تبلیغات
ام ابیها - زندگینامه ی حضرت محمد(ص)
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر


نام آن حضرت :
احمد ،محمد
نام پدر :عبدالله
نام مادر :آمنه
شهرت :خاتم پیامبران ،رسول خدا، امین
كنیه:ابوالقاسم
محل تولد: مكه
زمان تولد : به قول مشهور 17ربیع الاول سال 571میلادی
روز مبعث :27رجب
مدت نبوت: بیست وسه سال
مدت عمر: شصت وسه سال
تاریخ فوت :28ماه صفر یازدهم هجری
محل فوت:مدینه منوره
محل دفن: جنب مسجد پیامبر
دوران حیات : قبل از نبوت تا جهل سالگی زندگی عادی از چهل سادگی مبعوث به پیامبری
نام آن حضرت :احمد ،محمد
نام پدر :عبدالله
نام مادر :آمنه
شهرت :خاتم پیامبران ،رسول خدا، امین
كنیه:ابوالقاسم
محل تولد: مكه
زمان تولد : به قول مشهور 17ربیع الاول سال 571میلادی
روز مبعث :27رجب
مدت نبوت: بیست وسه سال
مدت عمر: شصت وسه سال
تاریخ فوت :28ماه صفر یازدهم هجری
محل فوت:مدینه منوره
محل دفن: جنب مسجد پیامبر
دوران حیات : قبل از نبوت تا جهل سالگی زندگی عادی از چهل سادگی مبعوث به پیامبری

13سال بعد از بعثت زندگی در شهر مكه زادگاهش 10سال بعد از هجرت از مكه به مدینه وآغاز مبارزه وپیروزی وپیشرفت اسلام.
تعدادهمسران: از هفده تا بیست وپنج تن
تعاد فرزندان :4دختر به نامهای فاطمه،زینب،رقیه ،ام كلثوم
و3پسر به نامهای قاسم ،عبدالله ابراهیم
كودكی پیامبر(ص)آخرین پیامبر الهی كه اورا خاتم النبیین می نامند حضرت محمد می باشد كه نام او چهار بار در سوره های آل عمران ،فتح احزاب ومحمد آمده است .
محمد(ص)فرزندعبدالله ونوه عبدالمطلببود كه نسبش به اسماعی پسر ابراهیم می رسید وتداوم آنر اتا حضرت آدم نیز بعضی از مفسران آورده اند.
نام مادر آن حضرت دختروهب بود كه او وپدرش عبدالله (قبل از تولد آن حضرت ) هر دو در طفولیت دار فانی را وداع نمودوسر پرستی اورا عبدالمطلب كه بزرگ قبیله قریش و كلید دار خانه كعبه بود بر عهده گرفت.
گویند هنگامی كه ابرهه به قصد ویرانی كعبه و تصرف مكه به آن شهر لشكر كشید شتران عبدالمطلب را مصادره كرد عبدالمطلب برای گرفتن شتران خود نزد ابرهه رفت وبه او گفت :كه شترانش راباز گرداند.ابرهه با تعجب گفت: ای مرد تو كه سرپرست قبیله قریش و كلید دار كعبه هستی مرا از تصرف آن شهر باز نمی داری وفقط شتران خودت را می خواهی؟
عبدالمطلب گفت: كعبه خود صاحبی دارد كه از اموالش نگهبانی خواهد كرد وسزای متجاوز را خواهد داد.بر طبق روایت .لشكریان ابرهه مورد حمله پرندگان كوجكی (ابابیل)قرار گرفتند و نابود شدند روز تولد پیامبر (ص)نهم ربیع اللول مطابق باسال 571 میلادی یعنی همین سال عام الفیل بوده است.
در تولد عبدالله پدر پیامبرمورخان نوشته اند كه او (عبدالمطلب)پسری نداشت واز خداوند خواست تا اگر اورا اولاد ذكوری دهد یك از ایشان را قربانی نماید .نذر اوبرآورده شد و خداوند به او ده پسر داد.
عبدالمطلب تصمیم گرفت تا نذرش را ادا نماید از این رو بین فرزندانش قرعه كشید وقرعه به نام عبدالله كه كوچكترترین پسرانش بود .افتاد عبدالمطلب از پیر ترین افراد قبیله قریش چاره جویی نمود تا شاهد راهی برای خارج شدن از این مخمصه بیابد اوگفت :بین عبدالله یك شتر قرعه بزن وآنقدر این كار را ادامه بده تا قرعه به نام شتران بیفتد عبدالمطلب همین كار را كرد تا اینك تعداد شتران به صد نفر رسید وآنوقت قرعه به نام آنه افتاد .او دستور داد تا شترانش را قربانی كنند. از همان زمان دیه مرد مسلمان صد شتر محاسبه گردید.
عبدالله كمی پیش از بدنیا آمدن پسرش از دنیا رفت وبعد از تولد آن حضرت وی را به زنی به نام حلیمه سپردند تا اورا نگهداری كند حلمیه محمد(ص)رابه قبیله خود ( بكر بن سعد) برد وبه مدت چهار سال وی را شیر داد وبعد از آن اورا نزد مادرش باز گردانید .مدتی بعد آمنه مادر پیامبر وفات یافت و سرپرستی اورا عبدالمطلب به عهده گرفت .اما اونیز چندی بعد درگذشت وابطالب عمویش سرپرستی اورا پذیرفت .
ابوطالب بارزگان وتاجر پیشه بود ودر سفرهای بارزگانی وتجاری خود محمد(ص)را با خود می برد .تا اینكه در از این سفرهادر سر زمین شام(نزدیكی دمشق)به راهبی مسیحی برخورد كردند كه اورا بحیرا می نامیدند.
بحیرا در سیمای محمد«ص»آثار بزرگی وپیامبری را مشاهده نمود وآنرابه ایشان بیان كرد.
محمد:در امانت ودرستكاری شهره آفاق بود .به همین جهت اورا محمد امین می نامیدند.از این رو طرف توجه یكی از زنان ثروتمند مكه به نام خدیجه«دختر خویلد»قرار گرفت وسرپرستی كاروانهای تجاری اورا عهده دار شد.


ازدواج پیامبر( ص )
خدیجه كه از امانت داری ودرستكاری آن حضرت خرسند شده بود وبا وجود اینكه نزدیك به چهل سال داشت ومحمد(ص)بیست وپنج ساله بود از او تقاضای ازدواج كرد و محمدص پذبرفت وبا او ازدواج كرد واز او صاحب شش فرزند «4دختر و3پسر »شد. كه متاسفانه پسرانش در كودكی دار فانی را وداع كردند.هنگامیكه پیامبر سی وپنج ساله بود بزرگان قریش بنای كعبه را تجدید نمودند .اما برای گذاشتن سنگ حجر الاسودبا یكدیگر دچار اختلاف شدند بطوری كه نزدیك بود این اختلاف وخونریزی بیانجامد .به همین علت باخود قرار گذاشتند اولین شخصی راكه به آنجا وارد شد حكم قرار داده وكلام اورا بپذیرند .در این هنگام محمد(ص)وارد شد وبعد از شنیدن ماجرا به ایشان گفت تا پارچه ای را بیاورند وسنگ حجر الاسود را درون آن بگذراند و نمایندگان قبایل مختلف قریش اطراف آن را گرفته وآ»را نزدیك محلی كه می بایست نصب شود بیاورند.آنها همین كار را كردند وحضرت سنگ را بر داشت وسر جایش قرار داد.بدین ترتیب آتش فتنه وآشوب خاموش گرددید پیامبربعضی از روزها به غار حرا كه بر روی یكی از ارتفاعات مشرف به مكه قرار دارد می رفت ودر آنجا به راز ونیاز با خدا می پرداخت تا اینكه در سن چهل سالگی «در 27رجب یا یكی از شبهای ماه رمضان » قرآن بر او نازل گرددید.گویند جبرئیل براوفرد آمد وفرمود اقرا.«بخوان»پیامبر پرسید : چه بخوانم ؟ جبرئیل گفت :«اقرا بسم ربك الذی خلق .خلق الانسان من علق»بعد از این حالات روحانی كه به اودست داد وندای حق را شنید ازكوه پائین آمد وبه خانه باز گشت.

خدیجه به استقبالش آمد كه اورا در آن حالت شگرف وحیرت آمور مشاهده نمود ماجرا را پرسیدپیامبرداستان آمدن جبرئیل و نزول وحی را برای او بیان نمود.خدیجه كه با شیندن آن بهت وحیرتش دوچندان شده بود نزد ورقه بن نوفل پسر عمویش كه از دانشمندان و حنیفان مكه بود رفت وماجرا را برای اوتعریف كرد.نوفل وی را دلداری دادوگفت: در كتب آسمانی تورات وانجیل خبر از آمدن پیامبری به نام احمد می باشد كه شاید منظور از او محمدباشد.بعد از نزول وحی از نخستین كسانی كه به پیامبری اوایمان آوردند از زنان خدیجه واز مردان علی «ع»بودند كه بعدها زیدین حارثه غلام آن حضرت و ابو بكر به ایشان افزوده شدند .در آغاز دعوت به دین اسلام مخفیانه و غیر علنی بود واز كسانی كه دربسط و توسعه آن در روزگار اختفا سعی وهمت بسیار كردندمسلمانان اولیه بودند .اما به تدریج بر تعداد مسلمین افزده شد تا اینكه پیامبرصدر سومین سال بعثت سعی كرد تا همه اقوام وخویشاوندانش را به اسلام دعوت نماید اما آنه كه اسالم را مخالف با دین آباء واجدادی خویش می پنداشتند وگمان می كردن كه با پذیر ش اسلام ثروت ومكنت خانوادگی خود را از دست خواهند داد با محمدصوآئین اومخالفت پرداختندونه تنها اورا نپذیرفنتند.بلكه باوی  به دشمنی برخاستند ولی به علت اینكه ابواطالب حامی وپشتیبان پیامبر(ص )بود نتوانستند زیانی به وی وارد نمایند به همین جهت تصمیم گرفتندتا با وعده ووعید اورا از سر راه خود بردارند.اما چون در اینكار توفیقی نیافتند سعی كردند تا اذیت و آزار پیامبر وهوا دارانش اسلام را نابود سازند ویا حداقل آنرا محدودنموده واز گسترش آن جلوگیری كنند.


هجرت مسلمانان به حبشه
سختگیری و خشونت بیش از حد كفار قریش موجب شد تا پیامبربه مسلمانان فرمان دهد به حبشه هجرت نمایند .پادشاه حبشه «نجاشی»مسیحی بود و به نوع دوستی شهرت داشت .پس از هجرت مسلمانان به حبشه ،كفار ،عمر وعاص را به انجا فرستند تا پادشاه را تحریك نموده وایشان را اخراج نماید .اما نجاشی نپذیرفت وآنها در حبشه باقی ماندند.یكی دیگر از یاران مشهور پیامبر واز مسلمانان نخستین بلال حبشی غلام امیه بود كه بعد از مسلمان شدن اربابش اورا مورد شكنجه وآزار قرار دادپیامبر عمویش حمزه را نزد او فرستاد تا وی را خریداری نموده وآزارد كند بلال نخستین موذن اسلام بود كه بعداز فتح مكه بربالای كعبه رفت ونخستین اذان مسلمانان را پس از تصرف آن شهر قرائت كرد.در همین سالها بود كه واقعه معراج پیامبر روی داد .معراج از جمله رویداهایی بودكه در باره آن مفسران ومورخان مشهور اسلامی .داستانهای بسیاری دركتب تفسیر و تاریخ خود آورده اند وشاعران فراوانی در ادبیات فارسی در باره آن شعر سروده اند.البته استان معراج پیامبروسفر آن حضرت به آسمان وبارگاه حق تعالی وشهر بیت المقدس و دیدارش با پیامبران پیشین وامامت جماعت ایشان وخواندن نماز با آنها توسط پیامبر .از مشهور ترین آن روایات است .از كسانی كه با داستان معراج عدوات علنی كرد وآنرا مورد استهزا قرار داد ابوجهل عموی پیامبر(ص)بود كه پیامبر
( ص) رابه سخره گرفت وروح آن بزرگوار اورا آزرد ودر برابر مردم مكه به او دشنام داد وناسزا گفت
تبعید به شعب ابوطالب
بعد از آنكه كافران مكه .پیامبر(ص )ویارانش را بیش ا پیش تخت آزار وشكنجه قرار دادند .ایشان را به شعب ابوطالب كه در خارج مكه بود تبعید نمودند.در شعب ابوطالب روزها وماهای بسیار سختی بر رسول خداگذشت در آن روزگار سخت وجانگذار .عزیزترین كسان او جان بجان آفرین تسلیم نمودند وپیامبر (ص) خدار در غم وانده جانكاهی باقی گذاردند. در آن روزها سخت وطاقت فرسا دو حامی بزرگ پیامبر( ص )یكی پس از دیگری دار فانی را وداع گفتند خدیجه همسر ویار با وفای رسول خداوبه دنبال او ابوطالب عموی
بز رگوارش یكی پس از دیگری از دینا رفتند واورا تنها گذاشتنداین تبعید ومحاصره قریب به دو سال به طول انجامید ولی بعد از آن با مسلمان شدن این تعدادی از بزرگان مكه كم كم پیامبر( ص )ویارانش توانستند از تبعید در شعب رهایی یابند ودوباره به مكه باز گردند.بعد از خروج پیامبر( ص)ویارانش از شعب ابوطالب شایع شد كه آنها با كافران صلح نموده اند .همین ا مر باعث شد تا مسلمانانی كه به حبشه هجرت نمودنددوباره به زادگاه خویش مراحعت نمایند.
نامه های پیامبر به سران كشورها
در پنجمین سال بعثت اسلام نامه هایی برای خسرو پرویز پادشاه ایران هراكلیوس امپراتور روم شرقی ونجاشی پادشاه حبشه فرستاد وآنها را به دین اسلام دعوت كرد.هراكلیوس پادشاه روم ونجاشی پادشاه حبشه با رسولان حضرت خوش رفتاری نمودند ولی خسرو پرویز خشمگین شد ونامه اورا پاره كرد وسفیر پیامبر( ص)را مجازات نمود .سپس به پادشاه حیره كه تحت حمایت او بود تا پیامبر( ص)رادستگیر كند ونزد او بفرستد.كبروغرور دیدگان آن مرد متكبر را نابینا نموده بود او باور نمی كرد كه چند سال بعد پیروان مردی كه برای او ارزشی قائل نبود كشورش را تصرف نموده ودودمانش رابر باد خواهد داد ونوادگانش را نابود خواهد گردایند وبساط چندین هزار ساله پادشاهی را در ایران برخواهد چید.چندی بعد پیامبر( ص) گرامی اسلام برای بسط وگستریش دین خود به طائف رفت تامردم آن دیار را با خود همراه سازد اما در آنجا كاری از پیش نبرد وطائفیان نادان او را با دشنام وناسزا از طائف بیرون راندند.
یثرب یا مدینه النبی
درشهر ثیرب كه بعدها آنرا مدنیه النبی یا شهرپیامبر نامیدند .دو طایفه بزرگ «اوس»و«خزرج»زندگی می كردند آنها همه ساله برای زیارت كعبه وبتهای خویش به مكه می آمدند .آن دوطایفه با هم رقا بت داشتند و به خاطر مشكلات ومسائلی كه باعث اختلاف بین ایشان شده بود با هم در جنگ وستیز بودند وهر چندگاه بر سر همین اختلافات با هم مشاجره می كردند وهمیشه مترصد بودند تا میانجی بیابند كه اختلافات ایشان را حل نمایند .
در آن سال گروهی از بزرگان این دوطایفه برای زیارت كعبه به سوی شهر مكه حركت كردند ووارد آنجا شدند .آنها قبل از ورود آواره پیامبر( ص)را شنیده بودند ازاین روبا او ملاقات كردند ووی رابه شهر خویش دعوت نمودند.
پیامبرپذیرفت .اما قبل از اینكه راهی آن شهر شود .كفار قریش تصمیم گرفتند تا شبانه اورا به قتل برسانند اما پیامبراز قصد ایشان آگاه شد وتصمیم به ترك مكه گرفت.علی پسر عموی آن حضرت در بستر وی خوابید كفار قریش كه از هر قبیله جوانی را مامور این كار نموده بودند تا خون پیامبر را پایمال شود پس از ورود به خانه ایشان با علی عمواجه شدند كه شجاعانه در آنجا آرمیده بود.
هجرت پیامبر به یثرب
بعد ازآنكه پیامبر از توطئه مشركان آغاز گردید به همراهی ابوبكر شبانگاه مكه را به سوی یثرب ترك كرد بزرگان قریش كه از خروج اوآگاه شده بودند .سوارانی را برای باز گرداندن پیامبر به تعاقب ایشان فرستادند.آنها رد پای پیامبر(ص)را تا غاری كه در كوه ثور قرار دارد ردیابی كردند تا بدانجا رسیدند غار ثور در بالای كوه بلندی قرار دارد كه بعد از این واقعه شهرت فراوانی یافت.
بعد از آنكه پیامبر وهمراهانش در آنجا پناه گرفتند به فرمان خدواند عنكبوت تاری بر دهانه غار تنید تا سواران كافر رافریب داده از تعاقب ایشان باز دارد.
سرانجام پیامبر به شهر یثرب وارد شد ومورد استقبال بزرگان آن شهر قرار گرفت آنها از او خواستند تادر منزل ایشان اقامت نماید. اما پیامبر برای ینكه بین ایشان تفرقه ایجاد نگردد فرمود:هر جا كه شترمن برزمین زانو بزندآنجا را مسكن خویش قرار خواهیم داد.                                                                
 هجرت پیا مبر( ص) پی در اواسط ماه ربیع الاول برابرا با بیستم سپتامبر سال622 میلادی بود پیامبر بعد از ورود به یثرب كه به میمنت هجرت رسول خدا مدینه النبی یاشهر پیامبر نام گرفت به اختلافات طوایف اوس وخزرج خاتمه داد ودر اولین سال هجرت جهاد بر مسلمین واجب گردیدومسجد قبا در مدینه ساخته شد وپیامبر در همین سال عایشه دختر ابوبكر را به زوجیت خویش در آورد.
بعدها در زمان خلافت عمر دومین خلیفه راشدین .هجرت پیامبر مبدا تاریخ اسلام قرارگرفت .
در دومین سال هجرت قبله مسلمین از بیت المقدس به كعبه تغییر یافت كه ذوالقبلتین مكان مسجد در مدینه بود ودر همین سال روزه برمسلمانان واجب گردید.
غزوه بدر  نام مكانی بود كه كنار آن چاههایی قرار داشت ومسافران برای سیراب نمودن خود و چارپایانشان در كنار آن اتراق می كردند .به پیامبر اطلاع دادند كه ابو سفیان كاروان تجاری بزرگ خود را به قصد شام از مكه خارج نموده ومی خواهد به طرف آ ن سرزمین حركت نماید پیامبر یاران خویش راجمع كرد وآنها را آماده جنگ كرد .ابوسفیان بعد از آنكه شنید مسلمانان قصد جنگ با او را دارند تصمیم گرفت تا از مهلكه بگریزد.اما ابوجهل (عموی پیامبر) كه مردی جهل ونادان بود برای جنگ با مسلمانان پافشاری می كرد بعد از آنكه ابو سفیان از آنجا گریخت مسلمانان چاههای بدر را تصرف كردند وبه جنگ باكفار پرداختند.
دراین جنگ بزرگ مشركین شكشت خوردند وبسیاری از ایشان از جمله ابوجهل كشته شدند .
غزوه احد
در سال سوم هجری جنگ دیگری بین مسلمانان وكفار روی داد كه در آغاز نبرد مسلمانان پیروز شدند  ولی از آنجاییكه گروهی از ایشان كه مامور محافظت از ارتفاعات احد بودند از دستور پیامبر سرپیچی نموده وبرای جمع آوری غنایم آز آنجا پایین آمدند خالدبن ولید فرمانده سواره نظام قریش كه سرداری شجاع بود بر ایشان یورش برد وآنه را در آستانه پیروزی شكست سختی داد.در این جنگ پیامبر حمزه عموی خود را از دست داد وخود زخمی شده وبا دادن شهدای بسیار میدان نبرد را ترك كرد یكی از كارهای زشتی كه مشركان انجام دادند مثله نمودن شهدای احد بود خصوصا آنكه هند زین ابوسفیان بخاطر اینكه پدر وبرادرانش را درجنگ بدر ازدست داده بود سینه حمزه را شكافت وجگر او را بیرون آورده؛خورد.به همین جهت به هند جگر خوار مشهور بود. 


نبرد با یهود
بعد ازآنكه مسلمانان وارد یثرب شدند یهودیان كه تا آن زمان اقتصاد آن شهر را دردست داشتند وازاختلافات دو طایفه اوس وخزرج منافع بسیاری می بردند تصمیم گرفتند تا برعلیه مسلمانان با كفا رهم داستان شده وایشان را تضعیف نمایند. بعدازجنگ احد پیامبر تصمیم گرفت تا آنها راازمدینه اخراج نماید. ازاین رو قلعه های ایشان را تصرف كرد وآنها را ازآنجا بیرون راند.
ازحوادث مهم سومین سال هجرت تولد حسین بن علی (ع) نواده پیامبر درسوم شعبان بود.درهمین سال فاطمه دختر اسد مادر علی(ع) ازدنیا رفت.
غزوه خندق
درماه شوال سال پنجم هجری،مشركان كه توسط یهودیان مكه تحریك شده بودند برای نابودی مسلمانان به مدینه یورش بردند،پیامبر (ص) كه می دانست مسلمانان نمی توانند به جنگ رو دررو با ایشان بپردازند وبه توصیه سلمان فارسی ازیاران ایرانی آن حضرت بوددر اطراف آن شهر خندقی حفرنمودند.كافران كه نمی توانستند ازآن عبوركنند بعد ازمدتی محاصره ناچار آنجار را ترك كردند وبه مكه بازگشتند .بعداز رفتن آنها پیامبر باقیمانده یهودیانی را كه درمدینه بود از آن شهر اخراج واموالشان را بین مسلمانان تقسیم كرد.
صلح حدیبیه
درسال ششم هجرت پیامبر (ص) با هزارتن ازمسلمانان وتعدادی گوسفند وشتر برای قربانی كردن عازم مكه شد. مشركان سپاهی به فرماندهی خالدبن ولید به جلوگیری از ایشان فرستادندتاازداخل شدن مسلمانان به مكه ممانعت به عمل آورند.پیامبر(ص) كه نمی خواست با ایشان درگیر شود با آنها صلح نمود كه به صلح حدیبیه مشهورشد، گویند مفاد این صلح نامه را بر روی پوستی نوشته وازكعبه آویزان نمودند .مدتی بعد موریانه آن را خورد وقرار داد صلح به خودی خود باطل شد.
فتح مكه
درسال دهم هجرت پیامبر(ص) دریافت كه قدرت مسلمانان آن چنان افزایش یافته كه می توانند مكه را تصرف نمایند . به همین جهت باده هزارتن از یاران خویش به سوی آنجا حركت كرد قبل ازاینكه  مسلمانان وارد شهر شوند ؛ ابوسفیان با وساطت عباس عموی پیامبر به اردوگاه مسلمانان آمد ومسلمان شد . پیامبر را عفو كردوخانه اش را مكان امن قرار داد.بعد ازورود مسلمانان به مكه پیامبر به كعبه داخل شد وبتها را شكست وآنها را فرو ریخت . بعد ازفتح مكه پیامبر سرزمین طائف را نیز به تصرف خویش درآورد.
ماجرای غدیر خم
یكی ازوقایع مهم این سال آخرین حج پیامبر(ص) بود كه آن را حجه الوداع نامیدند. بعد ازآخرین حج پیامبر ماجرای غدیر خم به وقوع پیوست كه پیامبر علی (ع) پسر عمویش را به جانشینی خود انتخاب كرد. گویند درآنجا جبرئیل بروی نازل شد وفرمان جانشینی علی را به پیامبر ابلاغ نمودوگفت :خداوند او را برای جانشینی تو انتخاب نموده است.
هرچند ماجرای غدیر خم درروایات شیعه وسنی موجودمی باشد ولی آنها ازپذیرفتن آن خودداری نمودند وبه علت پاره ای ازمسائل سیاسی وخانوادگی وصیت پیامبررا علنی ننمودند برطبق تفاسیر مفسران شیعه مقام ولایت غصب گردید و اتفاقات تازه ای افتاد.
فوت پیامبر
دراوایل یازدهمین سال هجرت پیامبر سپاهیانی را برای جنگ با رومیان آماده نمود وفرماندهی آن را به عهد اسامه پسر زید بن حارثه (پسرخوانده خویش ) گذاشت اما مسلمانان به فرماندهی او كه جوانی كم تجربه بود تمكین ننمودند دراین هنگام پیامبر كه ازمدتها بیش دچار ضعف وبیماری شده بود بستری گردید ونتوانست برای خواندن نماز به مسجد برود ،بیماری آن حضرت قریب به پانزده روز به طول انجامید ودراوایل ماه ربیع الاول یا اواخر ماه صفر جهان را وداع گفت وبه دیار باقی شتافت .مدت عمر او را 63 سال نوشته اندتعداد غزوات پیامبر را 28 وسرایای (جنگهایی كه پیامبر درآن شركت نداشته )36تا73 ذكر كرده اند.
فرزندان پیامبر ازخدیجه دو پسر به نامهای قاسم ،‌طاهر و چهار دختر به نامهای زینب ،‌رقیه ،‌ام كلثوم ،‌فاطمه وابراهیم پسر دیگر آن حضرت كه از ماریه قطبه بدنیا آمده بود .
هرچند پسران پیامبر دركودكی ازدنیا رفتند پیامبر همسران بسیار زیادی اختیار كردكه نخستین آن خدیجه وبعد عایشه دختر ابوبكر ،خفیه دختر عمر ، زینب دختر جحش ، ام حبیبه دختر ابوسفیان وغیره بودند .
همسران پیامبر را ام المومنین نامیدند (مادر مسلمانان )



:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , زندگی نامه ائمه ,
:: برچسب‌ها: زندگینامه ی حضرت محمد(ص) , پیامبر(ص) , حضرت محمد (ص) , زندگینامه پیامبر , زندگینامه ی ائمه , ائمه , نبرد با یهود , ازدواج حضرت محمد , ازدواج پیامبر , حجرت مسلمانان به حبشه , حبشه , حجرت مسلمانان , مسلمانان و پیامبر , امام زمان و پیامبرفامام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 دی 1391 | نظرات ()

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید