.
فاطمه علیهاسلام چگونه می‏توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که « به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می‏شوم.»
و علی علیه السلام نیز چگونه می‏توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود:« ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است.»
لذا امیرالمومنین می‏فرمود:« به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می‏نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می‏شد.»

ولی متاسفانه بعضی از دین‏ فروشان و کینه‏ توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده‏ اند و از پیش خود مطالبی بافته ‏اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته‏ اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می‏کرده است.
زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه‏ دار می‏کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود:« او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند» و درباره فاطمه‏ اش می‏فرماید: « او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است.»
اگر محبوب خدا و رسول با پاره‌ی تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام!
رسول خدا می‌فرمود:« فاطمه فرشته‏ ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می‏شوم، فاطمه‏ ام را می‌بویم و از او بوی بهشت را استشمام می‏کنم.»





:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , حضرت فاطمه الزهرا , امام علی (ع) ,
:: برچسب‌ها: زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام , حضرت فاطمه الزهرا , حضرت فاطمه , حضرت زهرا , رفتار حضرت فاطمه الزهرا , رفتار حضرت فاطمه الزهرا با امام علی , امام علی , علی ابن الابیطالب , رفتار حضرت علی با حضرت فاطمه , امام علی با حضرت فاطمه چگونه رفتار می کردند , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 12 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

در حالات پیامبر(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى‌کرد. به آن حضرت(صلی الله علیه وآله) عرض شد: چرا خود را این‌گونه زحمت مى‌دهى؟ پیغمبر(صلی الله علیه وآله) در پاسخ فرمود: آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟!

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست، ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می‌تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل شود.

هیچ وسیله‌ای مستحکم‌تر و دائمى‌تر از نماز براى ارتباط میان انسان با خدا نیست، خداوند در قرآن می‌فرماید: برای یاد من و ذکر من نماز بپادارید، «اقم الصلوة لذکری»، ناآشناترین انسان‌ها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مى‌کنند و برجسته‌ترین اولیاى خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جویند.

مرغ ماءلوف که با خانه خدا انس گرفت/ گربه سنگش بزنی جای دگر می‌ نرود (سعدی) 

 

تقویت خداباوری و دلدادگی

همه ما آفریده خدا هستیم و بنده او، خدایی که تار و پود وجود ما را با لطف و عنایت خود به هم پیوند زده و بند بند وجودمان را با کرَم خویش آراسته است، خدایی که برای زندگی بهتر بندگان خود عجایب و شگفتی‌های فراوانی در زمین و آسمان تعبیه کرده که با مرور زمان، یافته‌های دانشمندان، عظمت خالق و عجز و کوچکی انسان را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

نیز شگفتی‌هایی که در بدن و خلقت خاکی انسان تعبیه شده که اگر بشر دو پا بخواهد نسخه‌ای مشابه آن بسازد، نیازمند تجهیزات و فضایی گسترده و با صرف هزینه‌های هنگفتی است که به فرض موفقیت، قطعاً بسیاری از کارکردها و مۆلفه‌های آن نسخه اصلی را نیز دارا نخواهد بود، شگفتی‌هایی که در زمین و آسمان و دریا و خشکی حیرت و تعجب همگان را برانگیخته است.

وقتی انسان به این عظمت‌ها بنگرد، به حقارت و ناچیزی خود بیشتر واقف شده، از اینکه خدای بزرگ با تمام عظمت و قدرت و شوکت خود، به او فرصت زندگی و انتخاب و شناخت داده است، جبهه شکر می‌ساید و محبت و دوستی او را به دل خواهد گرفت و عاشق او خواهد شد.

این دلدادگی و عشق و محبت، زمانی بیشتر رخ خواهد داد که بداند خدای قادر متعال با تمام بزرگی و عظمتش، بیشتر از هر کس و هر چیزی به انسان نزدیک بوده و به او عشق می‌ورزد و منتظر مراجعه انسان و مشتاق شنیدن صدای اوست، چه افتخاری از این بالاتر که خدای مهربان، از میان تمام مخلوقات خود، انسان را برای همنشینی و هم سخنی با خود برگزیده است و فرصت و رخصت خلوت کردن و خواندن او را در هر زمان و مکانی را به او داده است.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است. حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست

خالق با عظمتی که منتظر انسان است و مشتاق شنیدن صدای مناجات او، مگر نه این است که هر عاشقی از خلوت با معشوق و سخن گفتن با او لذت می‌برد؟ پس ما چگونه عاشقی هستیم که حتی لحظات و دقایقی را برای معشوقش صرف نمی‌کند و در پیشگاهش به نماز نمی‌ایستد؟

نمازی که محکم‌ترین رشته الفت بین بندگان و خداست و تجلی بخش محبت و انس به خدای کریم و لحظه‌های عاشقی با معبود و محبوبی که همنشینی و قرابت با او با هیچ لذتی همسان نیست، به همین سبب است که سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد.

و چه دردناک و تلخ است، وقتی خدایی با آن همه عظمت به سوی ما می‌آید و مشتاق دیدار و حضور ما بوده، ولی ما از او فاصله می‌گیریم، چه زیبا می‌فرماید امام سجاد(علیه السلام): «یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ...»؛ ای پروردگارم تو مرا می‌خوانی ولی من از تو رو می‌گردانم و تو با من دوستی می‌کنی ولی من با تو دشمنی می‌کنم و تو به من محبت کنی و من نمی‌پذیرم، گویا من منتی بر تو دارم.


مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز

یکی از بهترین راهکارهای انس با نماز، شناخت خالق و آشنایی با الطاف و مراحم کریمانه اوست که هر لحظه به سوی انسان روان می‌سازد و زندگی انسان را در سایه مهر و محبت خود هدایت می‌کند.

از مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز و چشیدن لذت نمازگزاری تقویت خداباوری و دلدادگی می باشد.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یاأَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است.

حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست.

زبان حال مخلوق

همه انسان‌هایی که با حقیقت وجود خود آشنا هستند، نیاز خود را می‌دانند و موظف به سپاسگزاری و تشکر از کسی که به آنان نعمت و تحفه‌ای عطا کرده می‌دانند و این قدرشناسی نوعی زبان حال است که نشانگر لیاقت هدیه گیرنده است..

این قدرشناسی و درخواست تداوم عنایت، زمانی رنگ جدی‌تری به خود می‌گیرد که همه چیز انسان وابسته به او باشد و بر پایه عنایات و توجهات او قرار داشته باشد.

خدایی که ولی نعمت ماست و هرچه داریم از لطف و عنایت و احسان اوست و همه جیره خوار خوان کَرَم او هستند و اگر لحظه و آنی دست عنایت خویش را از سر بندگان بردارد، همه به فلاکت و بدبختی خواهند افتاد.

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟/ یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟...

الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت/ اسباب راحتی که نشاید شمار کرد

 

تلألۆ قرآن

سوره‌های فراوانی همانند «الرّحمن» و «روم» پر است از یاد  نعمت‌های الهی «قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللهُ»؛بگو چه کسی از آسمان‌ها و زمین روزی‌تان می‌دهد؟ بگو: خدا! (سوره سبا، آیه 24)

سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد

سخن نهایی را خداوند در این آیه بیان کرده است: «وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا»؛ و اگر نعمت‌های خدا را بشمارید، هرگز نمی‏توانید آن را احصا کنید، خداوند غفور و رحیم است.

امیرمۆمنان(علیه السلام) در ناتوانی انسان از حمد خدا و شمارش نعمت‌هایش می‌فرماید: «اَلْحَمْدُلِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَلاَ یُحْصِی نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ»؛ خداوندی را سپاس که گویندگان هرگز به کنه مدح و ثنای او نمی‌رسند و شمارندگان، نعمت‌های او را نمی‌توانند بشمارند»

مهربانی و لطف و کرم الهی، از زبان مبارک امام عارفان امام حسین(علیه السلام) شنیدنی است: «مرا نشو و نما دادى و پیش از این نیز بـه من مهر ورزیدى، به وسیله رفتار نیکویت و نعمت‌هاى شایانت که پدید آوردى خلقتم را از منى ریخته شده و جایم دادى در سه پرده تاریکى (مشیمه و رحم و شکم) میان گوشت و خون و پوست و گـواهـم نساختى در خلقتم و واگذار نکردى به من چیزى از کار خودم را سپس بیرونم آوردى بدانچه در علمت گذشته بود، از هدایتم به سوى دنیا خلقتى تمام و درست و در حال طفولیت و خردسالى در گهواره محافظتم کردى و روزیم دادى از غذاها شیرى گـوارا و دل پرستاران را بر من مهربان کردى و عهده‌دار پرستاریم کردى مادران مهربان را و از آسیب جنیان نگهداریم کردى و از زیادى و نقصان سالمم داشتى، پس برترى تو اى مهربان و اى بخشاینده.

 

نماز و حس نیازمندی

اقامه نماز نوعی قدرشناسی به درگاه خالق کریمی است که لحظه به لحظه عنایتش را بر ما مستدام می‌دارد و انسان با عبادت خود، ضمن سپاسگزاری از نعمت‌های موجود، جبهه شکر به درگاه الهی می‌ساید، از این رو در حالات پیامبر گرامى(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى کرد، آن قدر نماز شب مى‌خواند که چهره‌اش زرد می‌شد، به آن حضرت عرض شد: چرا خود را این گونه زحمت مى‌دهى؟

حضرت در پاسخ فرمود: «افلا اکون عبداً شکوراً»؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟!




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) ,
:: برچسب‌ها: راز نمازهای طولانی و عبادت‌های زیاد پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه بود؟ , نماز پیامبر , نماز طولانی پیامبر , حضرت محمد (ص) , نماز حضرت محمد(ص) , تقویت خدا باوری ودلدادگی , مهم ترین کار های انس با نماز , زبان حال مخلوق , تلاءلو قران , نماز وحس نیازمند , راز نماز ,
تاریخ انتشار : شنبه 9 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

ترسناک‌ترین چیز امت پیامبر اکرم!

شرک در عمل!

علاوه بر بُعد نظری و اعتقادی، انسان اعمالی را انجام می دهد که که گرچه بر اساس همان اعتقادات انجام می شود اما نحوه ی عملکرد انسان در رفتار های عملی نیز می تواند مورد سنجش قرار گیرد وبا معیار صحیح اسلامی ارزیابی شود که آیا سبب شرک است یا نشان از توحید و وحدانیت الهی؟!

به بیان دیگر ممکن است کسی در انجام عبادات خود مبتلا به شرک شود! در واقع چنین کسی بر اساس اعتقاد به وجود پروردگار به عبادت می ایستد و بدان همت می گمارد اما در همان حال ممکن است به علت ناخالصی و عدم خلوص کافی مبتلا به شرک شود! بر همین اساس شرک در عبادت آن است که در موقع انجام عبادات توجه ظاهر و یا نیت دل به غیر حق باشد. مثلاً در نماز توجه به خلق داشته باشد یا نذر می کند برای خلق انجام دهد و امثال آن ها از عباداتی که احتیاج به نیت دارد اگر نیت در هنگام انجام آن عبادت برای غیر خدا باشد شرک است.

 

شرک کوچیکه!

در آیه 110 سوره مبارکه کهف خواند متعال صریحاً از انجام عبادات مشرکانه صنع نموده است و می فرماید:

«فمن کان یَرجوا لقاءَ ربّه فلیعَمل عَمَلاً صالحا و لا یُشرک بعبادة ربّه احداً»

«هر کس به لقای (رحمت) پروردگار امیدوار است باید نیکوکار شود یعنی عمل پاک پسندیده انجام دهد و هرگز در پرستش و عبادت خدا احدی را با او شریک نگرداند.»(کهف/110)

بنابراین در موقع عبادت و اعمال عبادی باید توجه به غیر خدا نشود و شرک آن است که ظاهر هر عملی از نماز و روزه و حج و خمس و زکات و نذر و غیر آن از هر نوع عبادتی و واجب یا مستحب تنها برای خدا باشد ولی در دل و باطن توجه به غیر خدا یعنی برای شهرت وجلب نظر خلایق و غیر آن باشد. این چنین عبادتی ریای در عمل است که در زبان روایات اسلامی از آن به شرک اصغر یاد شده است که سبب تباه شدن عمل عبادی فرد می شود.

خدای تعالی می فرماید: هر کس عمل صالحی انجام دهد و در آن عمل غیر مرا شریک گرداند پس آن عمل به تمامی از برای اوست و من از آن عمل یا عامل عمل بی زار هستم و من بی نیاز تر از همه ی بی نیازانم از عملی که در آن شرک باشد

در روایت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که فرمودند: اتقوا الشرک الاصغر، یعنی از شرک کوچک بپرهیزید. عرض شد یا رسول الله شرک کوچک کدام است؟ فرمودند: الریّا و السّمعة؛ انجام کار برای ریا و شهرت شرک اصغر است.

بنابراین شرک و ناخالصی در عبادت سبب شرک عملی خواهد بود که عبادت را نیز بی ارزش می نماید.

 

شرک خفی!

شرک در تقسیم بندی کلی اولیه به کلی یا آشکار و خَفی یا پنهان تقسیم گردیده بود. پس از بررسی اقسام شرک جلی چه در اعتقادات و بُعد نظری و چه در بُعد عملی و عبادات، نوع دیگری از شرک یعنی شرک خفی را مورد بررسی قرار می دهیم.

شرک پنهان شرکی است که حتی صاحب آن از دارا بودن آن ناآگاه است! این شرک، شرکی مخفی و پنهان است که به طور پنهانی ایمان انسان را از بین می برد و دین انسان را می سوزاند!

شرک خفی شرک در اعمال و ریا در طاعات و عبادات است. اما فرق میان این نوع شرک و شرک در عبادات که از اقسام شرک جُلی شمرده شده این است که شرک در عبادات برای خدا شریک قرار دادن و در مقام عبادت غیر او را پرستش نمودن است. مثلاً در نماز غیر خدارا در نظر بگیرد. چون در عبادت جز ذات حق تعالی در ذهن و فکر انسان نبایستی وارد شود.

از رسول اکرم (ص) نقل است که فرموند: « یقول الله تعالی مَن عمل عملاً صالحا أشرک فیه غیری فهولهَ کلّه و أنامنه بری دو أنا أغنی الاغنیاء عن اشرک؛ خدای تعالی می فرماید: هر کس عمل صالحی انجام دهد و در آن عمل غیر مرا شریک گرداند پس آن عمل به تمامی از برای اوست و من از آن عمل یا عامل عمل بی زار هستم و من بی نیاز تر از همه ی بی نیازانم از عملی که در آن شرک باشد.»

اما شرک خفی دامنه ی بسیار وسیعی دارد و هر عملی را که مختصر توجهی به غیر خدا در آن وارد شود شامل می گردد!


رضایت حق نه خلق!

از امام جعفر صادق (ع) نقل است که حضرت فرمودند: « لَو اُن عبداً عمل عملاً یطلب به رحمة الله و الدّار الاخره ثم اُدخل فیه رضاأحد من الناس من کان مُشرکاً؛ هر بنده ای اگر عملی بنماید برای طلب رحمت خدا و جزای آخرت ،پس در آن عمل رضای یکی از مردم را داخل کند بدرستیکه او مشرک می باشد

توجه به خلوص نیت در اعمال و رفتار تنها راهی است که می توان از شرک خفی جلوگیری نمود. شرک خفی همان طور که از اسمش برمی آید بسیار پنهان و سرّی است، بطوری که از این جهت بسیار خوف برانگیز و هراس انگیز است. چنانکه در خبری از رسول اکرم (ص) به این مساله اشاره شده است.!

 

ترسناک ترین چیز در دنیا!

از حضرت رسول (ص) نقل شده است که فرمودند: إن أخوف ما أخاف عیلکم الشرک الخفی و اشکر السّر فاّن الشرک أخفی فی امتی من دبیب النمل علی الصّفا فی الیلة الظلماء؛ بیشترین چیزی که برای شما از آن می ترسم شرک خفی و پنهان است پس از شرک سر و پنهان دور باشید زیر شرک در امت من از راه رفتن مورچه بر سنگ سیاه در شب تار پوشیده تر است.»

به راستی شرک خفی و تشخیص رخ دادن آن ،موضوع بسیار مهمی است که سهولت نمی توان بدان دست یافت همان طور که حرکت مورچه سیاه کوچکی بر سنگ سیاهی در شبی تاریک قابل تشخیص نیست.

 

شرک در اسباب!

یکی از اقسام شرک خفی شرکت در اسباب است. همان طور که اغلب مردم چشم امید و خوف به اسباب خلق دارند و این شرک خفی است. مراد از شرک به اسباب آن است که اثر اسباب را مثلاً خورشید را که موثر در رشد اشیاء و گیاهان و حیوانات است به تنهایی و اثر آن را از آن خود خورشید بدانند بدون توجه به موثر حقیقی یعنی پروردگار متعال. این چنین نگرشی حاوی شرکی خفی است. اما اگر اثر را از موثر حقیقی حکیم یعنی خداوند متعال بداند و خورشید را وسیله افاضه ی فیض حق، در این صورت ابداً شرک نیست بلکه خود نوعی عبادت است زیرا توجه به آیات الهی به شمار می رود!

پالایش نمودن اعتقادات و رفتار سبب پیراستگی انسان از انواع شرک جلی و آشکار خواهد بود. اما حساسیت و ظرافت در دوری از شرک خفی بسیار بالاتر و بیشتر است. زیرا این نوع شرک همان طور که از اسمش پیداست مخفی و پنهان است و صاحب خود را بدون آنکه بداند و یا حتی تصور توحید کند، مبتلا می گرداند از این رو توکل به پروردگار و موثر دیدن او در همه امور و توجه به اسباب با وجود موثر حقیقی در پس آنها، سبب خواهد شد انشاءالله زمینه های این نوع شرک در انسان از میان برود

دکتر وسیله است!

از دیگر موارد شرکت خفی که عموماً برای مردم اتفاق می افتد درمان حقیقی را از دارو و دکتر و پزشک می طلبند در حالی که موثر حقیقی و شفای اصلی از اوست و دارو و درمان خلق وسیله است. بدین ترتیب تمسک به غیر خدا در هر امری خود شرکی خفی است اما بدین شرط که خدا را در آن تمسک و توسل نبیند، اما اگر اثر حقیقی را از خداوند متعال بداند و اسباب و وسایل را در سایر مخلوقات خود، توحید و عبادت است زیرا توجه به آیات الهی نموده است.

 

پایان سخن ...

توحید نخستین و مهمترین بخش اعتقادات هر مسلمانی است که برای احراز آن بایستی بکوشد و در بُعد اعتقادی و نیز رفتاری و عملکردی یکانگی و وحدانیت الهی را متذکر گردد.

پالایش نمودن اعتقادات و رفتار سبب پیراستگی انسان از انواع شرک جلی و آشکار خواهد بود. اما حساسیت و ظرافت در دوری از شرک خفی بسیار بالاتر و بیشتر است. زیرا این نوع شرک همان طور که از اسمش پیداست مخفی و پنهان است و صاحب خود را بدون آنکه بداند و یا حتی تصور توحید کند، مبتلا می گرداند از این رو توکل به پروردگار و موثر دیدن او در همه امور و توجه به اسباب با وجود موثر حقیقی در پس آنها، سبب خواهد شد انشاءالله زمینه های این نوع شرک در انسان از میان برود.




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: ترسناک‌ترین چیز امت پیامبر اکرم! , شرک در عمل , شرک کوچیکه , شرک خفی , رضایت حق نه خلق , ترسناک ارین چیز در دنیا , شرک در اسباب , دکتر یک وسیله است , امت پیامبر , ترسناک ترین چیز , خدا شرک را دوست ندارد , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 7 دی 1391 | نظرات ()

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات