آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکسعکس" />
نوشته شده توسط : سید امیر
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان 





 
 
به وبلاگ ام ابیها خوش امدید.

www.omeabiha-135.mihanblog.com

دیده عالم ندیده زهره‌اى مانند زهرا

دخترى مادر نزاده كو شود اُمّ ابیها

شد خدا راضى به آنچه فاطمه راضى به آن شد

متفق شد در رضا و در غضب با حق تعالى






:: برچسب‌ها: بسم الله الرحمن الرحیم , امام علی (ع) , حضرت محمد(ص) , حضرت فاطمه الزهرا , امام حسن , امام حسین , امام سجاد ,
تاریخ انتشار : جمعه 26 آبان 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

عالم قیامت کجاست؟

سومین مرحله از مراحل معاد، قیامت کبری است که خود مراحل متعددی دارد. قیامت کبری در مقابل قیامت صغری (مرگ) نامگذاری شده است.

در این مرحله انسان به آخرین منزل از مراتب سیر تکاملی خود نائل می آید.در واقع این مسافر به مقصد نهایی خود می رسد.هدف آفرینش آسمان وزمین و جن وانس تحقق یافته و انسان به آرامش و ثبات لازم واصل می شود.او که عوالمی را پشت سر گذاشته و مراحل متعددی را طی کرده و در هر عالم ملکات وکمالاتی را کسب کرده است، اکنون به مرحله ای می رسد که حاصل و نتیجه مکتسبات خود را مشاهده کند و درجوار رب العزة حیات واقعی و زندگانی جاویدان خود را آغاز می کند.

البته معنای این سخن آن نیست که سیر تکاملی انسان در این مرحله متوقف می شود و او دست از استکمال خود برمی دارد؛ بلکه سیر تکاملی انسان همواره ادامه دارد.چنانکه این مرحله خود دارای مراحل گوناگونی است که هرگز دارای حکم یکسانی نیست. در هر عقبه ای از عقبات آن حکمی وجود دارد و تصفیه حسابی.

تمام مراحل گذشته به منزله مقدمه و مدخلی است برای این مرحله و به دلیل همین که هدف نهایی آفرینش آنجا است، مشاهده می شود که تمام پیامبران الهی به ویژه خاتم آنها در کتابهای آسمانی به ویژه مهمترین آنها (قرآن) این همه نسبت به قیامت سفارش و تأکید می کنند و آن را از اصول اساسی دعوت خود قرار داده اند.

تا کنون دو مرحله عمده از بحث را طی کرده ایم (با صرف نظر از عالم ذر و مباحث مربوط به آن): دنیا و برزخ.البته در حرکت تکاملی بشرقبل از قیامت نقاط عطف مهمی وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد.آن نقاط عطف عبارتند از اول: ظهور حضرت مهدی علیه السلام که در آن دوره سرعت سیر بشر به سوی تکامل بسیار زیاد می شود و در دوران ظهور بشر ره صدساله را یک شبه طی می کند. دوم: دوران رجعت که برخی از انسانها به دنیا برمی گردند و برخی آیات الهی در دنیا ظهور می کند. در این دو نقطه عطف در حقیقت مراتبی از قیامت و ظهورآیات خداوند به وقوع می پیوندد. همچنان که با مرگ برخی آیات الهی ظاهر می گردد و سرانجام ظهور تام آیات الهی و از بین رفتن تمام روابط اعتباری و مقامات و ملاحظات قراردادی و آشکار شدن ملکوت اشیاء و تجلی تام مالکیت حق در قیامت رخ می دهد


اوضاع جهان در استانه ی قیامت چگونه است؟

در آستانه قیامت حوادث عظیمی رخ می دهد که برای هیچکس جز خدای تعالی قابل تصور و ادراک نیست. اما زمان قیامت چه وقت است؟ جز خداوند هیچکس نمی داند. اما آنچه از قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده می شود این است که این حادثه به صورت ناگهانی رخ می دهد.

مردم بارها از پیامبر در باره این حادثه عظیم پرسیدند.قرآن کریم در پاسخ علم هنگام وقوع، این هنگامه وحشتناک را مخصوص ذات اقدس الهی دانسته و می فرماید: درباره ساعت قیامت از تو می پرسند که هنگام وقوع آن چه وقت است؟ بگو:«علم آن تنها نزد پروردگار من است و بر هیچکس جز او آشکار نمی شود، این امربرآسمانها و زمین سنگین است .برشما وارد نمی شود مگر به طور ناگهانی.» از تو می پرسند گویی تو آن را می دانی، بگو:«تنها علم آن نزد خداست ولیکن اکثر مردم آن را نمی دانند.» (اعراف: 187)

هرچند زمان قیامت بر کسی معلوم نیست و بر همه جز خدای تعالی پوشیده است اما قرآن کریم و روایات علائمی برای آن بیان فرموده اند که خواهد آمد. این حادثه عظیم به طور ناگهانی و با یک صیحه عظیم شروع می شود که در پی آن همه اهل زمین می میرند. «می گویند این وعده وقوع قیامت کی می باشد اگر شما راستگو هستید؟ آنها منتظر نیستند مگر صیحه واحدی که آنها را درحالی فرا می گیرد که با یکدیگردر حال ستیزه هستند.با یک مرگ ناگهانی و سریع همه می میرند.پس نمی توانند سفارش وتوصیه ای نمایند و نه می توانند به سوی اهل وخانواده خود برگردند.» (یس:48 تا 50)

در روایات از رسول گرامی اسلام نقل شده است که فرمود:«قیامت قیام می کند درحالی که دو نفر لباس وپارچه ای گشوده و مشغول معامله اند وپیش از آنکه آن را جمع کنند قیامت شروع می شود و همچنین انسان لقمه ای را برداشته وبه سوی دهان می برد اما هنوز لقمه به دهانش نرسیده که قیامت برپا می شود و شخصی مشغول آماده کردن حوض آب است تا چارپایان خود را اب دهد اما قبل از آنکه دام خود را سیراب کند قیامت قیام کرده است.(مجمع البیان)




:: مرتبط با: قیامت , امام زمان (عج) ,
:: برچسب‌ها: عالم قیامت کجاست؟ , قیامت در چه مکانی به وقوع می پیوندد , عالم قیامت , اخرین منزل انسان , قیامت صغرا , قیامت کبرا , قیامت کبرا در برابر قیامت صغرا مرگ نام گرفته , اوضاع جهان در استانه ی قیامت چگونه است؟ , مردم در هنگام قیامت چه می کنند , وحشت مردم در روز قیامت , امام زمان , امام زمان کی ظهور می کند , امام عصر , 313ستاره , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 19 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


                                            

خصوصیات امام زمان:

- از القاب ایشان "قائم " است که خداوند ایشا را به این نام در شب معراج به پیا مبر معرفی نمودند،

- نام ایشان هم نام با نام پیامبر و نام کنیه ایشان هم نام با کنیه پیامبر است،

-نام اصلی ایشان "احمد" است که بردن نام ایشان با این عنوان در محافل عمومی "حرام " است وتا در زمان ظهور می توان با این نام ایشان را صدا زد؛

- در شب نیمه شعبان هیچ مولودی متولد نمی شود،مگر آنکه که مومن باشد ؛

- صاحب الامر دارای کاشانه ای است که "بیت الحمد " نام دارد که در ان چراغی هست که از روز ولادت تا زمانی که با شمشیر خود به پا خیزد خاموش نمی شود؛

- بر پشت ایشان دو علامت است :یکی: علامتی که همرنگ پوست ایشان است و دیگری مانند نشانه پیامبر .

پیامبر بر پشت خود علامتی داشت که حکایت از ختم نبوت و وجود پاک ان پیامبر بود که نشانه ای مشابه بر پشت صاحب الامر نیز هست.

- ایشان در هنگام ظهور به صورت جوانی چهل ساله یا کمتر ظاهر می شوند؛

- در هنگام ظهور جوانمردان کهف ،اصحابی از پشت کوفه که شمار انها بالغ بر 27 نفر است و 15 نفر انها از پیروان موسی هستند ،حضرت یوشع و خضر،سلمان ،ابوذر ،مقداد،مالک اشتر و جابرانصاری به یاری ایشان خواهند امد؛

-در هنگام ظهور برای ایشان پرچمی باشد که متعلق به پیامبر بوده که در روز جنگ بدر جبرییل ان را برای پیامبر اوردند و ان حضرت ان را به حضرت علی دادند و ایشان در فتح بصره ان را گشودند و دست به دست گشت تا به امام زمان رسیده .تار وپود این پرچم از جنس درختان بهشتی ست وموقعی که پرچم گشوده شود به اندازه یک ماه راه از جلو،عقب؛راست وچپ رعب و وحشت همه جا را می گیرد؛

شمشیر ذوالفقار نیز نزد ایشان باشد؛

ایشان هنگام ظهور تابوت حضرت آدم را از دریاچه طبریه بیرون خواهد آورد به طوری که نه پوسیده شده باشد و نه متغیر گشته باشد؛

عصای حضرت موسی نیز نزد ایشان می باشد که ان را از دریاچه طبریه و در روایتی از غار انطاکیه واقع در ترکیه بیرون خواهد اورد و کاری با ان می کند که موسی کرد؛

حضرت موسی سنگی داشت که به اندازه بار یک شتر بود ان حضرت ان را از مکه حرکت کند ان ار به همراه خواهد داشت و تا کوفه به هر جا برسند بر او زند به طوری که از ان اب بیرون اید واصحاب از ان بنوشند به طوری که سیراب شوند و هر کس گرسنه باشد سیر می شود؛

ایشان به هنگام ظهور الواح حضرت موسی را از زیر سنگ بزرگی بیرون خواهد اورد ؛

پیراهن حضرت یوسف نیز به همراه ایشان است پیراهنی که جبرییل در تن حضرت ابراهیم کرد هنگامی که می خواستند ایشان را درون اتش بیندازند سپس ابراهیم ان را به صورت بازوبندی در اورد و به بازوی اسحق بست و اسحق به یعقوب ویعقوب به یوسف




:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , امام زمان (عج) ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 17 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
الدعا الثلنی
و الحمد لله الذی من علینا بمحمد نبیه - صلی الله علیه و اله - دون الامم الماضیة و القرون السالفة ، بقدرته التی لا تعجز عن شی ء و إن عظم ، و لا یفوتها شی ء و إن لطف .فختم بنا علی جمیع من ذرء ، و جعلنا شهداء علی من جحد ، و كثرنا بمنه علی من قل .اللهم فصل علی محمد امینك علی وحیك ، و نجیبك من خلقك ، و صفیك من عبادك ، امام الرحمة ، و قائد الخیر ، و مفتاح البركة .كما نصب لامرك نفسه .و عرض فیك للمكروه بدنه .و كاشف فی الدعاء الیك حامته .و حارب فی رضاك اسرته .و قطع فی احیاء دینك رحمه .و اقصی الادنین علی جحودهم .و قرب الاقصین علی استجابتهم لك .و والی فیك الابعدین .و عادی فیك الاقربین .و اداب نفسه فی تبلیغ رسالتك .و اتعبها بالدعاء الی ملتك .و شغلها بالنصح لاهل دعوتك .و هاجر الی بلاد الغربة ، و محل النأی عن موطن رحله ، و موضع رجله ، و مسقط رأسه ، و مأنس نفسه ، ارادة منه لاعزاز دینك ، و استنصارا علی اهل الكفر بك .حتی استتب له ما حاول فی اعدائك .و استتم له ما دبر فی اولیائك .فنهد الیهم مستفتحا بعونك ، و متقویا علی ضعفه بنصرك .فغزاهم فی عقر دیارهم .و هجم علیهم فی بحبوحة قرارهم .حتی ظهر امرك ، و علت كلمتك ، و لو كره المشركون .اللهم فارفعه بما كدح فیك الی الدرجة العلیا من جنتك .حتی لا یساوی فی منزلة ، و لا یكافأ فی مرتبة ، و لا یوازیه لدیك ملك مقرب ، و لا نبی مرسل .و عرفه فی اهله الطاهرین و امته المؤمنین من حسن الشفاعة اجل ما وعدته .یا نافذ العدة ، یا وافی القول ، یا مبدل السیئات باضعافها من الحسنات إنك ذو الفضل العظیم .

نیایش دوم
و سپاس خدای را كه به محمد پیغمبرش - صلی الله علیه و آله - بر ما منت نهاد ( او را به ما ارزانی داشت ) منتی كه امتهای گذشته و مردم پیش از ما از آن بی بهره بودند به قدرت و توانایی كه از چیزی هر چند بزرگ باشد ناتوان نیست و چیزی از آن نمی رهد اگر چه خرد باشد ( و او در و سپاس خدای را عطف است به آنچه در دعای یكم بیان شد ، زیرا امام - علیه السلام - این دعا را به آن وصل می نموده ، چنان كه از ظاهر عنوان این دعا به دست می آید ، یا این كه واو استیناف است ، و این جمله از دعا اشاره است به قول خدای تعالی " سوره 3 ، آیه 164 " : لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم ایاته و یزكیهم و یعلمهم و الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین یعنی خدا بر اهل ایمان منت نهاد كه فرستاده ای از خودشان در میان آنها برانگیخت كه بر آنان آیات او را بخواند و آنها را پاك گرداند و كتاب و حكمت " احكام و حقایق " را بیاموزد هر چند از آن پیش در گمراهی آشكار بودند ) و ما را آخرین همه كسانی كه آفریده ( از پیغمبران و امتهایشان ) قرار داد ( در قرآن كریم " سوره 35 ، آیه 24 " فرموده : و ان من امة الا خلا فیها نذیر " و هیچ امتی نبوده جز آن كه در میانشان ترساننده و پیغمبری بوده " پس ما را خاتم همه امتها گردانید چون پس از ما امتی نیست كه رسول و پیغمبری برای آنها بفرستد ) و ( بعض از ) ما ( ائمه اطهار - علیهم السلام - ) را بر كسانی ( كفار و منافقین ) كه ( دین و احكام خدا را ) انكار كرده اند گواه گردانید ( این جمله اشاره است به قول خدای تعالی " سوره 2 ، آیه 143 " : وكذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء علی الناس ویكون الرسول علیكم شهیدا یعنی همچنین شما مسلمانان را امت وسط یعنی با عقل و عدالت قرار دادیم تا بر مرد " انكار كنندگان پیغمبر " گواه باشید ، و رسول بر شما گواه باشد . از حضرت صادق - علیه السلام - روایت شده فرمود : گمان می كنی مقصود خدا از این آیه همه اهل قبله و خداپرستان بوده ؟ ! آیا می اندیشی كسی كه گواهی او در دنیا بر یك صاع ( پیمانه ) خرما روا نیست خداوند روز قیامت شهادت از او می طلبد و آن را بر همه امتهای گذشته می پذیرد ؟ چنین نیست ، خدا این جور قصد نكرده ، مقصود خدا امتی است كه دعوت ابراهیم بر او واجب است كنتم خیر امة اخرجت للناس " سوره 3 ، آیه 110 یعنی شما بهترین امت و گروهی هستید كه برای مردم به وجود آمده اید " ایشان ائمه وسطی و بهترین امت هستند كه برای مردم به وجود آمده اند ، و از امیرالمؤمنین علی - علیه السلام - رسیده كه فرمود : خدای تعالی در گفتار خود : لتكونوا شهداء علی الناس ما را قصد نموده ، پس رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بر ما گواه است و ما گواهان خداییم بر خلق او و در زمین حجت او هستیم ، و ماییم كسانی كه خدای تعالی فرموده : و كذلك جعلناكم امة وسطا ) و ما را به نعمت خود بر كسانی كه اندك بودند فزونی بخشید ( دین ما را تا پایان دنیا پایدار نمود به خلاف دین امتهای گذشته كه زمان معینی بود ، یا ما را بر آنها برتر و ارجمندتر گردانید ) بار خدایا درود فرست بر محمد كه بر وحی و پیغام تو درستكار بود ( بی تغییر و تبدیل و كم و زیاد آن را به مردم رسانید ) و برگزیده تو از آفریدگانت و دوست تو از بندگانت و پیشوای رحمت و مهربانی ( اشاره به فرمایش خدای تعالی " سوره 21 ، آیه 107 " : وما ارسلناك الا رحمة للعالمین ) یعنی ما تو را نفرستادیم جز آن كه بر جهانیان رحمت باشی ) و پیشاهنگ خیر و نیكی ، و كلید بركت ( افزونی نیكبختی است ) همچنان كه او برای انجام فرمان تو خود را آماده نمود و در راه ( رساندن دین و احكام ) تو تن خویش را آماج ( هرگونه ) آزار ساخت و در دعوت ( مردم ) به سوی تو با خویشاوندانش ( كه زیر بار نمی رفتند ) دشمنی آشكار نمود و در ( راه ) رضا و خشنودیت ( خواسته است ) با قبیله اش كار زار كرد و در زنده ( بر پا ) داشتن دین تو از خویشانش دوری گزید ( دین تو را بر هر چیز مقدم داشت و از آنچه مقتضی خویشاوندی است چشم پوشید ) و نزدیكان ( خویشان ) را بر اثر انكارشان ( تو را ) دور گردانید ( رشته دوستی را با آنها گسیخت ) و دوران ( بیگانگان ) را بر اثر پذیرفتنشان ( دین تو را ) نزدیك نمود ( با آنها راه یگانگی پیش گرفت ) و در راه تو با دورترین ( مردم ) دوستی كرد و درباره تو با نزدیكترین ( خویشان ) دشمنی نمود و در رساندن پیام تو خود را خسته كرد و با دعوت به دین تو خود را به رنج افكند و به نصیحت و پند كسانی كه آنان را ( به راه حق ) دعوت كرده ای خود را مشغول داشت و ( از مكه معظمه ) هجرت و دوری نمود به شهرهای غربت ( مدینه و اطراف آن ) و به جای دور از جای خویشاوندان و جای قدم ( پرورشگاهش ) و جای به دنیا آمدن و جای انس و خو گرفتنش ( جمله و مسقط راسه یعنی جای فرود آمدن ، و به دنیا آمدن از سر منافات ندارد با آنچه در اخبار رسیده كه از خصایص آن حضرت - صلی الله علیه و آله - است كه هنگام ولادت از پا به دنیا آمد ، زیرا مسقط الراس كنایه از جای به دنیا آمدن است خواه از سر خواه از پا ، و روایت شده : چون آن حضرت از مكه هجرت نمود متوجه آن گردید و گمان كرد دیگر به آنجا برنمی گردد ، دل شكسته شده گریه كرد ، جبرئیل علیه السلام آمد و این آیه بر او خواند " سوره 28 ، آیه 85 " : ان الذی فرض علیك القران لرادك الی معاد یعنی آنكه " تبلیغ " قرآن را بر تو واجب نمود تو را به جایگاه خود باز گرداند ) و خواسته آن حضرت از هجرت برای ارجمند نمودن دین تو و یاری خواستن ( برای غلبه ) بر اهل كفر ( ملل مختلفه ) بود تا آنچه ( فتح و فیروزی ) كه درباره دشمنانت ( كافرین به تو ) خواسته بود به دست آمد و آنچه ( بزرگی و نیكبختی ) كه درباره دوستانت ( مؤمنین به تو ) می اندیشید انجام یافت پس در حالی كه به مدد تو یاری می طلبید ، و با ناتواناییش به یاری تو نیرو می یافت به جنگ ایشان ( دشمنانت ) قیام نمود پس با آنها در میان خانه هاشان جنگید و در وسط منازلشان ناگهان بر آنان تاخت ( مانند جنگیدن آن حضرت با بنوقینقاع " گروهی از یهود " و بنونضیر " قبیله بزرگی از ایشان " كه در خانه هاشان با آنها جنگ كرد و آنها را در پناهگاهشان محاصره و از رسیدن كمك به آنها جلوگیری نمود ) تا امر و فرمان ( شریعت ) تو آشكار شد ، و كلمه ات ( دعوت به اسلام ) بلند گردید ( افزایش یافت ) هر چند مشركین كراهت داشتند ( نمی پسندیدند ) بار خدایا به رنجی كه آن حضرت درباره ( دین ) تو كشید او را به بالاترین درجه و مقام بهشت خود برآور تا هیچكس در رتبه با او مساوی و در مقام همانند نباشد ، و هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل ( صاحب شریعت ) با او برابری نكند و او را از شفاعت نیكو ( شفاعت پذیرفته شده ) درباره خویشانش كه ( از هر عیب و نقصی ) پاكیزه اند ( ائمه معصومین - علیهم السلام - ) و مؤمنین از امتش بیش از آنچه به آن حضرت وعده داده ای عطا فرما ( وعده شفاعت به آن بزرگوار اشاره است به آنچه خدای تعالی در قرآن كریم " سوره 93 ، آیه 5 فرموده : ولسوف یعطیك ربك فترضی یعنی و پروردگارت بزودی به تو عطا كند " در دنیا فتح و فیروزی و در آخرت مقام شفاعت " كه خشنود گردی ، و مراد از شفاعت آن حضرت درباره اهل بیت طاهرین و ائمه معصومین - علیهم السلام - شفاعت خاصه است كه درخواست بلندی درجه و مقام ایشان است ، نه درخواست گذشت از گناهان ، چون آنها معصومین و از هر گناه و خطا آراسته اند ای انجام دهنده وعده ( كه هرگز خلاف نكنی ) ای وفا كننده گفتار ، ای بدل كننده بدیها به چندین برابرش از خوبیها ( اشاره به فرمایش خدای تعالی " سوره 25 ، آیه 70 " : الا من تاب وامن وعمل عملا صالحا فاولئك یبدل الله سیئاتهم حسنات " جز آنان كه توبه كنند و ایمان آورند و عمل نیكو انجام دهند پس خدا گناهان آنها را به ثوابها تبدیل گرداند " و تبدیل گناه به چندین برابرش از ثواب را سبب آن است كه چون سیئه و گناه بنده به حسنه و ثواب تبدیل شود چنان است كه حسنه ای بجا آورده و خدای تعالی فرموده " سوره 6 ، آیه 160 " : من جاء بالحسنه فله عشر امثالها یعنی هر كه كار نیكو كند او را ده برابر آن خواهد بود ) كه تو صاحب احسان و نیكی برزگ می باشی .



:: مرتبط با: صحیفه سجادیه , امام سجاد (ع) , زیارت نامه ها،کتاب های مذهبی ,
:: برچسب‌ها: صحیفه ی سجادیه , نیایش دوم ,
تاریخ انتشار : شنبه 16 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

خصوصیات حضرت علی مرتضی (ع)

1. ایمان
امیرالمؤمنین اولین کسی است که رسول خدا را تصدیق کرد و به او ایمان آورد و به نماز او اقتدا کرد.[1] حضرت جای گاه خود و یاران پیامبر را چنین توصیف می کند: «ما پیوسته و پی گیر در کنار رسول خدا(ص) با پدران و فرزندان و برادران و عموهای مان می جنگیدیم. و این امر جز افزودن بر ایمان مان و پذیرش و فرمان برداری بیش تر حق، پی آمدی نداشت.»[2]

2. موقعیت سنجی

با این که، امت پیامبر، پس از وفات آن حضرت، در امر خلافت، گرفتار اختلاف شدند و امانتی که پیامبر به دست علی(ع) سپرد، توسط افراد کینه توز غصب شد، ولی علی(ع) با موقعیت شناسی، صبر را بر تقابل ترجیح داد. و با سکوت، در مقابل فتنه و آشوب ایستاد تا این که، دین رسول الله بماند. حضرت در نامه ای به مردم مصر، جریان سقیفه را توضیح می دهد: «مردم را دیدم پیرامون دیگری گرد آمده اند و با او بیعت می کنند. دست از هرکاری برداشتم و بیعت نکردم تا آن گاه که دیدم بازگشتگان از اسلام بازگردیده، به نابودی دین محمد(ص) فرا می خوانند؛ لذا ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان برنخیزم، در ساختمان آن شکستگی و رخنه ای ببینم، یا آن را سراسر ویران بیابم که مصیبت چنین پیش آمدی بر من، بسی گران تر است تا از دست رفتن سرپرستی شما که بی گمان بهره ی روزهایی اندک است.»[3]

3. آگاه ساختن مردم و آشنا کردن آن ها به حقوق اجتماعی

«آن گونه سخنانی که با گردن کشان خودکامه می گویند، با من نگویید و چنان که در نزد خودخواهان تندخو محافظه کاری می کنند، با من محافظه کاری نکنید. و با ظاهر سازی معاشرت نداشته باشید و درباره ی من گمان نبرید که اگر سخن حقی به من گفته شد، آن را سنگین احساس کنم، و نه این که بپندارید که من خواستار بزرگ داشت خود از سوی شما هستم»[4]

4. خلوت گری عشق علی(ع)

امیرالمؤمنین(ع) با همه ی عظمت و بزرگی، به درگاه خدا رو می آورد و با او خلوت و زمزمه می کرد. و چنین با خدا می گفت: «خدایا، گناهی را از من بیامرز که تو از من بدان داناتری. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدایا، گناهی را از من بیامرز که از درونم وعده کردم و بدان وفا کردنی در نزد من برایش نیافته ای. خدایا، گناهی را از من بیامرز که به زبانم خواسته ام به سوی تو تقرّب بجویم، سپس قلبم با آن مخالفت کرده است. خدایا به گوشه ی چشم اشاره کردن ها و سخنان بیهوده گفتن ها و خواسته های ناروای دل و لغزش های زبان را از من بیامرز.»[5]

5. هدایت ساختن مخالفان

خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدی حضرت علی(ع) بودند که با روش های گوناگون با آن حضرت مخالفت می نمودند؛ ولی امام علی(ع) در تعلیم و هدایت و آگاه سازی آن ها کوتاهی نکرد و در نامه ها و خطبه هایش، آن ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود.[6]

6. تدریس و آموزش اخلاق اسلامی

علی(ع) مانند سایر زما م داران نبود که تنها به حکومت داری خویش بیندیشد و از هدایت گری که مهم ترین وظیفه ی امامان است، غفلت نماید. به همین دلیل، نهج البلاغه، سرشار از ره نمودهای اخلاق نظری و عملی است. بیانات اخلاقی امام به جهان بینی و فرجام شناسی آن حضرت وابستگی معناداری دارد.

غیبت نمودن مردم، مراء، لجاجت، خصومت، خشم، حسد، خودپسندی، حرص، کبر، آزمندی، دنیاپرستی، تنگ چشمی نمونه هایی از اخلاق ناپسند است که امام بدان پرداخته است.[7] خوش خویی، در اختیار بودن زبان، اقدام کردن به کارهای پسندیده، صبر و پایداری، راستی در گفتار، فروتنی، دانش و بردباری نمونه هایی از درس های اخلاق پسندیده ی امام علی(ع) است.[8] /[9]

7. تبیین فلسفی و عقلی حقایق

امام علی(ع) در بیان حقایق الهی تنها به ذکر چند توصیه ی اخلاقی اکتفا نمی کرد؛ بلکه با روش عقلی و استدلالی به توصیف آن ها می پرداخت.[10] برای نمونه، در جهت اثبات وحدت ذاتی و تجزیه ناپذیری حق تعالی می فرماید: «هر آن که خدا را توصیف کند و صفاتش را زاید بر ذات بداند او را دو چیز انگاشته، و هرکس او را دو چیز می ا نگارد برای او جزء قائل شده و قائل به جزء، خدا را درست نشناخته است. و کسی که خدا را درست نشناسد به سوی او اشاره می کند، و کسی که به او اشاره کند او را در مکانی محدود دانسته است، و هر که او را محدود بداند او را شمرده و خدا منزه از این نسبت ها است.[11]» خوانندگان گرامی توجه دارند که اسلوبی که امام علی(ع) در مسائل توحیدی بیان می کند، کاملاً عقلی و استدلالی است. شکی نیست که این بیانات از آن علی(ع) است و با سند معتبر تاریخی و نیز یک نواختی سیاق این مطلب مستدل می گردد.

امام در خطبه ی دیگری می فرماید:« خداوند با برتری و چیرگی و قدرت خود بر اشیا و پدیده ها، جدا از آن هاست و موجودات و پدیده ها نیز به این که تحت قبضه ی قدرت اویند و بازگشتشان به سوی او است جدا از او هستند، هر کس خدا را توصیف کند محدودش دانسته، و هرکه او را محدود بداند تحت شمارش در آورده و آن موجب بطلان ازلیّت الهی است».[12] و نیز می فرماید: «خداوند واحد و یگانه است اما نه واحدی عددی؛ همیشگی است لیکن نه در محدوده ی زمان، و پایدار است ولی نه به پشتوا نه ای».13 حضرت امیرالمؤمنین(ع) در مقام اثبات وجود خداوند سبحان و صفات الهی می فرماید: «آیات و نشانه های قدرت خدا، برهان قاطعی بر اثبات هستی او است، بلکه خود وجود او که در همه چیز تجلّی دارد و گواه هستی خویش می باشد. و شناخت او همان توحید و یگانه دانستن او است، و توحید واقعی، جدا دانستن او از مخلوقات است به این معنی که صفاتش را مغایر صفات آن ها بدانیم، نه این که کناره گیری و جدایی جسمانی مقصود باشد. او پروردگار و آفریدگار مطلق است و خود، آفریده و پرورده شده نیست. هرچه در ذهن تصور شود او بر خلاف آن است؛ چون آن چه به تمام ذات و حقیقت شناخته گردد، خدا نیست. او است که دلیل وجود خویش است و وسایل شناسایی را هم خود او فراهم آورده است.»[14]


امام(ع) درباره ی شناخت خداوند، تصریح می کند که «حق تعالی با حواس درک نمی گردد و به مردم، قیاس و تشبیه نمی شود. کیفیت او شناخته نمی شود. خِرَدها توان اندازه گیری او را ندارند و افکار و تخیلات از حریم کبریایی او دورند.[15] «چشم ها و حواس او را نمی بیند، ولی دل ها در پرتو ایمان واقعی و اخلاص، هستی او را درک می کنند، خداوند با اوصاف لطافت، غلظت و حجم توصیف نمی شود. خواست او بدون اندیشه و قصد صورت می گیرد. ظاهر است اما مستقیماً دیده نمی شود، ولی وجودش متجلی است»[16].


:: مرتبط با: امام علی (ع) ,
:: برچسب‌ها: خصوصیات حضرت علی مرتضی (ع) , خصوصیات امام علی (ع) , خصوصیات اخلاقی امام علی , خصوصیات اخلاقی و اجتمایی امام علی , امام علی , امام بر حق , ایمان حضرت علی , موقعیت سنجی امام علی , اگاه ساختن مردم واشنا کردن انها به حقوق اجتماعی , خلوت گری عشق علی (ع) , هدایت ساختن مخالفان(از جمله خوارج) , تدریس و اموزشاخلاق اسلامی , تبیین فلسفی و عقلی حقلیق , اولین امام شیعیان , امام زمان , امابیها , اخلاق امام علی ,
تاریخ انتشار : جمعه 15 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

                               

اربعین سید الشهدا علیه السّلام مصادف با روز بیستم صفر است، شیخ طوسی در کتاب تهذیب و مصباح از حضرت امام حسن عسگری علیه السّلام روایت کرده: نشانه های مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز گذاردن، که مراد هفده رکعت واجب، و سی وچهار رکعت نافله[مستحب] در هر شب و روز است، و زیارت اربعین، و انگشتر به دست راست نمودن، و پیشانی را در سجده بر خاک نهادن، و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»

کیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام در روز اربعین به دو صورت رسیده:


اول: زیارتی است که شیخ در دو کتاب تهذیب و مصباح از صفوان جمّال روایت کرده، که صفوان گفت: مولایم امام صادق علیه السّلام درباره زیارت اربعین به من گفت: هنگامی که قسمت قابل توجهی از روز برآمده، بخوان:


دوم: زیارتی است که از جابر روایت شده، و کیفیت آن چنان است که از عطا[ظاهرا همان عطیه عوفی کوفی همسفر جابر در اربعین برای زیارت حضرت امام


 حسین علیه السّلام است] نقل شده است که: در روز بیستم ماه صفر با جابر بن عبد اللّه انصاری بودم، چون به غاضریه رسیدیم در آب فرات غسل کرد، و


 پیراهن پاکیزه ای که با خود داشت پوشیده، آنگاه به من گفت: آیا از بوی خوش چیزی، با تو هست ای عطا؟ گفتم: «سعد» با من هست، قدری از آن گرفت و بر


 سر و بدن پاشید، و پابرهنه روانه شد، تا نزد سر مبارک امام حسین علیه السّلام ایستاد، و سه مرتبه اللّه اکبر گفت.پس افتاد و بی هوش شد، چون به هوش


 آمد شنیدم می گفت: «السّلام علیکم یا ال اللّه...» که درست همان زیارت نیمه رجب است که قبلاً ذکر کردیم، و با آن جز در چند کلمه تفاوت ندارد، که آن هم


 احتمالاً ناشی از اختلاف نسخه هاست، چنان که شیخ مرحوم احتمال داده است.


ادامه مطلب

:: مرتبط با: زیارت نامه ها،کتاب های مذهبی , احادیث ائمه ,
:: برچسب‌ها: زیارت اربعین (متن و ترجمه) , امام حسین , امام حسین(زیارت اربعین) , زیارتنامه ها , اربعین حسینی , زیارت اربعسن متن + ترجمه , یکی از ویژگی های شیعه ی امام علی خواندن زیارت اربعین , متن کامل زیارت اربعین به همراه ترجمه , معنی زیارت اربعین , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 14 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر


مادر امام زمان (علیه السلام) كیست؟

مادر امام زمان (علیه السلام) نرجس خاتون دختر یوشعا پسر قیصر روم از نسل شمعون یكى از حواریین حضرت عیسى (علیه السلام) است كه به دنبال یك سلسله وقایع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آید و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (علیه السلام) نایل مى گردد.



ادامه مطلب

:: مرتبط با: امام زمان (عج) , زندگی نامه ائمه ,
:: برچسب‌ها: مادر امام زمان (علیه السلام) كیست؟ , مادر امام زمان , نرجس خاتون , مادر امام زمان و امام حسن عسگری , نرجس خاتون و امام حسن عسگری , امام زمان و نرجس خاتون , مادرامام زمان اهل کدام کشور هستند , نرجس خاتون اهل کدام کشور بودند , زندگینامه ی ائمه , زندگی نامه مادر امام زمان , زندگینامه ی نرجس خاتون , امام زمان , نرجس خاتون در روم , واقعه ی موجعه اساای که نرجس خاتون را از روم به سامرا اورد , ازدواج امام حسن عسگری با نرجس خاتون , نرجس خاتون چگونه از روم به سامرا امدند , امام حسن عسگری , ام ابیها , ایا نرجس خاتون جزء حواریون بودند , امام عصر ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 14 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
بسم الله

اربعین آمد دلم را غم گرفت

بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت

سوز اهل آسمان آید به گوش

ناله ی صاحب زمان آید به گوش

جان اهل بیت عصمت بر لب است

کاروان سالار آنها زینب است

جمله مستان سوی ساقی آمدند

مست مست از جام باقی آمدند

سینه ها آماج رگبار بلا

جای زخم ریسمان بر دستها

هوش از سر رفته و دل باخته

جسم خود را بر زمین انداخته

هر یکی در جستجوی تربتی

بر لب هر یک کلامی، صحبتی

قلبها پر شکوه از بیداد بود

آشنای قبر ها سجاد(ع) بود

رهبر زینب(س) امام راستین

حجت حق بود زین العابدین(ع)

با کلامش عمه را مغموم کرد

تا که قبر یار را معلوم کرد

آمده همراه دخت بوتراب

بر سر  آن قبر کلثوم و رباب

زخمهای این سفر سر باز کرد

هر کسی درد دلی آغاز کرد

زینب ازم‍‍ژگان خود یاقوت سفت

داستان این سفر را باز گفت

گفت ای سالار زینب السلام

ماه شام تارزینب السلام

بر تو پیغام سفر آورد ام

از فتوحاتم خبر آورده ام

کرد با من این مسیر عشق طی

راس تو منزل به منزل روی نی

معجرم نیلی شد و مویم سپید

از غم دوری تو قدم خمید

گر که دست رحمت و صبرت نبود

زینبت در راه کوفه مرده بود

ظلم دشمن تا که بی اندازه شد

ماجراهای سقیفه تازه شد

ریسمان بر گردن سجاد بود

غربت بابا مرا در یاد بود

دیدی از نی دست خواهر بسته بود؟

گوییا دستان حیدر بسته بود

یاسها را جوهر نیلی زدند

مادرم را گوییا سیلی زدند

ازشماتت کردن دشمن مپرس

از سه ساله دخترت از من مپرس

شد سرت یک نیمه شب مهمان او

با وصالت بر لب آمد جان او

مرد در ویرانه و من زنده ام

بی رقیه(س) آمدم شرمنده ام

بارها از دوریت جان باختم

بین مقتل من تو را در یافتم

گر تو ای لب تشنه برداری سرت

حال نشناسی دگر این خواهرت....

م شرمنده ام

بارها از دوریت جان باختم

بین مقتل من تو را در یافتم

گر تو ای لب تشنه برداری سرت

حال نشناسی دگر این خواهرت....




:: مرتبط با: امام حسین (ع) , امام سجاد (ع) , اشعار مذهبی ,
:: برچسب‌ها: اشعار مذهبی , اشعار , امام حسین+شعر , اربعین حسینی , اربعین+شعر , اشعار درباره ی اربعین , اربعین , اربعین امام حسین , امام سجادوامام حسین , حضرت زینب , حضرت زینب و امام سجاد , شعر درباره ی امام سجادفکاروان عشق , امام زمان , ام ابیهاامام حسین(ع) ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام


امیرالمومنین علی ابن ابیطالب وحضرت فاطمه الزهرا (س) دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خداو بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا.

آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می‏شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.
فاطمه علیهاسلام چگونه می‏توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که « به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می‏شوم.»
و علی علیه السلام نیز چگونه می‏توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود:« ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است.»
لذا امیرالمومنین می‏فرمود:« به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می‏نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می‏شد.»

ولی متاسفانه بعضی از دین‏ فروشان و کینه‏ توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده‏ اند و از پیش خود مطالبی بافته ‏اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته‏ اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می‏کرده است.
زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه‏ دار می‏کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود:« او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند» و درباره فاطمه‏ اش می‏فرماید: « او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است.»
اگر محبوب خدا و رسول با پاره‌ی تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام!
رسول خدا می‌فرمود:« فاطمه فرشته‏ ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می‏شوم، فاطمه‏ ام را می‌بویم و از او بوی بهشت را استشمام می‏کنم.»





:: مرتبط با: حضرت محمد (ص) , حضرت فاطمه الزهرا , امام علی (ع) ,
:: برچسب‌ها: زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام , حضرت فاطمه الزهرا , حضرت فاطمه , حضرت زهرا , رفتار حضرت فاطمه الزهرا , رفتار حضرت فاطمه الزهرا با امام علی , امام علی , علی ابن الابیطالب , رفتار حضرت علی با حضرت فاطمه , امام علی با حضرت فاطمه چگونه رفتار می کردند , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 12 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر

چشمه هایى از دانش على(ع)

چشمه اول
یكى از علماى یهود نزد والى آمد و گفت: آیا تو جانشین پیامبر این امت هستى؟ او گفت: آرى. یهود گفت كه ما در تورات دیده ایم كه جانشینان پیامبران در میان امت آنان، دانشمندترین آنان است. پس مرا آگاه كن كه خداى تعالى كجاست، آیا در زمین است یا در آسمان؟
او گفت: او در آسمان و برعرش است. یهودى گفت در این صورت زمین از وجود خدا خالیست و بنا به قول تو در جایى هست و در جایى نیست.
والى برآشفت و گفت: از نزد من دور شو وگرنه تو را مى كشم! یهودى در حال تعجب از این سخن از نزد وى دور شد. در همین حال على(ع) از مقابل او عبور كرد و فرمود: اى یهودى، آنچه پرسیدى و آن چه در پاسخ شنیدى من مى دانستم. ما مى گوییم خداى عزوجل جا و مكان را آفرید و براى او جا و مكانى نیست و بالاتر از این است كه مكانى او را در برگیرد بلكه او هر آن چه را كه در مكان است فراگرفته است و چیزى وجود ندارد كه از حیطه تدبیر او بیرون باشد و براى تأیید صحت آن چه گفتم از كتاب خود شما خبر مى دهم و اگر دانستى كه درست است آیا ایمان مى آورى؟
یهودى گفت: آرى
فرمود: آیا در بعضى كتاب هاى خود ندیده اید كه روزى موسى بن عمران نشسته بود، ناگاه فرشته اى از جانب شرق نزد او آمد و موسى از او پرسید از كجا آمدى؟ گفت: از جانب خداى عزوجل و فرشته اى از سوى مغرب سوى او آمد. موسى بدو گفت از كجا آمدى؟ گفت از نزد خداى عزوجل. آنگاه فرشته دیگرى نزد او آمد و گفت از آسمان هفتم و از نزد خداى عزوجل آمده ام و سپس فرشته اى دیگر آمد و گفت از زمین هفتم و از جانب خداى عزوجل آمده ام. موسى(ع) گفت: منزه است آن خدایى كه جایى از او خالى نیست و به همه جا نزدیك است. یهودى گفت: گواهى مى دهم كه این سخن حق است و باز گواهى مى دهم كه تو سزاوارترى به جانشینى پیامبرت.

چشمه دوم
پس از رحلت پیامبر(ص) جماعتى از یهودیان به مدینه آمده و گفتند در مورد «اصحاب كهف» قرآن شما مى گوید كه اصحاب كهف سیصد و نه سال در غار خوابیدند در صورتى كه در تورات باقى ماندن آن ها در غار سیصد سال قید شده و این دو با هم مغایرت دارند.
در برابر این اشكال و ایراد نه تنها خلیفه بلكه همه صحابه از پاسخگویى عاجز ماندند. بالاخره دست توسل به دامان حلال مشكلات على(ع) زدند. حضرت فرمود: خلاف و تضادى در بین نیست زیرا از نظر تاریخ آن چه نزد یهود معتبر است، سال شمسى است و در نزد عرب سال قمرى است وتورات به لسان یهود نازل شده و قرآن به لسان عرب و سیصد سال شمسى، سیصد و نه سال قمرى است. 

چشمه سوم
مردى شخصى را كشته بود. خانواده مقتول شكایت نزد حاكم بردند. او دستور داد قاتل را در اختیار پدر مقتول گذارند تا به حكم قصاص او را به قتل رساند، پدر مقتول دو ضربت سخت بر آن مرد زد و یقین به مرگ او نمود ولى چون رمقى از حیات داشت، كسان وى از او پرستارى كردند و مدارا نمودند تا پس از شش ماه بهبودى كامل یافت. پدر مقتول روى او را در بازار دید تعجب كرد و چون نیك شناخت، گریبانش را گرفت و نزد حاكم آورد. او براى بار دوم دستور داد كه سر از تن او برگیرند. قاتل از على(ع) استغاثه نمود آن حضرت فرمود: این چه حكمى است كه بر این مرد مى كنى؟
حاكم گفت: یااباالحسن این شخص قاتل پسر اوست و به حكم «النفس بالنفس» باید كشته شود. حضرت فرمود آیا مى شود كسى را دو بار كشت؟ او متحیر ماند و سكوت كرد.
آنگاه على(ع) به پدر مقتول گفت: مگر قاتل پسرت را با دو ضربه نكشتى؟ عرض كرد كشتم ولى او زنده شد و اگر مجدداً او را نكشم خون پسرم هدر مى شود!
على (ع) فرمود: در این صورت باید آماده شوى اول به قصاص دو ضربتى كه به او زدى او هم دو ضربت به تو بزند، آنگاه اگر تو زنده ماندى او را بكش!
پدر مقتول گفت: یا اباالحسن آیا قصاص از مرگ سخت تر است و من از این موضوع درگذشتم. آنگاه با هم مصالحه نموده و آشتى كردند




:: مرتبط با: حکایات مذهبی , امام علی (ع) ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 11 دی 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : سید امیر
                                                    
                                                          

داستان های کوتاه پیرامون امام علی (ع)
آرزوی یتیمی
مرد یکریز زیر چشمی به سفره رنگینی که بچه ها دورش نشسته بودند. نگاه می کرد. نه به این خاطر که گرسنه اش بود، بلکه حسی او را می آزرد. بیشتر حس حسرت خوردن بود و آرزویی که محال می نمود. پرنده خیال او را به دوران کودکی اش برده بود. او دوست داشت به جای یکی از بچه های بی سرپرست دور سفره باشد تا علی که حاکم کوفه بود، در دهان او نیز لقمه می گذاشت. در همین فکر بود که شنید بغل دستی اش، زیر لب با خودش می گوید: کاشی من هم یتیم بودم و مورد لطف و توجه امیرمؤمنان قرار می گرفتم(1)

تکریم مردم
مردی نزد علی (ع) آمد و عرض کرد: « من حاجتی دارم.» امام فرمود: « حاجتت را روی زمین بنویس؛ زیرا که من گرفتاری تو را آشکارا در چهره تو می بینم.» مرد روی زمین نوشت: « من فقیری نیازمندم.» امام به قنبر فرمود: « با دو جامعه ارزشمند او را بپوشان. » مرد فقیر هم، با چند بیت شعر از امیرالمؤمنین (ع) تشکر کرد. حضرت فرمود: « یکصد دینار نیز به او بدهید! » بعضی گفتند: « یا امیرالمؤمنین او را ثروتمند کردی ! علی (ع) فرمود: « من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که فرمود: مردم را در جایگاه خود قرار دهید و به شخصیت آنان احترام بگذارید.» آن گاه فرمود: « من از بعضی مردم درشگفتم. آنان بردگان را با پول می خرند، ولی آزادگان را با نیکی های خود نمی خرند.» (2)

بندگی خدا
روزی علی (ع) بر سر راهش به کوفه به شهر انبار رسید. این شهر در گذشته جزو سرزمین ایران بوده است. وقتی که خبر ورود علی (ع) به ایرانیان رسید، عده ای از کدخداها، دهدارها و بزرگان به استقبال خلیفه آمدند. آنان به گمان خودشان، علی (ع) را جانشین سلاطین ساسانی می دانستند. وقتی به آن حضرت رسیدند، در جلوی مرکب امام شروع به دویدن کردند. علی (ع) خطاب به آنان فرمود: « چرا این کار را می کنید؟»
آنها گفتند:« ما به بزرگان و امرای خود این گونه احترام می گذاریم.»
آن گاه امام فرمود: « نه. این کار را نکنید! این کار شما را پست و ذلیل می کند، شما را خوار می کند. چرا خودتان را در مقابل من که خلیفه شما هستم، خوار و ذلیل می کنید؟ من هم مانند یکی از شما هستم. تازه با این کارتان ممکن است یک وقت خدای ناکرده، غروری در من پیدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما بدانم».(3)
 
غلام و مولا
خورشید هنوز وسط آسمان نرسیده بود، صدای همهمه در صحن حیاط لحظه به لحظه بیشتر می شد. خورشید نورش را مستقیم روی سر کسانی که آنجا بودند، می پاشید و بوی خاک آب خورده، همراه با بوی کاهگل را در هوا می پراکند. گروهی ایستاده و چند نفری که خسته شده بودند، کنار دیوار توی حیاط نشسته بودند و با هم پچ پچ می کردند:
- به نظر تو کدامشان راست می گویند؟
- نمی دانم. ظاهر هر دو طوری است که مشخص نمی شود کدام راست و کدام دروغ می گویند. هر دو با اعتماد به نفس کامل می گویند که غلام نیستند.
جوان هیکلی و چهارشانه با لباس بلند و تمیزی که تا روی پایش می رسید، کنار دیوار ایستاده بود. به ظاهر بی خیال به نظر می رسید، اما مدام پایش را تکان می داد و هرازگاهی گوشش را تیز می کرد تا حرف ها را بشنود. مردی که سنش کمی بیشتر از او، اما لاغرتر به نظر می رسید، با دستاری به سر و ریشی پر، با چهره ای درهم، دست ها را روی سینه گذاشته و کنار جوان هیکلی ایستاده بود. گاهی به مردمی که در حال پچ پچ بودند، نگاه می کرد. منتظر بود ببیند قاضی چطور بینشان قضاوت می کند. مطمئن بود ناراضی از این در بیرون نمی رود. قنبر، غلام لاغر سیاه چرده، به آن دو اشاره ای کرد. آن دو جلو رفتند و رو به روی امیرالمؤمنین، علی (ع) ایستادند. جوان چهارشانه، نگاهش که به امیرالمؤمنین افتاد، سرش را پایین انداخت و عرق دست هایش را با لباسش پاک کرد. قاضی از آنها خواست که یک بار دیگر ادعایشان را مطرح کنند. مرد لاغر اندام، رگ های گردنش متورم شده بود و با حرارت حرف می زد و وقت حرف زدن مدام دست هایش را تکان می داد. جوان هیکلی، گاه حرفش را قطع می کرد و می گفت که او دارد دروغ می گوید. همهمه میان مردمی که برای تماشا آمده بودند، بیشتر شد:
- جالب است هر دو ادعا می کنند آن یکی غلام است.
- نمی دانم امیرالمؤمنین چطور می خواهد غلام را از مولا مشخص کند.
- هیس! مثل اینکه دارد اتفاقی می افتد ببین علی (ع) چطور با قنبر آهسته حرف می زند. حتماً فهمیده کدامشان دروغ می گویند.
هیاهو اندکی فروکش کرد. قنبر به دو مرد اشاره کرد که رو به دیوار بایستند. امیرالمؤمنین با صدای بلند رو به قنبر گفت: « قنبر آماده باش!»
قنبر شمشیری را که دستش بود، از غلاف بیرون کشید و با صدایی محکم پاسخ داد: « آماده ام یا علی!»
جوان هیکلی به مرد لاغر اندام نگاه کرد. هر دو رنگ صورتشان لحظه به لحظه سفیدتر می شد.
امیرالمؤمنین گفت: « هر وقت گفتم، سر آن کسی که غلام است، از بدنش جدا کن!»
جوان هیکلی که نمی توانست درست نفس بکشد، با گوشه لباسش عرق را از روی صورت و گردنش پاک کرد. هر دو مرد باز به یکدیگر نگاه کردند و منتظر بودند ببینند کدام یک کوتاه می آید. قنبر شمشیرش را بالا برد. لبه تیز شمشیر که برای لحظه ای در نور خورشید برق زد، مثل نیزه ای به چشم هر دو مرد فرو شد. جوان هیکلی دلش فرو ریخت. قلبش با چنان شدتی می کوبید که بازتاب صدایش را در سرش می شنید. با چشمانی گرد شده به دست قنبر که بالای سرش به صورت آماده باش بود، نگاه کرد. همه ساکت شده بودند. امیرالمؤمنین گفت: « بزن»
جوان هیکلی به سرعت رویش را برگرداند و خودش را به زمین انداخت. (4)



:: مرتبط با: امام علی (ع) ,
:: برچسب‌ها: داستان های کوتاه پیرامون امام علی (ع) , امام علی , امام علی +داستان , حکایات مذهبی , حکایات در مورد ائمه , داستان های کوتاه در مورد امام علی , داستان ها ی کوتاه درمورد ائمه , ارزوی یتیمی , تکریم مردم , بندگی خدا , غلام و مولا , علی ولی الله , علی اسد الله , علی عین الله , امام زمان , ام ابیها ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 10 دی 1391 | نظرات ()



قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات