آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان 





 
 
به وبلاگ ام ابیها خوش امدید.

www.omeabiha-135.mihanblog.com

دیده عالم ندیده زهره‌اى مانند زهرا

دخترى مادر نزاده كو شود اُمّ ابیها

شد خدا راضى به آنچه فاطمه راضى به آن شد

متفق شد در رضا و در غضب با حق تعالى






:: برچسب‌ها: بسم الله الرحمن الرحیم , امام علی (ع) , حضرت محمد(ص) , حضرت فاطمه الزهرا , امام حسن , امام حسین , امام سجاد ,
تاریخ انتشار : جمعه 26 آبان 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

در حالات پیامبر(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى‌کرد. به آن حضرت(صلی الله علیه وآله) عرض شد: چرا خود را این‌گونه زحمت مى‌دهى؟ پیغمبر(صلی الله علیه وآله) در پاسخ فرمود: آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟!

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست، ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می‌تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل شود.

هیچ وسیله‌ای مستحکم‌تر و دائمى‌تر از نماز براى ارتباط میان انسان با خدا نیست، خداوند در قرآن می‌فرماید: برای یاد من و ذکر من نماز بپادارید، «اقم الصلوة لذکری»، ناآشناترین انسان‌ها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مى‌کنند و برجسته‌ترین اولیاى خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جویند.

مرغ ماءلوف که با خانه خدا انس گرفت/ گربه سنگش بزنی جای دگر می‌ نرود (سعدی) 

 

تقویت خداباوری و دلدادگی

همه ما آفریده خدا هستیم و بنده او، خدایی که تار و پود وجود ما را با لطف و عنایت خود به هم پیوند زده و بند بند وجودمان را با کرَم خویش آراسته است، خدایی که برای زندگی بهتر بندگان خود عجایب و شگفتی‌های فراوانی در زمین و آسمان تعبیه کرده که با مرور زمان، یافته‌های دانشمندان، عظمت خالق و عجز و کوچکی انسان را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

نیز شگفتی‌هایی که در بدن و خلقت خاکی انسان تعبیه شده که اگر بشر دو پا بخواهد نسخه‌ای مشابه آن بسازد، نیازمند تجهیزات و فضایی گسترده و با صرف هزینه‌های هنگفتی است که به فرض موفقیت، قطعاً بسیاری از کارکردها و مۆلفه‌های آن نسخه اصلی را نیز دارا نخواهد بود، شگفتی‌هایی که در زمین و آسمان و دریا و خشکی حیرت و تعجب همگان را برانگیخته است.

وقتی انسان به این عظمت‌ها بنگرد، به حقارت و ناچیزی خود بیشتر واقف شده، از اینکه خدای بزرگ با تمام عظمت و قدرت و شوکت خود، به او فرصت زندگی و انتخاب و شناخت داده است، جبهه شکر می‌ساید و محبت و دوستی او را به دل خواهد گرفت و عاشق او خواهد شد.

این دلدادگی و عشق و محبت، زمانی بیشتر رخ خواهد داد که بداند خدای قادر متعال با تمام بزرگی و عظمتش، بیشتر از هر کس و هر چیزی به انسان نزدیک بوده و به او عشق می‌ورزد و منتظر مراجعه انسان و مشتاق شنیدن صدای اوست، چه افتخاری از این بالاتر که خدای مهربان، از میان تمام مخلوقات خود، انسان را برای همنشینی و هم سخنی با خود برگزیده است و فرصت و رخصت خلوت کردن و خواندن او را در هر زمان و مکانی را به او داده است.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است. حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست

خالق با عظمتی که منتظر انسان است و مشتاق شنیدن صدای مناجات او، مگر نه این است که هر عاشقی از خلوت با معشوق و سخن گفتن با او لذت می‌برد؟ پس ما چگونه عاشقی هستیم که حتی لحظات و دقایقی را برای معشوقش صرف نمی‌کند و در پیشگاهش به نماز نمی‌ایستد؟

نمازی که محکم‌ترین رشته الفت بین بندگان و خداست و تجلی بخش محبت و انس به خدای کریم و لحظه‌های عاشقی با معبود و محبوبی که همنشینی و قرابت با او با هیچ لذتی همسان نیست، به همین سبب است که سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد.

و چه دردناک و تلخ است، وقتی خدایی با آن همه عظمت به سوی ما می‌آید و مشتاق دیدار و حضور ما بوده، ولی ما از او فاصله می‌گیریم، چه زیبا می‌فرماید امام سجاد(علیه السلام): «یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ...»؛ ای پروردگارم تو مرا می‌خوانی ولی من از تو رو می‌گردانم و تو با من دوستی می‌کنی ولی من با تو دشمنی می‌کنم و تو به من محبت کنی و من نمی‌پذیرم، گویا من منتی بر تو دارم.


مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز

یکی از بهترین راهکارهای انس با نماز، شناخت خالق و آشنایی با الطاف و مراحم کریمانه اوست که هر لحظه به سوی انسان روان می‌سازد و زندگی انسان را در سایه مهر و محبت خود هدایت می‌کند.

از مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز و چشیدن لذت نمازگزاری تقویت خداباوری و دلدادگی می باشد.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یاأَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است.

حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست.

زبان حال مخلوق

همه انسان‌هایی که با حقیقت وجود خود آشنا هستند، نیاز خود را می‌دانند و موظف به سپاسگزاری و تشکر از کسی که به آنان نعمت و تحفه‌ای عطا کرده می‌دانند و این قدرشناسی نوعی زبان حال است که نشانگر لیاقت هدیه گیرنده است..

این قدرشناسی و درخواست تداوم عنایت، زمانی رنگ جدی‌تری به خود می‌گیرد که همه چیز انسان وابسته به او باشد و بر پایه عنایات و توجهات او قرار داشته باشد.

خدایی که ولی نعمت ماست و هرچه داریم از لطف و عنایت و احسان اوست و همه جیره خوار خوان کَرَم او هستند و اگر لحظه و آنی دست عنایت خویش را از سر بندگان بردارد، همه به فلاکت و بدبختی خواهند افتاد.

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟/ یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟...

الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت/ اسباب راحتی که نشاید شمار کرد

 

تلألۆ قرآن

سوره‌های فراوانی همانند «الرّحمن» و «روم» پر است از یاد  نعمت‌های الهی «قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللهُ»؛بگو چه کسی از آسمان‌ها و زمین روزی‌تان می‌دهد؟ بگو: خدا! (سوره سبا، آیه 24)

سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد

سخن نهایی را خداوند در این آیه بیان کرده است: «وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا»؛ و اگر نعمت‌های خدا را بشمارید، هرگز نمی‏توانید آن را احصا کنید، خداوند غفور و رحیم است.

امیرمۆمنان(علیه السلام) در ناتوانی انسان از حمد خدا و شمارش نعمت‌هایش می‌فرماید: «اَلْحَمْدُلِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَلاَ یُحْصِی نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ»؛ خداوندی را سپاس که گویندگان هرگز به کنه مدح و ثنای او نمی‌رسند و شمارندگان، نعمت‌های او را نمی‌توانند بشمارند»

مهربانی و لطف و کرم الهی، از زبان مبارک امام عارفان امام حسین(علیه السلام) شنیدنی است: «مرا نشو و نما دادى و پیش از این نیز بـه من مهر ورزیدى، به وسیله رفتار نیکویت و نعمت‌هاى شایانت که پدید آوردى خلقتم را از منى ریخته شده و جایم دادى در سه پرده تاریکى (مشیمه و رحم و شکم) میان گوشت و خون و پوست و گـواهـم نساختى در خلقتم و واگذار نکردى به من چیزى از کار خودم را سپس بیرونم آوردى بدانچه در علمت گذشته بود، از هدایتم به سوى دنیا خلقتى تمام و درست و در حال طفولیت و خردسالى در گهواره محافظتم کردى و روزیم دادى از غذاها شیرى گـوارا و دل پرستاران را بر من مهربان کردى و عهده‌دار پرستاریم کردى مادران مهربان را و از آسیب جنیان نگهداریم کردى و از زیادى و نقصان سالمم داشتى، پس برترى تو اى مهربان و اى بخشاینده.

 

نماز و حس نیازمندی

اقامه نماز نوعی قدرشناسی به درگاه خالق کریمی است که لحظه به لحظه عنایتش را بر ما مستدام می‌دارد و انسان با عبادت خود، ضمن سپاسگزاری از نعمت‌های موجود، جبهه شکر به درگاه الهی می‌ساید، از این رو در حالات پیامبر گرامى(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى کرد، آن قدر نماز شب مى‌خواند که چهره‌اش زرد می‌شد، به آن حضرت عرض شد: چرا خود را این گونه زحمت مى‌دهى؟

حضرت در پاسخ فرمود: «افلا اکون عبداً شکوراً»؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟!




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) ,
:: برچسب‌ها: راز نمازهای طولانی و عبادت‌های زیاد پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه بود؟ , نماز پیامبر , نماز طولانی پیامبر , حضرت محمد (ص) , نماز حضرت محمد(ص) , تقویت خدا باوری ودلدادگی , مهم ترین کار های انس با نماز , زبان حال مخلوق , تلاءلو قران , نماز وحس نیازمند , راز نماز ,
تاریخ انتشار : شنبه 9 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

راهکارهای عضویت در بیت الولایه امام زمان (ع):

از آنجا که مهمترین خانه ی الهی در عصر امروز، خانه ی امام زمان (ع) است و ورود به آن شرط عضویت در بیوت انبیاء به شمار می رود، به برخی از مهمترین راهکارهای عضویت در خانه ی آن حضرت اشاره می کنیم:

1. عشق و محبت اهل بیت(ع)

امام باقر (ع) فرمودند:
(مَن أحَبَّنا فَهُو منّا أهل البَیتِ)
«هر کس ما را دوست بدارد او از ما اهل بیت است.»

2. تقوی و اصلاح طلبی

امام صادق (ع) فرمودند:
(مَن اتَّقی مِنکُم و أصلَحَ فَهُو مِنّا أهل البیتِ.
« هر یک از شما که پرهیزگار و اصلاح گر باشد، از ما اهل بیت است.»
رسول خدا (ص) فرمودند: (آلُ محمد کلُّ تقیٍّ)
«هر پرهیزگاری، از خاندان محمد است.»

3. اطاعت و پیروی از خدا

امام رضا (ع) فرمودند:
(إذا أطَعتَ اللهَ فَأنتَ منّا أهل البیتِ)
«اگر از خداوند فرمان بری، از ما اهل بیت هستی.»

4. قبول و دخول در ولایت اهل بیت (ولاء سیاسی)

امام صادق (ع) فرمودند:
(... مَن دَخل فیها (ولایَتَهُم) دخل فیِ بیت النبی(ص)
«هر کس در ولایت ائمه اطهار (ع) داخل شود در خانه پیغمبر (ص) وارد شده است.»

5. شیعه ی خاص و خالص

رسول خدا (ص) فرمودند:
(انَّ الشیعه الخاصَّه الخالِصَه مِنّا أهل البَیتِ)
«شیعیان خاص و ناب، از ما اهل بیت هستند.»



:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: امام زمان , امام عصر , امام متقیان , راهکار ارتباط با امام زمان , راهکار های عضویت در بیت الولایه امام زمانفبیت الولایه امام زمان , بیت الولایه , امام زمان(عج) , ام ابیها , عشق و محبت اهل بیت , تقوی واصلاح طلبی , اطاعت و پیروی از خدا , قبول دخول در ولایت اهل بیت , ولاء صیاصی , شیعه ی خاص وخالص , امام صادق فرمود ,
تاریخ انتشار : جمعه 8 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

ترسناک‌ترین چیز امت پیامبر اکرم!

شرک در عمل!

علاوه بر بُعد نظری و اعتقادی، انسان اعمالی را انجام می دهد که که گرچه بر اساس همان اعتقادات انجام می شود اما نحوه ی عملکرد انسان در رفتار های عملی نیز می تواند مورد سنجش قرار گیرد وبا معیار صحیح اسلامی ارزیابی شود که آیا سبب شرک است یا نشان از توحید و وحدانیت الهی؟!

به بیان دیگر ممکن است کسی در انجام عبادات خود مبتلا به شرک شود! در واقع چنین کسی بر اساس اعتقاد به وجود پروردگار به عبادت می ایستد و بدان همت می گمارد اما در همان حال ممکن است به علت ناخالصی و عدم خلوص کافی مبتلا به شرک شود! بر همین اساس شرک در عبادت آن است که در موقع انجام عبادات توجه ظاهر و یا نیت دل به غیر حق باشد. مثلاً در نماز توجه به خلق داشته باشد یا نذر می کند برای خلق انجام دهد و امثال آن ها از عباداتی که احتیاج به نیت دارد اگر نیت در هنگام انجام آن عبادت برای غیر خدا باشد شرک است.

 

شرک کوچیکه!

در آیه 110 سوره مبارکه کهف خواند متعال صریحاً از انجام عبادات مشرکانه صنع نموده است و می فرماید:

«فمن کان یَرجوا لقاءَ ربّه فلیعَمل عَمَلاً صالحا و لا یُشرک بعبادة ربّه احداً»

«هر کس به لقای (رحمت) پروردگار امیدوار است باید نیکوکار شود یعنی عمل پاک پسندیده انجام دهد و هرگز در پرستش و عبادت خدا احدی را با او شریک نگرداند.»(کهف/110)

بنابراین در موقع عبادت و اعمال عبادی باید توجه به غیر خدا نشود و شرک آن است که ظاهر هر عملی از نماز و روزه و حج و خمس و زکات و نذر و غیر آن از هر نوع عبادتی و واجب یا مستحب تنها برای خدا باشد ولی در دل و باطن توجه به غیر خدا یعنی برای شهرت وجلب نظر خلایق و غیر آن باشد. این چنین عبادتی ریای در عمل است که در زبان روایات اسلامی از آن به شرک اصغر یاد شده است که سبب تباه شدن عمل عبادی فرد می شود.

خدای تعالی می فرماید: هر کس عمل صالحی انجام دهد و در آن عمل غیر مرا شریک گرداند پس آن عمل به تمامی از برای اوست و من از آن عمل یا عامل عمل بی زار هستم و من بی نیاز تر از همه ی بی نیازانم از عملی که در آن شرک باشد

در روایت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که فرمودند: اتقوا الشرک الاصغر، یعنی از شرک کوچک بپرهیزید. عرض شد یا رسول الله شرک کوچک کدام است؟ فرمودند: الریّا و السّمعة؛ انجام کار برای ریا و شهرت شرک اصغر است.

بنابراین شرک و ناخالصی در عبادت سبب شرک عملی خواهد بود که عبادت را نیز بی ارزش می نماید.

 

شرک خفی!

شرک در تقسیم بندی کلی اولیه به کلی یا آشکار و خَفی یا پنهان تقسیم گردیده بود. پس از بررسی اقسام شرک جلی چه در اعتقادات و بُعد نظری و چه در بُعد عملی و عبادات، نوع دیگری از شرک یعنی شرک خفی را مورد بررسی قرار می دهیم.

شرک پنهان شرکی است که حتی صاحب آن از دارا بودن آن ناآگاه است! این شرک، شرکی مخفی و پنهان است که به طور پنهانی ایمان انسان را از بین می برد و دین انسان را می سوزاند!

شرک خفی شرک در اعمال و ریا در طاعات و عبادات است. اما فرق میان این نوع شرک و شرک در عبادات که از اقسام شرک جُلی شمرده شده این است که شرک در عبادات برای خدا شریک قرار دادن و در مقام عبادت غیر او را پرستش نمودن است. مثلاً در نماز غیر خدارا در نظر بگیرد. چون در عبادت جز ذات حق تعالی در ذهن و فکر انسان نبایستی وارد شود.

از رسول اکرم (ص) نقل است که فرموند: « یقول الله تعالی مَن عمل عملاً صالحا أشرک فیه غیری فهولهَ کلّه و أنامنه بری دو أنا أغنی الاغنیاء عن اشرک؛ خدای تعالی می فرماید: هر کس عمل صالحی انجام دهد و در آن عمل غیر مرا شریک گرداند پس آن عمل به تمامی از برای اوست و من از آن عمل یا عامل عمل بی زار هستم و من بی نیاز تر از همه ی بی نیازانم از عملی که در آن شرک باشد.»

اما شرک خفی دامنه ی بسیار وسیعی دارد و هر عملی را که مختصر توجهی به غیر خدا در آن وارد شود شامل می گردد!


رضایت حق نه خلق!

از امام جعفر صادق (ع) نقل است که حضرت فرمودند: « لَو اُن عبداً عمل عملاً یطلب به رحمة الله و الدّار الاخره ثم اُدخل فیه رضاأحد من الناس من کان مُشرکاً؛ هر بنده ای اگر عملی بنماید برای طلب رحمت خدا و جزای آخرت ،پس در آن عمل رضای یکی از مردم را داخل کند بدرستیکه او مشرک می باشد

توجه به خلوص نیت در اعمال و رفتار تنها راهی است که می توان از شرک خفی جلوگیری نمود. شرک خفی همان طور که از اسمش برمی آید بسیار پنهان و سرّی است، بطوری که از این جهت بسیار خوف برانگیز و هراس انگیز است. چنانکه در خبری از رسول اکرم (ص) به این مساله اشاره شده است.!

 

ترسناک ترین چیز در دنیا!

از حضرت رسول (ص) نقل شده است که فرمودند: إن أخوف ما أخاف عیلکم الشرک الخفی و اشکر السّر فاّن الشرک أخفی فی امتی من دبیب النمل علی الصّفا فی الیلة الظلماء؛ بیشترین چیزی که برای شما از آن می ترسم شرک خفی و پنهان است پس از شرک سر و پنهان دور باشید زیر شرک در امت من از راه رفتن مورچه بر سنگ سیاه در شب تار پوشیده تر است.»

به راستی شرک خفی و تشخیص رخ دادن آن ،موضوع بسیار مهمی است که سهولت نمی توان بدان دست یافت همان طور که حرکت مورچه سیاه کوچکی بر سنگ سیاهی در شبی تاریک قابل تشخیص نیست.

 

شرک در اسباب!

یکی از اقسام شرک خفی شرکت در اسباب است. همان طور که اغلب مردم چشم امید و خوف به اسباب خلق دارند و این شرک خفی است. مراد از شرک به اسباب آن است که اثر اسباب را مثلاً خورشید را که موثر در رشد اشیاء و گیاهان و حیوانات است به تنهایی و اثر آن را از آن خود خورشید بدانند بدون توجه به موثر حقیقی یعنی پروردگار متعال. این چنین نگرشی حاوی شرکی خفی است. اما اگر اثر را از موثر حقیقی حکیم یعنی خداوند متعال بداند و خورشید را وسیله افاضه ی فیض حق، در این صورت ابداً شرک نیست بلکه خود نوعی عبادت است زیرا توجه به آیات الهی به شمار می رود!

پالایش نمودن اعتقادات و رفتار سبب پیراستگی انسان از انواع شرک جلی و آشکار خواهد بود. اما حساسیت و ظرافت در دوری از شرک خفی بسیار بالاتر و بیشتر است. زیرا این نوع شرک همان طور که از اسمش پیداست مخفی و پنهان است و صاحب خود را بدون آنکه بداند و یا حتی تصور توحید کند، مبتلا می گرداند از این رو توکل به پروردگار و موثر دیدن او در همه امور و توجه به اسباب با وجود موثر حقیقی در پس آنها، سبب خواهد شد انشاءالله زمینه های این نوع شرک در انسان از میان برود

دکتر وسیله است!

از دیگر موارد شرکت خفی که عموماً برای مردم اتفاق می افتد درمان حقیقی را از دارو و دکتر و پزشک می طلبند در حالی که موثر حقیقی و شفای اصلی از اوست و دارو و درمان خلق وسیله است. بدین ترتیب تمسک به غیر خدا در هر امری خود شرکی خفی است اما بدین شرط که خدا را در آن تمسک و توسل نبیند، اما اگر اثر حقیقی را از خداوند متعال بداند و اسباب و وسایل را در سایر مخلوقات خود، توحید و عبادت است زیرا توجه به آیات الهی نموده است.

 

پایان سخن ...

توحید نخستین و مهمترین بخش اعتقادات هر مسلمانی است که برای احراز آن بایستی بکوشد و در بُعد اعتقادی و نیز رفتاری و عملکردی یکانگی و وحدانیت الهی را متذکر گردد.

پالایش نمودن اعتقادات و رفتار سبب پیراستگی انسان از انواع شرک جلی و آشکار خواهد بود. اما حساسیت و ظرافت در دوری از شرک خفی بسیار بالاتر و بیشتر است. زیرا این نوع شرک همان طور که از اسمش پیداست مخفی و پنهان است و صاحب خود را بدون آنکه بداند و یا حتی تصور توحید کند، مبتلا می گرداند از این رو توکل به پروردگار و موثر دیدن او در همه امور و توجه به اسباب با وجود موثر حقیقی در پس آنها، سبب خواهد شد انشاءالله زمینه های این نوع شرک در انسان از میان برود.




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: ترسناک‌ترین چیز امت پیامبر اکرم! , شرک در عمل , شرک کوچیکه , شرک خفی , رضایت حق نه خلق , ترسناک ارین چیز در دنیا , شرک در اسباب , دکتر یک وسیله است , امت پیامبر , ترسناک ترین چیز , خدا شرک را دوست ندارد , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 7 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

رافضی کیست؟

یكى از واژه‏هایى كه نیاز به ریشه‏یابى و تحقیق دارد، رفض و رافضى است. در طول تاریخ، گروه‏ها و فرقه‏هاى اسلامى براى كوبیدن و از صحنه بیرون كردن گروه مخالف خود، همواره از القاب ناپسند و ناشایست استفاده مى‏كرده‏اند و متأسفانه عدم آگاهى توده‏هاى مردم در عصر اموى و وجود سیاست‏هاى خاص حاكمان  بر این مسأله دامن زده است. رفض و رافضى از جمله چنین القابى است كه برخى از نویسندگان آن را به شیعه امامیّه نسبت داده‏اند.



ادامه مطلب

:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: رافضی کیست , رافضی یعنی چه , امام زمان , رافضی ها ی شیعهفام ابیها ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 6 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

 
                                     


از دیگر موضوعاتی که در زمینه معاد مطرح می‌باشد وجود حشر برای گیاهان، آسمان‌ها، زمین، آفتاب، ماه، سنگ‌ها و غیر آن می‌باشد. در این باره نیز شماری از عالمان بیاناتی را داشته‌اند که در ذیل به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌گردد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آورده‌اند که: «در زمینه برانگیختن آسمان‌ها، زمین، ماه و جمادات چنین گفته شده است که قرآن کریم در خصوص این‌گونه موجودات تعبیر به «حشر» نفرموده، و چنین آورده است:

«یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» (ابراهیم/48: روزى که آسمان و زمین به آسمان و زمین دیگرى تبدیل و همه براى خداى واحد قهار ظاهر مى‏شوند.) ،

«وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ» (زمر/67: و در روز قیامت زمین همه‏اش در قبضه قدرت او و آسمانها پیچیده در دست او است.)،

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ،(قیامت/9: زمانى که مهر و ماه جمع مى‏شود.)

إِنَّکمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ، لَوْ کانَ هۆُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها. علاوه بر اینکه از آیه شریفه" إِنَّ رَبَّک هُوَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (انبیاء/99: به درستى که شما و آن خدایانى که به غیر پروردگار مى‏پرستیدید همه آتش‏گیره جهنمید و همه در آینده در آن آتشید، اگر این خدایان راستى خدا بودند در آتش نمى‏شدند.)

 و آیه «ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکمْ فَأَحْکمُ بَیْنَکمْ فِیما کنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ» (سجده/25: به درستى که پروردگارت در روز قیامت در میان آنان و راجع به آنچه که در آن اختلاف مى‏کردند حکم خواهد کرد.) و همچنین از آیات دیگرى استفاده مى‏شود که: تنها ملاک حشر مسأله فصل خصومت در بین آنان و احقاق حق است که در آن اختلاف دارند و مرجع همه این آیات به دو کلمه انعام نیکوکار و انتقام از ظالم است». پس در نتیجه حشر این موجودات به معنایی که در مورد حیوان و انسان مطرح است نمی‌باشد.

علامه تهرانی نیز در این باره بیان می‌دارند که: «نباتات چون داراى قدرى حیات و شعور هستند، همان طور که از بعضى از افعال و آثار آن‌ها هویداست، لذا از جمادات، از نقطه نظر تقسیم‏بندى مراتب وجودیّه بالاتر و قویتر هستند

علامه تهرانی نیز در این باره بیان می‌دارند که: «نباتات چون داراى قدرى حیات و شعور هستند، همان طور که از بعضى از افعال و آثار آن‌ها هویداست، لذا از جمادات، از نقطه نظر تقسیم‏بندى مراتب وجودیّه بالاتر و قویتر هستند.

و به همین مناسبت در سه مرتبه کارشان که تغذیه و رشد و تولید مثل باشد، به آن‌ها اسم نفس اطلاق شده است. و بنابراین، حشر آن‌ها نیز نزدیک به حشر حیوانات سِفلى است، و در همین وجود طبیعى خود مراحلى از کمال را طىّ مى‏کنند و به همان مبدأ فعّالى که در وجود آنان، حکم قوّه محرّکه و مدبّره را دارد نزدیک می‌گردند. و بعضى از آن‌ها که در نطفه‏ها سارى و جارى مى‏شوند در مراحل ترقّى و استکمال به مقام حیوان نزدیک مى‏شوند، و بعضى از آن‌ها که از اینجا قدمى فراتر نهاده و در نطفه انسان می‌روند به مقام انسان نزدیک مى‏شوند، و بنابراین حشر آن‌ها اتمّ و قیامشان در پیشگاه خداوند در روز قیامت اقرب خواهد بود.

و امّا غیر از این‌ها از انواع نباتات براى اینکه در سعى و حرکت و پویایى خود به خدا برسند نیاز به کمال نباتى خود دارند، چون وجود غذایى و إنّیّت نموّ و تولید در آن‌ها شدید است و این شدّت و حِدّتى که در این مرتبه سِفلى دارند، آن‌ها را از صعود و ترقّى به عالم اکمل بازمی‌دارد.

و بنابراین معاد و حشرشان عند الله در مقام نازل تر و پست ترى خواهد بود، پس چون درخت را از ریشه ببُرند یا اگر خشک شود، قوّه آن درخت به مدبّر نوعى آن و به ملکوت اخروى آن بازگشت‏ می‌کند. در قرآن نیز آمده است: «وَلکنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ‏»  إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ(اسراء/44: و هیچ یک از موجودات نیستند مگر اینکه به حمد خداوند تسبیح مى‏کنند، ولیکن شما تسبیح آن‌ها را نمى‏فهمید!)

تمام جمادات حتّى مادّه اوّلیّه و هیولاى بَحت و صِرف داراى حشر هستند، چون آن‌ها نیز در عالم وجود عبث و بیهوده نیستند و براى غرضى خلق شده‏اند و خودشان با وجودشان و با حرکت‏هاى خود، چه جوهریّه و چه غیر جوهریّه به دنبال آن مقصود می‌روند و می‌خواهند نقص خود را با وصول به آن تمام کنند و حرکت آنان به سکون و آرامش مبدّل شود.

هدفدار بودن آفرینش موجودات سبب گردیده است که گروهی از عالمان برای تمام موجودات عالم قائل به حشر گردند چرا که تنها در جهان باقی است که هر موجودی می‌تواند به مراتب بالای کمال دست یابد

در مقابل این دیدگاه‌ها شهید مطهری در کتاب معاد خویش آورده‌اند: «انسان اگر حشر نداشته باشد به تکامل خود نرسیده اما گیاهان و جمادات به تکامل خود رسیده‌اند لذا دیگر حشری ندارند. این سنگ مسئله حشری ندارد چون همه تجهیزات زندگی در حدود همین دنیا است بیش از این نیست، این گیاه حشر ندارد چون همه تجهیزاتش برای همین دنیا است همان مقدار هستی که می‌تواند قبول کند به آن همان مقدار را داده‌اند و پایانش هم همین جا بوده است اما اگر انسان قیامتی نداشته باشد معنایش این است که در قدم اول خلقت نابود شود در حالی که کمال او در این دنیا بروز نکرده و لازم می‌آید این تجهیزات از آن جهت که انسان دارد همه بیهوده باشد».

نتیجه ...

آنچه از جمع میان این اقوال به دست می‌آید آن است که هدفدار بودن آفرینش موجودات سبب گردیده است که گروهی از عالمان برای تمام موجودات عالم قائل به حشر گردند چرا که تنها در جهان باقی است که هر موجودی می‌تواند به مراتب بالای کمال دست یابد.  در مقابل گروهی دیگر از دانشمندان علوم اسلامی بر این اعتقادند که برخی موجودات در این جهان به نهایت کمال خویش دست خواهند یافت و دیگر الزامی برای برانگیختن دوباره آن‌ها وجود ندارد.

نکته‌ای که توجه به آن در این مجال اهمیت فراوان دارد آن است که بر فرض قبول برانگیخته شدن تمامی موجودات در جهان دیگر باید قبول کرد که هر یک از موجودات بر اساس ظرفیت وجودی خود و میزانی که از عقل و شعور برخوردار است در پیشگاه باری تعالی مۆاخذه خواهد شد و این تناسب در بازخواست لازمه عدالت خداوند بلندمرتبه می‌باشد و جز این را نمی‌توان تصور نمود.




:: مرتبط با: قیامت , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: گیاهان , قیامت گیاهان , گیاه , قیامت گیاهان چگونه است , ایا گیاهان هم قیامت دارند , گیاهان هم قیامت دارند , قیامت , امام زمان , ام ابیها , گیاهان بالا مقام ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 5 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر




قربانعلی دری نجف‌آبادی

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، كسی را نرسد كه بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.

ادامه مطلب

:: مرتبط با: امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: حضرت مسیح , مسیح (ع) , عیسی مسیح , عیسی بن مریم , ابن مریم , حضرت مهدی , امام عصر , امام زمان(ع) , حضرت مسیح وامام زمان , حضرت عیسی وامام زمان , حضرت مسیح در رکاب امام زمان , حضرت مسیح در خرمت امام زمان , ام ابیها , نجف ابادی , قربانعلی دری نجف ابادی ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 4 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

حکایت های بهلول

روزی بهلول نزد قاضی بغداد نشسته بود که قلم قاضی از دستش به زمین افتاد. بهلول به قاضی گفت: جناب قاضی کلنگت افتاد آنرا از زمین بردار.
قاضی بمسخره گفت : واقعاً اینکه میگویند بهلول دیوانه است، صحیح است. آخر قلم است نه کلنگ!
بهلول جواب داد:مردک، تو دیوانه هستی که هنوز نمیدانی.!! با احکامیکه به این قلم مینویسی خانه های مردم خراب می کنی.
حال تو بگو این قلم است یا کلنگ؟

می گویند روزی بهلول _عاقل دیوانه نما_نزد هارون الرشید رفت و بر تخت او بنشست .
غلامانِ خلیفه او را از تخت هارون پایین کشیدند و چنان کتک مفصلی به او زدند که از تن او خون جاری شد.
پس از چندی بهلول رو به هارون الرشید کرد و گفت:من یک لحظه بر تخت تو نشستم،ببین که عاقبتم چه شد؛ تو که عمری بر روی این تخت نشسته ای بند بندت را از هم جدا خواهند کرد.

روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند. هارون دلیل این امر را سئوال کرد...
بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه ی تو می ریزند، از این جهت دیدم که نیاز تو از همه بیشتر است، لذا وجه را به خودت بازگرداندم.




:: مرتبط با: حکایات مذهبی ,
:: برچسب‌ها: بهلول , داستان های مذهبی , پاسخ جالب بهلول , داستان های جالب , داستان های بهلول , قائم ال محمد , ام ابیها , امام زمان ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 3 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

چشم امید

به طاها به یاسین به معراج احمد

به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی

به وحی الهی به قرآن جاری

به تورات موسی و انجیل عیسی

بسی پادشاهی کنم در گداییچو باشم گدای گدایان زهرا (س)

چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما

همه شیعه گردیم و بی تاب مولا

غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما

مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا

که دنیا به خسران عقبا نیرزد

به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.

و این زندگانی فانی جوانی

خوشی های امروز و اینجا

به افسوس بسیار فردا نیرزد

اگر عاشقانه هوادار یاری

اگر مخلصانه گرفتار یاری

اگر آبرو میگذاری به پایش

یقینا یقینا خریدار یاری

بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟

چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟

به شانه کشیدی غم سینه اش را؟

و یا چون بقیه تو سربار یاری

اگر یک نفر را به او وصل کردی

برای سپاهش تو سردار یاری

به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟

چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟

دل آشفته بودن دلیل کمی نیست

اگر بی قراری بدان یار یاری

و پایان این بی قراری بهشت است

بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری

نسیم کرامت وزیدن گرفته

و باران رحمت چکیدن گرفته

مبادا بدوزی نگاه دلت را

به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته

خدایا به روی درخشان مهدی

به زلف سیاه و پریشان مهدی

به قلب رئوفش که دریای داغ است

به چشمان از غصه گریان مهدی

به لبهای گرم علی یا علی اش

به ذکر حسین و حسن جان مهدی

به دست کریم و نگاه رحیمش

به چشم امید فقیران مهدی

به حال نیاز و قنوت نمازش

به سبحان سبحان سبحان مهدی

به برق نگاه به خال سیاهش

به عطر ملیح گریبان مهدی

به حج جمیلش به جاه جلیلش

به صوت حجازی قرآن مهدی

به صبح عراق و شبانگاه شامش

به آهنگ سمت خراسان مهدی

به جان داده های مسیر عبورش

به شهد شهود شهیدان مهدی

مرا دائم الاشتیاقش بگردان

مرا سینه چاک فراقش بگردان

تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا

مرا همدم و محرم و هم رکاب

سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان

یا مهدی یامهدی مددی




:: مرتبط با: امام زمان (عج) , اشعار مذهبی ,
:: برچسب‌ها: به موسی به عیسی , دانلود مناجات باامام زمان , شعرزیبا درباره ی امام زمان , به طاها به یاسین به معراج احمد به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی به وحی الهی به قرآن جاری به تورات موسی و انجیل عیسی , امام زمان , اشعار مذهبی , مهدویت , مناجات با امام زمان , دانلود شعر مناجات با حضرت مهدی , چشمه ی امید , دانلود شعر چشمه ی امید , متن شعر ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 3 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : شنبه 2 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
تاریخ انتشار : شنبه 2 دی 1391 | نظرات ()



قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic