تبلیغات
ام ابیها - صحیفه ی سجادیه (نیایش اول)
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر


icon


الدعا الاول
الحمد لله الاول بلا اول كان قبله ، و الاخر بلا اخر یكون بعده .الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین ، و عجزت عن نعته اوهام الواصفین .ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا ، و اخترعهم علی مشیته اختراعا .ثم سلك بهم طریق ارادته ، و بعثهم فی سبیل محبته ، لا یملكون تاخیرا عما قدمهم الیه ، و لا یستطیعون تقدما الی ما اخرهم عنه .و جعل لكل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه ، لا ینقص من زاده ناقص ، و لا یزید من نقص منهم زائد .ثم ضرب له فی الحیوة اجلا موقوتا ، و نصب له امدا محدودا ، یتخطأ الیه بایام عمره ، و یرهقه باعوام دهره ، حتی إذا بلغ اقصی اثره ، و استوعب حساب عمره ، قبضه الی ما ندبه الیه من موفور ثوابه ، أو محذور عقابه ، لیجزی الذین اساؤا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی .عدلا منه ، تقدست اسماؤه ، و تظاهرت الاؤه ، لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون .و الحمد لله الذی لو حبس عن عباده معرفة حمده علی ما ابلاهم من مننه المتتابعة ، و اسبغ علیهم من نعمه المتظاهرة ، لتصرفوا فی مننه فلم یحمدوه ، و توسعوا فی رزقه فلم یشكروه .و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الانسانیة الی حد البهیمیة فكانوا كما وصف فی محكم كتابه : إن هم إلا كالانعام بل هم اضل سبیلا .و الحمد لله علی ما عرفنا من نفسه ، و الهمنا من شكره ، و فتح لنا من ابواب العلم بربوبیته ، و دلنا علیه من الاخلاص له فی توحیده ، و جنبنا من الالحاد و الشك فی امره .حمدا نعمر به فیمن حمده من خلقه ، و نسبق به من سبق الی رضاه و عفوه .حمدا یضی ء لنا به ظلمات البرزخ ، و یسهل علینا به سبیل المبعث ، و یشرف به منازلنا عند مواقف الاشهاد ، یوم تجزی كل نفس بما كسبت و هم لا یظلمون ، یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون .حمدا یرتفع منا الی اعلی علیین فی كتاب مرقوم یشهده المقربون .حمدا تقربه عیوننا إذا برقت الابصار ، و تبیض به وجوهنا إذا اسودت الابشار .حمدا نعتق به من الیم نار الله الی كریم جوار الله .حمدا نزاحم به ملائكته المقربین ، و نضام به انبیاءه المرسلین فی دار المقامة التی لا تزول ، و محل كرامته التی لا تحول .و الحمد لله الذی اختار لنا محاسن الخلق ، و اجری علینا طیبات الرزق .و جعل لنا الفضیلة بالملكة علی جمیع الخلق ، فكل خلیقته منقادة لنا بقدرته ، و صائرة الی طاعتنا بعزته .و الحمد لله الذی اغلق عنا باب الحاجة إلا الیه ، فكیف نطیق حمده ؟ أم متی نؤدی شكره ؟ ! لا ، متی ؟ .و الحمد لله الذی ركب فینا الات البسط ، و جعل لنا ادوات القبض ، و متعنا بارواح الحیوة ، و اثبت فینا جوارح الاعمال ، و غذانا بطیبات الرزق ، و اغنانا بفضله ، و اقنانا بمنه .ثم امرنا لیختبر طاعتنا ، و نهانا لیبتلی شكرنا ، فخالفنا عن طریق امره ، و ركبنا متون زجره ، فلم یبتدرنا بعقوبته ، و لم یعاجلنا بنقمته ، بل تأنانا برحمته تكرما ، و انتظر مراجعتنا برأفته حلما .و الحمد لله الذی دلنا علی التوبه التی لم نفدها إلا من فضله ، فلو لم نعتدد من فضله إلا بها لقد حسن بلاؤه عندنا ، و جل احسانه الینا ، و جسم فضله علینا .فما هكذا كانت سنته فی التوبة لمن كان قبلنا ، لقد وضع عنا ما لا طاقة لنا به ، و لم یكلفنا الا وسعا ، و لم یجشمنا إلا یسرا ، و لم یدع لاحد منا حجة و لا عذرا .فالهالك منا من هلك علیه ، و السعید منا من رغب الیه .و الحمد لله بكل ما حمده به ادنی ملائكته الیه و اكرم خلیقته علیه و ارضی حامدیه لدیه .حمدا یفضل سائر الحمد كفضل ربنا علی جمیع خلقه .ثم له الحمد مكان كل نعمة له علینا و علی جمیع عباده الماضین و الباقین عدد ما احاط به علمه من جمیع الاشیاء ، و مكان كل واحدة منها عددها اضعافا مضاعفة ابدا سرمدا الی یوم القیمة .حمدا لا منتهی لحده ، و لا حساب لعدده ، و لا مبلغ لغایته ، و لا انقطاع لامده .حمدا یكون وصلة الی طاعته و عفوه ، و سببا الی رضوانه ، و ذریعة الی مغفرته ، و طریقا الی جنته ، و خفیرا من نقمته ، و امنا من غضبه ، و ظهیرا علی طاعته ، و حاجزا عن معصیته ، و عونا علی تأدیة حقه و وظائفهحمدا نسعد به فی السعداء من اولیائه ، و نصیر به فی نظم الشهداء بسیوف اعدائه ، إنه ولی حمید .

نیایش اول
سپاس خدای را كه اول است و پیش از او اولی نبوده ( مبدا هر موجودی است ) و آخر است و پس از او آخری نباشد ( مرجع همه اشیاء است ) خدایی كه دیده های بینندگان از دیدنش ( در دنیا و آخرت ) ناتوانند ( محال است او را ببینند ، چون آنچه به چشم سر دیده می شود بایستی در مكان و جایی باشد ، و محتاج به مكان جسم است و خدای تعالی جسم نیست ) و اندیشه های وصف كنندگان از عهده وصفش برنیایند ( هرچه كوشند نمی توانند به طوری كه شایسته است او را وصف نمایند ، چنان كه حضرت سیدالمرسلین - صلی الله علیه و آله - فرمود : لا احصی ثناء علیك ، انت كما اثنیت علی نفسك یعنی من را توانایی مدح و ثنای تو نیست ، تو خود باید ثناگوی ذات اقدس خویش باشی ، و حضرت سید الواصیین امیرالمؤمنین - علیه السلام - فرمود : هو فوق ما یصفه الواصفون یعنی او برتر و بالاتر است از آنچه وصف كنندگان او را بستایند ) به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید ، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این كه از روی مثال و نمونه ای باشد ( چون همیشه خداوند بوده و دیگری جز او نبوده كه نمونه به دست داده باشد ) سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید ، و در راه محبت و دوستی به خود ( كه غریزه هر موجودی است ، چنان كه در قرآن كریم سوره 17 ، آیه 44 فرموده : و ان من شی ء الا یسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبیحهم یعنی موجودی نیست جز آن كه ذكرش تسبیح و ستایش خداست ، ولی شما تسبیح ایشان را در نمی یابید ) برانگیخت ، در حالی كه توانایی ندارند تأخیر نمایند آنچه را كه ایشان را به آن جلو انداخته ، و نمی توانند پیش اندازند آنچه را كه ایشان را از آن عقب خواسته ( از آنچه برای آنان تعیین نموده تجاوز نمی توانند كرد ، و این با استطاعت و توانا بودن در انجام عمل نیك و بد منافات ندارد ، زیرا معنی فرمایش امام - علیه السلام - در ظاهر آن است كه خدای تعالی هرگاه چیزی اراده نمود غیر آن واقع نمی شود ) و از رزقی كه عطا فرموده هر جانداری را روزی معلومی قرار داده است ( چنان كه در قرآن كریم سوره 43 ، آیه 32 فرموده : نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا " ما روزی ایشان را در زندگانی دنیا بینشان تقسیم و پخش نموده ایم " به طوری كه ) به هر كس از آنان فراخی و فراوانی داده كاهنده ای نمی كاهد ، و هر كه را كاسته افزاینده ای نمی افزاید ( جز خداوند سبحان توانا نیست كه آن را زیاد و كم گرداند ، بنابراین نباید برای به دست آوردن روزی از جاده درستی و پرهیزكاری بیرون رفت و گرد حرام گشت كه آنچه قسمت و بهره است از راه حلال خواهد رسید ، و باید دانست كه حرام روزی ای كه خدای تعالی قرار داده نیست ، پس آنكه همیشه حرام می خورد از روزی مقسوم خود چشم پوشیده و خداوند آن را حبس نموده كه اگر شكیبایی نموده گرد حرام نمی گشت حتما آنچه در خور حال اوست به وی می رسید ) پس از آن برای او ( هر یك از ایشان ) در زندگی مدتی معلوم تعیین و پایانی معین قرار داده ( معلوم نموده هر یك از ایشان تا چه مدتی خواهد زیست ) كه با روزهای زندگیش به سوی آن پایان گام برمی دارد ، و با سالهای روزگارش به آن نزدیك می شود تا چون به پایانش نزدیك شود ، و حساب عمر و زندگیش را تمام بستاند ، او را به آنچه خوانده از پاداش سرشار ( بهشت ) یا كیفر ترسناك خود ( دوزخ ) فراگیرد ( در اینجا از قرآن كریم سوره 53 ، آیه 31 اقتباس و استفاده نموده فرمود : لیجزی الذین اساؤا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی یعنی ) تا كسانی را كه با كردارشان بد كرده و آنان را كه با رفتار شایسته نیكویی نموده اند جزا دهد و این جزا ( كیفر و پاداش ) با عدالت و درستی از اوست ( از هر عیب و نقصی ) منزه و پاك است نامهای او ، و نعتها و بخششهایش ( برای همه ) پی در پی است ( به كسی ظلم و ستم روا ندارد ، بلكه هر چه كند طبق حكمت و مصلحت است ، از این رو چنان كه در قرآن كریم سوره 21 ، آیه 23 است : لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون یعنی ) از او نپرسند آنچه را كه بجا می آورد و از ( گفتار و كردار ) دیگران باز پرسند و سپاس خدای را كه اگر بندگانش را از شناختن سپاسگزاری خود بر نعمتهای پی در پی كه به ایشان داده و بخششهای پیوسته كه برای آنها تمام گردانیده باز می داشت ( امر نفرموده بود كه شكر نعمتهایش بجا آورند ) هر آینه نعمتهایش را صرف نموده او را سپاس نمی گزاردند ، و در روزی كه عطا فرموده فراخی می یافتند و شكرش بجا نمی آوردند و اگر چنین می بودند ( شكر نمی كردند ) از حدود انسانیت به مرز بهیمیت ( چار پایان ، كه مرتبه بی خردی است ) روی می آوردند و چنان بودند كه در كتاب محكم و استوار خود ( قرآن مجید سوره 25 ، آیه 44 ) وصف فرموده : ( ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبیلا ، یعنی ) ایشان ( ناسپاسان ) جز مانند چار پایان نیستند بلكه گمراهترند ( زیرا چارپایان هیچیك از قوای طبیعی را تعطیل و بیكار ننموده بلكه هر یك را برای آنچه آفریده شده بكار می اندازند ، پس اگر گمراه باشند در طلب كمال كوتاهی ننموده اند به خلاف انسان كه اگر قوه عقلیه را كه به معرفت حق راهنماست و امتیاز او از چارپایان به همین قوه است تعطیل نموده از كار بیندازد از چارپایان گمراهتر و سزاوار كیفر است و سپاس خدای را كه ( با آفرینش آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست و فرستادن كتابها و پیغمبران و نصب ائمه معصومین - علیهم السلام - ) خویشتن را ( وجود، علم ، قدرت و حكمتش را ) به ما شناساند و شكر و سپاس ( از نعمتهای ) خود را به ما الهام نمود ( گفته اند : الهام چیزی است كه در قلب افاضه می شود ، و فرق بین الهام و وحی آن است كه الهام بی واسطه ملك است و وحی به واسطه اوست ، و وحی از خواص رسالت است و الهام از خواص ولایت ، و وحی مشروط به رساندن است و الهام مشروط نیست ، و در لغت الهام و وحی هر دو به معنی تلقین و فهماندن است ، مرحوم سید علیخان در شرح بر صحیفه می فرماید : روایت شده چون خداوند سبحان در آدم - علیه السلام - روح دمید هنگامی كه راست شد و نشست عطسه كرد ، به او الهام شد گفت : الحمد لله رب العالمین " سپاس خدای را كه پروردگار جهانیان است " خداوند فرمود : یرحمك الله یا آدم " ای آدم خدا تو را بیامرزد " پس نخستین حمد و سپاس او از بشر به طور الهام واقع شده است ) و درهای علم به ربوبیت پروردگاریش را بر ما گشود ( ائمه معصومین - علیهم السلام - را راهنمایان ما گردانید تا به وسیله آنان به شهر علم رسیده خدا را بشناسیم ، رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - فرمود : انا مدینه العلم و علی بابها یعنی منم شهر علم و علی باب آن ) و بر اخلاص ( بی ربا ، و خودنمائی ) در توحید و یگانگیش راهنماییمان فرمود ، و از عدول و كجروی و شك و دو دلی در امر خود ( معرفت ذات و صفات یا دین و احكامش ) دورمان ساخت چنان سپاسی كه با آن زندگی كنیم بین كسانی از خلقش كه او سپاسگزارند ، و با آن پیش افتیم بر هر كه به رضا و خشنودی ( پاداش ) او و عفو و گذشتش پیش افتاده ( مراد از سبقت در اینجا بر مانند آن خودمان است ، نه بر انبیاء و اوصیاء ایشان - علیهم السلام - زیرا بر آنان نمی توان سبقت گرفت ) سپاسی كه تاریكیهای برزخ ( قبر ) را بر ما روشن سازد ( مراد از تاریكیها شدت و سختی آن است ، یا آن كه به اعتبار تاریكی قبر و تاریكی ترس و تاریكی عمل تعبیر به تاریكیها فرموده است ، و مراد از حمد و سپاسی كه تاریكیهای برزخ را روشن می گرداند تجسم اعمال و اعتقادات بعد از مرگ است ، و در قرآن و اخبار بسیار هست كه اعمال صالحه و اعتقادات صحیحه به صور نورانیه درآیند و دارنده آن از نور آنها بهره مند گردد ، چنان كه خدای تعالی " سوره 57 ، آیه 12 " فرموده : یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم یعنی یاد آور روزی را كه مردان و زنان با ایمان نورشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد ، و اعمال سیئه و اعتقادات باطله به صور تاریك درآیند كه بجا آورنده آن در تاریكیهای آنها سرگردان است ، چنان كه خدای تعالی " سوره 57 ، آیه 13 " فرموده : یوم یقول المنافقون و المنافقات للذین امنوا انظر و نانقتبس من نوركم قیل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا یعنی یاد كن روزی را كه مردان و زنان اهل نفاق و دورویی به اهل ایمان گویند مشتابید تا از نور شما روشنایی گیریم ، به ایشان گویند واپس بگردید " به دنیا باز گردید " و نور طلبید ) و راه رستخیز را ( راهی كه همه مردم را پس از زنده گردانیدن برای رسیدگی به حساب از آن راه به محشر می فرستند ) برای ما آسان نماید ، و منازل و جاهای ما را در جایگاه گواهان ( فرشتگان و پیغمبران و ائمه اطهار - علیهم السلام - كه روز قیامت بر مردم گواهی می دهند ) آبرومند گرداند ، روزی كه ( در قرآن كریم سوره 45 ، آیه 22 " است : و لتجزی كل نفس بما كسبت و هم لا یظلمون یعنی ) هر كسی به سزای آنچه كرده می رسد و به ایشان ستم نمی شود ( اینكه امام - علیه السلام - در اینجا به جای " و لتجزی " كه در قرآن كریم است فرمود : " تجزی " برای آن است كه گفته اند : اقتباس از قرآن در حقیقت قرآن نیست بلكه كلامی است شبیه و مانند آن پس اندك تغییر در آن زیان آور نمی باشد ، و در قرآن مجید " سوره 44 ، آیه 41 " است : یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون یعنی ) روزی كه دوستی از دوستی چیزی ( عذاب و كیفری ) را دفع نكند و ایشان كمك نمی شوند ( توانایی ندارند كه یكدیگر را كمك نمایند ) سپاسی كه از ما با علی اعلیین ( جاهای بلند بهشت یا دیوان خیر یعنی كتابی كه اعمال فرشتگان و صلحاء و نیكوكاران در آن نوشته می شود ) بالا رود ، در نامه نوشته شده ای كه مقربین آن را مشاهد نموده نگهداری می نمایند ( یا روز قیامت به آنچه در آن است گواهی می دهند ) سپاسی كه چشمهای ما به آن روشن گردد آن هنگام كه دیده ها ( ی مردم ) خیره و دوخته شود ( به طوری كه از سختی عذاب بر هم نتوانند زد ) و چهره های ما به آن سفید گردد آن هنگام كه روها ( یا پوست اندام ) سیاه شود ( این جمله اشاره است به فرمایش خدای تعالی " سوره 3 ، آیه 106 " یوم تبیض وجوه و تسود وجوه یعنی روزی كه چهره ها " ی مؤمنین " سفید و روها " ی كافرین و منافقین " سیاه گردد ، و سفید و سیاه بودن روها در آن روز " چنان كه سید نعمت الله جزائری - علیه الرحمه - در شرح صحیفه خود مسمی به نور الأنوار فرموده : " یا آن است كه حقیقتا روها سفید و سیاه می شود و یا آن كه سفید و سیاهی آنها كنایه از نیكی و زشتی كردار است ) سپاسی كه به آن از آتش دردناك خدا رسته به جوار رحمتش رهسپار شویم ( و این كه آتش را به خدا نسبت داده و فرموده : من الیم نار الله چنان كه در قرآن كریم " سوره 104 ، آیه 6 " است : نار الله الموقده " آتش برافروخته شده خدا " برای شدت و سختی آن است كه كسی نتواند آن را خاموش كرده یا از آن رهایی یابد ) سپاسی كه به آن شانه به شانه مقربین از فرشتگان رفته جا را بر آنها تنگ سازیم ، و به آن ، در سرای جاودانی و جایگاه پربركت همیشگی ( بهشت ) با پیغمبران فرستاده اش گرد آئیم ( و این كه انبیاء را به مرسلین وصف فرموده برای آن است كه هر نبی و پیغمبری رسول نیست ، و این كه بسیاری از مفسرین گفته اند : رسول كسی است دارای كتاب باشد و نبی كتاب ندارد و از جانب خدا خبر می دهد ، در این گفتار بحث و گفتگوست چون حضرت لوط ، اسمعیل ، ایوب ، یونس و هارون " علیهم السلام چنان كه در قرآن كریم به آن اشاره شده " از جمله مرسلین هستند و بالإستقلال دارای كتاب نبوده اند ، و گفته شده : رسول كسی است كه به شریعت جدیده دین تازه مبعوث شده باشد و مردم را به آن دعوت نماید و نبی اعم از آن است یعنی هم چنین كسی و هم كسی كه شریعت سابقه و دین پیش از خود را به مردم تبلیغ نماید مانند انبیاء بنی اسرائیل كه بین موسی و عیسی - علیهما السلام - بودند ، و بر این سخن ولایت دارد فرمایش پیغمبر اكرم به ابی ذر - رحمه الله - " در مجلد پنجم بحار الانوار " : انبیاء یكصد و بیست و چهار هزار و رسول از ایشان از مهتر و كهتر سیصد و سیزده تن بودند ، و " نیز در مجلد پنج بحار الانوار " حضرت امام محمد باقر - علیه السلام - به زراره فرمود : نبی كسی است كه در خواب می بیند و صدا می شنود و ملك را به چشم نمی بیند ، و رسول كسی است كه صدا می شنود و در خواب می بیند و ملك را به چشم می بیند ، و این كه امام - علیه السلام - ملائكه را پیش از انبیاء بیان فرموده برای مراعات ترتیب است چون ایشان بین خدای تعالی و پیغمبرانش در تبلیغ شریعت واسطه هستند ، نه از آن جهت كه آنها برتر از انبیاء باشند ، زیرا اجماع شیعه امامیه است كه انبیاء و ائمه معصومین - علیهم السلام - افضل از ملائكه می باشند و اجماع ایشان حجت است چون معصوم - علیه السلام - داخل در ایشان می باشد ) و سپاس خدای را كه نیكوییهای آفرینش را برای ما برگزید ( زیرا انسان چون خلاصه و نتیجه مخلوقات است خدای تعالی او را در نیكوترین صورت آفریده ، چنان كه " سوره 40 ، آیه 64 " فرموده : و صوركم فاحسن صوركم یعنی شما را آفرید و صورتهاتان را نیكو گردانید ) و روزیهای پاكیزه ( حلال و روا ) را برای ما روان ( فراوان ) گردانید و با تسلط و توانایی ما را بر همه آفریدگان برتری داد ، و از این رو به قدرت و توانایی او همه مخلوقاتش فرمانبر ما بوده و به نیرو و زورش به اطاعت ما درمی آید ( چنان كه در قرآن كریم " سوره 31 ، آیه 20 " فرموده : ان الله سخر لكم ما فی السموات وما فی الارض یعنی البته خداوند آنچه در آسمانها و زمین است رام شما گردانیده ) و سپاس خدای را كه در نیازمندی را جز به سوی خود به روی ما بست ( چون ما را نیازمند به غیر خود نیافریده این سخن منافات ندارد با احتیاج به یكدیگر كه نظام عالم بسته به آن است برای آن كه حاجت به غیر خدا در حقیقت حاجت به اوست كه مالك و منعم حقیقی است ) پس ( با این همه نیازمندیها ) چگونه سپاس او را توانایی داریم ؟ یا كی می توانیم حمدش را بجا آوریم ؟ نمی توانیم ، كی توانیم ؟ ( شایسته است كه خواننده دعا بر هر یك از كلمه لا و متی وقف نموده درنگ نماید تا دانسته شود كه جمله ای حذف شده است ) و سپاس خدای را كه ابزار بسط و گشاد را در ( بدن ) ما به هم پیوسته ، و افزارهای قبض و درهم كشیدن را در ( كالبد ) ما قرار داد ( رگ ، پی ، استخوان ، گوشت ، پیه ، خون و سایر اندام را با كیفیت و حركات مخصوصه در پیكر ما نهاد تا به واسطه آنها اندامها گشاده و درهم شود ، و گفته شده : مراد از بسط و قبض قوه دافعه و ماسكه است كه در هر عضوی نهاده شده ، و گفته اند : مراد از آنها شادی و اندوه است ) و ما را از روانهای زندگی بهره مند نمود ( این جمله اشاره است به حدیث جابر از امام محمد باقر - علیه السلام - كه فرموده : پنج روح برای مقربین " اولیاء خدا " است : روح قدس كه با آن همه چیزها را می دانند ، و روح ایمان كه با آن خدا را عبادت و بندگی می نمایند ، و روح قوه كه با آن با دشمن جهاد و زد و خورد كرده معاش و زندگانی را آماده می سازند ، و روح شهوة كه با آن از طعام و نكاح لذت و بهره می برند ، و روح بدن كه با آن به آهستگی و نرمی راه می روند ، و چهار روح برای اصحاب یمین " مؤمنین " است چون روح قدس در ایشان نیست ، و سه روح برای اصحاب شمال " كفار و منافقین " است چون دارای روح ایمان نمی باشند ، و گفته شده : ارواح در فرمایش امام - علیه السلام - : و متعنا بارواح الحیوه جمع روح به فتح را است كه به معنی آسایش می باشد یعنی ما را از آسایشهای زندگی بهره مند نمود ) و اندام كردارها را در ما استوار گردانید ، و ما را با روزیهای پاكیزه ( انواع غذاهای حیوانی و نباتی ) پرورش داد ، و به بخشش خود توانگرمان ساخت ، و به نعمت خویش سرمایه ( زندگانی ) به ما بخشید ( این جمله اشاره است به فرمایش خدای تعالی " سوره 53 ، آیه 48 ": وانه هو اغنی و اقنی یعنی و اوست آن كه " بندگانش را " بی نیاز كند و سرمایه بخشد ) پس از آن ما را ( به رفتار طبق احكام خود ) فرمان داده تا طاعت و پیرویمان را بیازماید ( معنی آزمایش خدای تعالی آن است كه با ما رفتار نماید چون كسی كه می خواهد دیگری را امتحان كند وگرنه آشكار و نهان بر او یكسان است ) و نهی نموده تا شكر و سپاسگزاریمان را آزمایش نماید ( و این كه شكر فرموده طاعت نفرموده برای آن است كه شكر در اصطلاح به كار بردن هر نعمتی است در آنچه خدای تعالی برای آن قرار داده و با ارتكاب معاصی جور نمی آید ، پس نهی برای آزمایش سپاسگزاری است ، حضرت صادق - علیه السلام - فرمود : شكر النعمة اجتناب المحارم یعنی شكر نعمت دوری گزیدن از حرامهاست ) پس از راه فرمایش پا بیرون نهادیم ( خلاف امرش رفتار كردیم ) و بر پشتهای ( مركبهای ) نهیش سوار شدیم ( گناهانی كه نهی فرموده بود بجا آوردیم ، و این كه فرموده : راه فرمانش و پشتهای نهیش ، یكی از مفرد و دیگری را جمع برای آن است كه راه امرا و راه هدایت رستگاری یكی است ولی نهی او گمراهی است كه دارای راههای بسیار می باشد ، چنان كه در قرآن كریم " سوره 6 ، آیه 153 " فرموده : و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ، ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبیله " و محققا این راه من راست است آن را پیروی كنید ، و از راههای دیگر نروید كه شما را از راه حق دور می سازد " و روایت شده : پیغمبر - صلی الله علیه و آله - خطی كشیده فرمود : این راه رشد و هدایت است ، پس از آن به سمت راست و چپ خطهایی كشید و فرمود : این راههایی است كه بر هر یك از آنها شیطانی است كه به آن دعوت می نماید ) پس ( با این رفتارمان ) به كیفر ما شتاب نكرد و در انتقام ما تعجیل ننمود بلكه بر اثر رحمتش از روی كرم و بزرگواری با ما همراهی نمود ، و به سبب مهربانیش از روی حلم و بردباری بازگشت ما را ( به راه است ) انتظار كشید ( با ما رفتار نمود مانند رفتار كسی كه دیگری را چشم به راه است ، و گفته اند : اطلاق بعضی از صفات مانند رحمت كه به معنی رقت قلب و نرمی دل است و آن مقتضی احسان و نیكی می باشد بر خدای تعالی به اعتبار غایات و مقاصد است یعنی به اعتبار نتیجه آن است كه همان احسان باشد ، نه به اعتبار مبادی و اصول افعال كه همان رقت قلب است ، و یكی از محققین - رحمة الله - فرموده : اطلاق آن بر خدای متعال بر وجه اعلی و اشرف است ، زیرا صفات هر موجودی بر حسب وجود اوست ، پس صفات جسم مانند وجودش جسمانیه و صفات نفس نفسانیه و صفات عقل عقلانیه و صفات خدای تعالی الهیه است ، خلاصه عوالم با یكدیگر اتفاق داشته برابر هم هستند پس آنچه از صفات كمالیه در عالم ادنی یافت شود در عالم اعلی بر وجه ارفع و اشرف است ) و سپاس خدای را كه ما به ( حقیقت ) توبه و بازگشت ( از گناه ) راهنمایی نمود ، توبه ای كه آن را نیافته ایم جز به فضل و احسان او ، پس اگر از فضل و بخشش او جز همان ( نعمت ) توبه را به شمار نیاوریم نعمت او در حق ما نیكو و احسانش درباره ما بزرگ و فضلش بر ما عظیم می باشد ( توبه گناهان را می برد و زشتیها را می شوید و خدا را خشنود می گرداند ، حضرت امیرالمؤمنین - علیه السلام - فرموده : لا شفیع انجح من التوبه یعنی هیچ شفیع و خواهشگری پیروزتر و رهاننده تر از توبه و بازگشت نیست ، و حضرت باقر - علیه السلام - فرموده : التائب من الذنب كمن لا ذنب له یعنی توبه كننده از گناه مانند كسی است كه گناه ندارد ، و حضرت صادق - علیه السلام - فرموده : ان الله تعالی یفرح بتوبة عباده المؤمنین اذا تابوا كما یفرح احدكم بضالته اذا وجدها یعنی خدای تعالی به توبه بندگان با ایمانش هرگاه توبه كنند شاد می شود چنان كه یكی از شما گمشده خود را كه بیابد شاد می شود ) و روش او در توبه برای پیشینیان ( بنی اسرائیل ) چنین نبوده ( سنت و روش خدای تعالی در توبه برای بنی اسرائیل كشتن یكدیگر بوده ، نه بس پشیمانی ، چنان كه در قرآن كریم " سوره 2 ، آیه 54 " فرموده : واذ قال موسی لقومه یا قوم انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا الی بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خیر لكم عند بارئكم فتاب علیكم انه هو التواب الرحیم یعنی و یاد كنید هنگامی را كه موسی به قوم خود " آنان كه گوساله پرستیدند " گفت : ای قوم شما بر اثر گرفتنتان گوساله را " به خدایی " به خود ستم روا داشتید ، اكنون به سوی آفریننده خویش باز گردید و خود " یكدیگر " را بكشید كه این كشتن نزد آفریننده شما برایتان " از زندگانی در دنیا " بهتر است پس خدا توبه شما را " پیش از آن كه همگی كشته شوید " پذیرفت ، زیرا او بسیار توبه پذیر و بسیار مهربان است ) و آنچه به آن توانایی نداریم از ما برداشته ، و به ما جز به آنچه طاقت داریم تكلیف نفرموده ، و جز كار آسان را ما نخواسته ( چنان كه در قرآن كریم " سوره 22 ، آیه 78 " فرموده : وما جعل علیكم فی الدین من حرج یعنی و خدا بر شما در دین تنگی و رنج قرار نداده است ) و برای هیچیك از ما برهان و بهانه ای جا نگذاشته ( چنان كه حضرت صادق - علیه السلام - فرموده : هرگاه در همه چیزها بنگری كسی را در تنگی و سختی نمی یابی ، كسی را نمی یابی جز آن كه خدا را بر او حجت و برهانی است ، و به كمتر از طاقتشان امر و فرمان داده ، و آنچه به مردم امر شده طاقت آن را دارند ، و هر چه طاقت و تواناییش را ندارند از آنها برداشته شده ولی نیكی در مردم نیست " تا این حقایق را بفهمند " ) پس بدبخت ( زیانكار و شایسته عذاب ) از ما كسی است كه او را نافرمانی نماید ، و نیكبخت از ما كسی است كه به او روآورد ( طبق اوامر و نواهیش رفتار نماید ) و سپاس خدای را به هر چه كه او را نزدیكترین فرشتگانش را گرامی ترین آفریدگانش و پسندیده ترین ستایش كنندگانش ستوده اند ( گرچه من نتوانم به آن اندازه و به آن جور سپاسگزار باشم ، ولی چنین می گویم تا شاید خدای تعالی به فضل و احسانش من را در زمره ایشان داخل نماید ) سپاسی كه بر سپاسهای دیگر برتری داشته باشد مانند برتری پروردگار ما بر همه آفریدگانش پس او را است سپاس به جای هر نعمتی كه بر ما و بر همه بندگان گذشته و مانده اش دار و به شماره همه چیزها ( از كلی و جزئی ) كه علم او به آنها احاطه دارد و همه را فراگرفته ، و به جای هر یك از نعمتها به شماره چندین برابر همیشه و جاوید تا روز قیامت سپاسی كه حد آن را انتها و عدد آن را شمارش و به پایان آن دسترس و مدت آن بریدنی نیست ( سپاس ابدی و همیشگی ) سپاسی كه موجب رسیدن به فرمانبری ، و گذشت او ، و سبب خشنودی ، و وسیله آمرزش ، و راه به بهشت ، و پناه از عذاب ، و آسودگی از خشم ، و پشتیبان طاعت ، و جلوگیر از معصیت ، و مدد بر انجام حق ( اوامر ) او و شرایط آن باشد سپاسی كه به وسیله آن در بین نیكبختان دوستان او كامروا گردیم و به سبب آن در رشته كشتگان به شمشیرهای دشمنانش درآئیم ، كه خدا یاری دهنده ( مؤمنین ) و ( در خوشی و سختی ) ستوده شده است ( زیرا سختی نیز مانند خوشی نعمتی است كه صبر و شكیبایی بر آن موجب ثواب و پاداش است كه باعث حمد و سپاس می شود ) .

منبع:تبیان



:: مرتبط با: امام سجاد (ع) , زیارت نامه ها،کتاب های مذهبی , صحیفه سجادیه ,
:: برچسب‌ها: صحیفه ی سجادیه (نیایش اول)؛صحیفه سجادیه , نیایش اول , اما سجاد , حضرت زین العابدین , صحیفه ی کامله ی سجادیه , امام زمان , ام ابیها , الدعا الاول ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 آذر 1391 | نظرات ()

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید